خبرآنلاین - شهاب شهسواری: در فاصله کمتر از دو هفته تا برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در ۱۲ آبان ۱۴۰۵ (نوامبر ۲۰۲۶)، نظرسنجی‌های ملی از افت کم‌سابقه محبوبیت دونالد ترامپ به محدوده ۳۱ تا ۳۲ درصد و نارضایتی بیش از ۷۰ درصدی شهروندان از مسیر کلی کشور حکایت دارند. تداوم جنگ میان آمریکا و ایران، عبور قیمت گازوئیل از ۶.۵ دلار و بنزین از ۴ دلار در هر گالن، به متغیرهای محوری در داوری رای‌دهندگان تبدیل شده‌اند. این تحولات، احتمال وقوع یک «موج آبی» (پیروزی سراسری حزب دموکرات) و انتقال موازنه قدرت قانون‌گذاری به حزب دموکرات را در کانون گمانه‌زنی‌های سیاسی و بین‌المللی قرار داده است.

محمدرضا تخشید، استاد بازنشسته روابط بین‌الملل و رئیس پیشین دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با کافه خبر خبرآنلاین تأکید کرد که اگرچه تسلط دموکرات‌ها بر کنگره اختیارات تام رئیس‌جمهور در فرماندهی کل قوا را یک‌شبه متوقف نمی‌کند، اما ابزارهای نظارتی نیرومندی برای مهار رفتارهای خودسرانه، استماع در کمیته‌های تخصصی، تفحص از پرونده‌های گسترده فساد مالی خانواده ترامپ و مسدود کردن روند انتصاب قضات و اعضای کابینه در اختیار آنان خواهد گذاشت. به باور تخشید، نارضایتی عمیق معیشتی ناشی از تحمیل تعرفه‌های گمرکی و شوک جنگ ایران، مزیت سنتی جمهوری‌خواهان را در ایالت‌های کشاورزی متزلزل ساخته است.

این کارشناس ارشد مسائل آمریکا با اشاره به دشواری رقابت دموکرات‌ها در مجلس سنا در مقایسه با چشم‌انداز روشن آنان در مجلس نمایندگان، تصریح کرد که جنگ ایران نخستین نبرد تاریخ معاصر ایالات متحده است که برخلاف تجربه‌های پیشین، از همان روز نخست با مخالفت افکار عمومی روبه‌رو شد و در ادامه این انزجار افزایش یافت. وی در تشریح سناریوهای پساانتخاباتی ترامپ هشدار داد که اگرچه رفتار غیرمتعارف و خشم ناشی از شکست ممکن است به تصمیمات احساسی نظیر حملات پراکنده یا تهاجم گسترده دامن بزند، اما ترکیب مجلس آینده به گونه‌ای رقم خواهد خورد که شمار مخالفان تداوم جنگ در میان هر دو حزب رشد چشمگیری می‌یابد.

در ادامه متن کامل گفت‌وگوی خبرآنلاین را با محمدرضا تخشید، استاد بازنشسته روابط بین‌الملل و رئیس پیشین دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مطالعه می‌کنید.

اگر دموکرات‌ها حداقل یکی از دو مجلس را در دست بگیرند، اختیارات مطلق ترامپ زیر ضربه‌بین قرار می‌گیرد

*** ما در آستانه یک انتخابات هستیم که به اعتقاد بعضی چندان اثرگذار نیست و به اعتقاد بعضی دیگر سرنوشت‌ساز است. می‌خواهم نظر شما را در این مورد بدانم؛ انتخاباتی که روز ۱۲ آبان در ایالات متحده آمریکا برگزار می‌شود، آیا تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است و می‌تواند مسیر کلی کشور یا ساختار سیاسی را تغییر دهد یا اینکه یک انتخابات میان‌دوره‌ای معمولی نظیر ادوار گذشته به شمار می‌رود؟

پیروزی دموکرات‌ها در یکی از دو مجلس، اختیارات مطلق ترامپ را سلب می‌کند و پرونده‌های مالی و تصمیمات اداری او و اطرافیانش را زیر ذره‌بین استماع و نظارت قانونی قرار خواهد دادانتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا معمولاً بی‌تأثیر نیست، ولی خیلی وقت‌ها هم تعیین‌کننده مطلق به حساب نمی‌آید. این انتخابات مربوط به دو مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریکا است و البته در کنار آن، انتخابات فرمانداران، شهرداران و انتخابات مجالس ایالتی و محلی را نیز در بر می‌گیرد. در بعد ملی، تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان به رأی گذاشته می‌شوند و همچنین یک‌سوم از نمایندگان مجلس سنا مجدداً انتخاب خواهند شد.

در انتخابات سال ۲۰۲۴، همراه با پیروزی ترامپ در ریاست‌جمهوری، حزب جمهوری‌خواه توانست اکثریت را هم در مجلس سنا و هم در مجلس نمایندگان در دست بگیرد. در نتیجه، تقریباً می‌توان گفت اختیارات مطلقی، به جز در مواردی که در سنا حتماً باید ۶۰ رأی موافق برای شکستن سد فیلی‌باستر وجود داشته باشد، در اختیار جمهوری‌خواهان قرار گرفت. طی این مدت، دموکرات‌ها عملاً کار مهمی در رابطه با نظارت، بررسی و تفحص، و یا ممانعت از تصمیمات خودسرانه‌ای که ترامپ می‌گرفت نمی‌توانستند انجام دهند و ابزار و توان چندانی در اختیار نداشتند.

اما این انتخابات تا حد بسیار زیادی می‌تواند فضا را دگرگون کند، مشروط بر اینکه دموکرات‌ها بتوانند حداقل یکی از این دو نهاد قانون‌گذاری را تصاحب کنند. اگر موفق شوند هر دو مجلس را در اختیار بگیرند که کارایی فوق‌العاده‌ای خواهد داشت و سد محکمی در برابر تصمیمات ترامپ و جمهوری‌خواهان ایجاد خواهد شد.

تخشید: پمپ‌بنزین‌های آمریکا به ستاد تبلیغاتی دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند / جنگ ایران تنها نبرد تاریخ مدرن آمریکا است که مردم از روز اول با آن مخالف بودند

به عنوان نمونه، در رابطه با مجلس نمایندگان، آن‌ها از اختیارات نظارتی بسیار گسترده‌ای برخوردارند. در شرایط فعلی، خیلی از نهادها، مردم و احزاب احساس می‌کنند اقداماتی که ترامپ شخصاً انجام می‌دهد، کارهای مالی که اطرافیان و خانواده‌اش پیش می‌برند و یا رفتارهایی که در ابعاد سیاسی و غیرسیاسی از او سر می‌زند، بدون هیچ‌گونه حساب‌کشی باقی مانده است؛ چرا که هیچ اکثریتی در مجلس نمایندگان وجود ندارد که بتواند یک جلسه استماع رسمی تشکیل دهد، پرونده‌ها را بررسی کند و در صورت محرز شدن تخلف، آن را به نهادهای قضایی ارجاع دهد. این نخستین و مهم‌ترین تأثیری است که پیروزی دموکرات‌ها به همراه دارد و هر اقدام ترامپ و جمهوری‌خواهان را زیر ذره‌بین نظارتی قرار خواهد داد. این امر همچنین فرآیند تدوین قوانین را تا حد زیادی متوقف یا بلاتکلیف می‌گذارد، مگر آنکه با توافق اکثریت دموکرات پیش برود.

شواهد عینی از ۳۰ انتخابات ویژه نشان می‌دهد که دموکرات‌ها در بالای ۹۵ درصد حوزه‌ها پیروز شده‌اند که نشانه‌ای قطعی از نارضایتی گسترده جامعه از وضعیت حاکم استاز طرف دیگر، مجلس سنا جایگاه به مراتب مهم‌تری در ساختار حاکمیتی دارد. مهم‌ترین وظیفه اختصاصی سنا، انتصاب قضات دادگاه‌های فدرال، بررسی قضات شبکه‌های قضایی آمریکا، و مهم‌تر از همه، تعیین تکلیف جایگاه قضات دیوان عالی کشور در صورت خالی شدن کرسی‌ها است. اگر دموکرات‌ها سنا را در دست داشته باشند، حرف آخر را آنان می‌زنند و می‌توانند به گزینه‌های معرفی‌شده از سوی ترامپ رأی اعتماد ندهند یا اصلاً پرونده آن‌ها را در صحن علنی مطرح نکنند. علاوه بر این، اعضای کابینه و وزرایی که ترامپ معرفی می‌کند نیز باید از سد تأیید سنا عبور کنند.

در نتیجه، اگرچه این انتخابات به گونه‌ای نخواهد بود که بگوییم مثلاً در سیاست‌گذاری‌های کلان دفاعی رئیس‌جمهور تغییری فوری ایجاد کند و اختیاراتی به دموکرات‌ها بدهد که جنگ علیه ایران را بلادرنگ متوقف سازند، اما بدون شک مانع بخش عمده‌ای از رفتارهای لجام‌گسیخته خواهد شد و دولت ترامپ را وادار به پاسخگویی جدی می‌کند.

خطای پیش‌بینی در نظرسنجی‌ها با داده‌های انتخابات ویژه و شور رأی‌دهندگان قابل ارزیابی است

*** ما در نظرسنجی‌های اخیر شاهدیم که محبوبیت ترامپ به ۳۱ تا ۳۲ درصد رسیده و حدود ۷۱ درصد از شهروندان آمریکایی مسیر کشور را غلط می‌دانند. در موضوع جنگ با ایران نیز گاهی تا ۸۰ درصد عنوان کرده‌اند که این جنگ ارزش جنگیدن نداشت. از طرفی جهش قیمت سوخت به پای ترامپ نوشته شده است. آیا این نظرسنجی‌ها می‌تواند نماد شکل‌گیری یک «موج آبی» برای دموکرات‌ها باشد؟

در انتخابات آمریکا یک روز می‌تواند کارکرد یک سال را داشته باشد. وقوع سورپرایز اکتبر و رخدادهای ناگهانی همواره ظرفیت تغییر نتایج پیش‌بینی‌شده را داراستدر دهه اخیر و مشخصاً از زمانی که ترامپ وارد صحنه شده است، نهادهای نظرسنجی به دلیل تحولات فناوری ناچار شدند روش‌های پرسش و پاسخ خود را تغییر دهند. بیست، سی یا چهل سال پیش عموم مردم تلفن ثابت داشتند و نمونه‌گیری و سنجش جامعه آماری از روش‌های مطمئن‌تری صورت می‌گرفت و جامعه نمونه اعتبار بالاتری داشت. اما این الگو کاملاً به هم خورده است؛ امروزه بخش عمده نظرسنجی‌ها مجبورند از طریق آنلاین یا تلفن همراه انجام شوند که روش‌های پرهزینه‌تری هستند و دقت گذشته را ندارند.

در دو سه دوره اخیر، به‌ویژه در انتخابات ریاست‌جمهوری، خطاهای فاحشی در پیش‌بینی‌ها ثبت شد؛ مثلاً در انتخابات ۲۰۲۴ احتمال پیروزی رقیب را بالاتر می‌دانستند، اما دیدیم که ترامپ برنده شد.

با وجود تمام این ابهامات و تردیدها، نظرسنجی همچنان ابزاری کارآمد در دست احزاب، کاندیداها و اتاق‌های فکر برای تنظیم کارزارهای انتخاباتی است. خود من، و بسیاری از تحلیل‌گران، برای رسیدن به برآوردی دقیق‌تر، عوامل دیگری را در کنار نظرسنجی‌ها بررسی می‌کنیم:

  • نخست، سابقه خطای تاریخی نظرسنجی‌ها در ایالت‌های گوناگون است. برای نمونه، بررسی می‌شود که در ایالت اوهایو در ادوار گذشته، نظرسنجی‌ها چند درصد خطای محاسباتی داشته‌اند. اگر مثلاً خطای متوسط ۳ تا ۵ درصدی دیده شود، آن را در معادلات جاری تصحیح و تعدیل می‌کنند.
  • نکته دوم، بررسی «انتخابات‌های ویژه» (Special Elections) است؛ یعنی انتخاباتی که در سال‌های غیرانتخاباتی (Off-year) یا میان دو دوره برای تصاحب کرسی‌های خالی برگزار می‌شود؛ مواردی مانند فوت یک نماینده، استعفا یا ورود سناتور به دولت. به عنوان مثال، در ایالت اوهایو به خاطر اینکه جی‌دی ونس معاون رئیس‌جمهور شد و کرسی سنایش خالی ماند، یا در فلوریدا برای جایگزینی مارکو روبیو که به وزارت خارجه رفت، یا کرسی‌های مجلس نمایندگان و انتخابات فرمانداران، انتخابات‌های ویژه متعددی برگزار شد.

افت محسوس مشارکت حامیان حزب جمهوری‌خواه در آرای زودهنگام و پستی نسبت به دوره گذشته، نشانه سرخوردگی پایگاه سنتی از سیاست‌های کاخ سفید استبررسی بیش از ۳۰ انتخابات ویژه برگزارشده در پنج تا شش ماه گذشته نشان می‌دهد که دموکرات‌ها در بالای ۹۵ درصد این انتخابات‌ها به پیروزی قاطع رسیده‌اند. جالب اینجاست که در حوزه‌های سنتی جمهوری‌خواهان، حتی اگر کاندیدای جمهوری‌خواه برنده شده، حاشیه پیروزی ۲۵ درصدی قبلی‌اش به حدود ۱۲ درصد کاهش یافته است؛ یعنی دموکرات‌ها در تمامی نقاط رشد رأی ۱۰ تا ۱۵ درصدی را ثبت کرده‌اند. این داده‌های عینی ثابت می‌کند که نارضایتی فوق‌العاده عمیقی در میان مردم از وضعیت جاری شکل گرفته و صحت نظرسنجی‌های ناظر بر افت ترامپ را تقویت می‌کند.

  • مؤلفه سوم، برتری دموکرات‌ها در ایالت‌های محل نبرد بر سر کرسی‌های سناست. در هفت یا هشت ایالت کلیدی، کاندیداهای دموکرات از نیم درصد تا ۹ درصد جلوتر هستند. در این میان، متغیر «شور و انگیزه انتخاباتی» تعیین‌کننده است. شرایط امروز به گونه‌ای است که ۵۰ تا ۶۰ درصد از پایگاه بدنه حزب جمهوری‌خواه، گرچه موافق قدرت گرفتن دموکرات‌ها نیستند، اما از تصمیمات حزبی و وضعیت موجود به شدت ناامیدند و انگیزه پایینی برای رفتن پای صندوق‌ها دارند. در مقابل، در انتخابات مقدماتی درون‌حزبی، میزان مشارکت ثبت‌شده دموکرات‌ها بین ۲۰ تا ۳۰ درصد بالاتر از جمهوری‌خواهان بود. کنار هم گذاشتن این شاخص‌ها احتمال انطباق نظرسنجی‌ها با واقعیت میدانی را به مراتب بیشتر می‌کند.
  • تخشید: پمپ‌بنزین‌های آمریکا به ستاد تبلیغاتی دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند / جنگ ایران تنها نبرد تاریخ مدرن آمریکا است که مردم از روز اول با آن مخالف بودند

در انتخابات آمریکا یک روز می‌تواند معادلات یک سال را تغییر دهد؛ نباید از سورپرایز اکتبر غافل شد

*** ترامپ همواره به عنوان پدیده‌ای شناخته می‌شد که اقشار خاموش جامعه را پای صندوق می‌آورد. آیا اکنون در میان دموکرات‌ها انگیزه‌ای شبیه به شعار «تغییر و امید» باراک اوباما در سال ۲۰۰۸ شکل گرفته است؟

تفاوت بحران کنونی با جهش‌های تاریخی نفت در این است که ترامپ عامل مستقیم گرانی‌ها شناخته می‌شود و جنگ با ایران تورم را به اولویت نخست رأی‌دهندگان بدل ساخته استدر ادبیات انتخاباتی آمریکا این قاعده معروف وجود دارد که می‌گویند «یک روز، معادل یک سال است». معنای این حرف آن است که در طول یک شبانه‌روز، رویدادهایی می‌تواند رخ دهد که آرایش آرا در یک ایالت کلیدی را برای سنا یا مجلس نمایندگان کاملاً معکوس کند. علاوه بر این، متغیر «سورپرایز اکتبر» (October Surprise) مطرح است؛ وقوع یک شوک خبری یا بحران پیش‌بینی‌نشده در این دو هفته باقی‌مانده می‌تواند محاسبات را به کلی به هم بریزد. پس نباید این نظرسنجی‌ها را نتیجه قطعی تلقی کرد، بلکه این آمار وضعیت امروز را نشان می‌دهد و تا روز رأی‌گیری احتمال تحول وجود دارد.

نکته مهم ساختاری این است که انتخابات در آمریکا صرفاً در یک روز واحد خلاصه نمی‌شود. رأی‌گیری پستی و زودهنگام در بسیاری از ایالت‌ها از هفته‌ها قبل آغاز شده و در ایالت‌هایی نظیر تگزاس یا کارولینای شمالی، مردم امکان حضور در شعب زودهنگام را دارند. داده‌های حاصل از این آرا نشان می‌دهد که دموکرات‌ها شور انتخاباتی خود را حفظ کرده‌اند.

همواره رسم بر این بوده که پایگاه رأی دموکرات‌ها بیشتر از ابزار پست و رأی‌گیری پیش از موعد استفاده کنند؛ اما وقتی این آمار با انتخابات میان‌دوره‌ای چهار سال پیش مقایسه می‌شود، دیده می‌شود که مشارکت جمهوری‌خواهان ۱۰، ۱۵ و در برخی حوزه‌ها تا ۲۰ درصد افت کرده است.

گرچه آرای پستی حزبی خوانده نمی‌شود، اما مشخصات ثبت‌نامی فرد حاکی از تعلق حزبی اوست. گزارش‌ها نشان می‌دهد در شرایط فعلی، حتی بخشی از جمهوری‌خواهان ثبت‌نام‌شده در ایالت‌هایی مانند کانزاس، علناً اعلام کرده‌اند که این بار رأی خود را به نامزد دموکرات خواهند داد.

تخشید: پمپ‌بنزین‌های آمریکا به ستاد تبلیغاتی دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند / جنگ ایران تنها نبرد تاریخ مدرن آمریکا است که مردم از روز اول با آن مخالف بودند

نظرسنجی‌ها تجاری و پرهزینه شده‌اند، اما فشار هزینه‌های میدانی عامل اصلی افت دقت است

*** آیا تجاری‌شدن نظرسنجی‌ها و سفارش آن‌ها توسط بنگاه‌های رسانه‌ای نظیر رویترز، فاکس‌نیوز، واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز، به منظور تولید تیترهای ژورنالیستی، بر اعتبار علمی آن‌ها اثر منفی نگذاشته است؟

برای دموکرات‌ها هیچ بیلبورد تبلیغاتی گویاتر از نمایشگرهای پمپ‌بنزین‌ها نیست؛ جایی که هر شهروند و کشاورز هزینه سنگین ماجراجویی‌های کاخ سفید را از جیب خود می‌پردازدامروزه اجرای یک پیمایش ملی نیازمند سرمایه‌گذاری سنگینی است و هیچ محقق یا نهاد دانشگاهی مستقلی به تنهایی توان تأمین این مبالغ را ندارد؛ به همین دلیل نهادهای نظرسنجی معمولاً به سفارش احزاب یا بنگاه‌های رسانه‌ای کار می‌کنند. جهت‌گیری‌های حزبی کارفرمایان قطعاً می‌تواند در ساختار پرسش‌ها و تمرکز بر جوامع خاص مؤثر باشد. به عنوان مثال، نظرسنجی‌های شبکه فاکس‌نیوز گرچه در ساختاری محافظه‌کار انجام می‌شود، اما به دلیل رعایت استانداردهای فنی، حتی از سوی منتقدان این شبکه نیز آماری معتبر تلقی می‌گردد.

اما تحول اصلی در این حوزه، ناشی از کاهش شدید پاسخگویی عمومی، بالا رفتن نجومی هزینه‌های نمونه‌گیری و روی آوردن به ابزارهای تلفنی مدرن است که کار دستیابی به جامعه نمونه بی‌طرف را سخت‌تر کرده است. این عوامل ساختاری اثر بسیار عمیق‌تری نسبت به وابستگی رسانه‌ای بر خطاهای نظرسنجی گذاشته‌اند.

جنگ ایران سیاست خارجی را به معیشت روزمره مردم آمریکا متصل کرد؛ ترامپ مستقیماً مسبب تورم شناخته می‌شود

*** در طول دهه‌های گذشته، سیاست خارجی رتبه نازلی در اولویت‌های رأی‌دهندگان آمریکایی داشته است؛ چه شد که امروز جنگ با ایران، گازوئیل بالای ۶.۵ دلار و بنزین بالای ۴ دلار در کانون محاسبات انتخاباتی قرار گرفته است؟

نقض تعهد انتخاباتی ترامپ مبنی بر پرهیز از جنگ‌های بی‌پایان، به پایگاه وفادار او در ایالت‌های کشاورزی ضربه زده و شماری از آنان را به سمت کاندیدای رقیب سوق داده استدر تمام مطالعات تاریخی و افکارسنجی‌های سالانه، سیاست خارجی معمولاً در جایگاه‌های چهارم، پنجم یا ششم پس از اقتصاد، نظام سلامت، مهاجرت و مباحث اجتماعی قرار می‌گرفت و تأثیر آن گاه زیر ۱۰ درصد بود. حتی در انتخابات سال ۱۹۸۰ که ماجرای گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران شکست جیمی کارتر را تسریع کرد، اگر کارتر اقتصاد قدرتمندی داشت، شاید با آزادی گروگان‌ها در روزهای پایانی می‌توانست نتیجه را تغییر دهد؛ اما ضعف اقتصادی مفرط او عامل اصلی پیروزی رونالد ریگان شد. همان‌طور که بیل کلینتون با آن شعار معروف گفت: «مسئله، اقتصاد است، احمق!» (It's Economy Stupid)

اما تفاوت بنیادین امروز در این است که مسبب اصلی این بحران اقتصادی، شخص رئیس‌جمهور است. در بحران‌های گذشته، مانند اشغال کویت توسط صدام در دوره بوش پدر، یا وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ که قیمت نفت را از ۷-۸ دلار به بالای ۴۰ دلار رساند، افکار عمومی این تغییرات را به عنوان یک شوک بیرونی و منطقه‌ای می‌دیدند که خارج از کنترل رئیس‌جمهور کاخ سفید رخ داده است.

اما در بحران کنونی، افکار عمومی شخص ترامپ را مقصر و آغازگر ماجرا می‌دانند. این عاملیت مستقیم رئیس‌جمهور، بیشترین ضربه را به رفاه اجتماعی وارد کرده است. مردم فراموش نکرده‌اند که ترامپ در جریان تبلیغات، روبه‌روی کاخ سفید سبدی از کالاهای اساسی و تخم‌مرغ چید و وعده داد قیمت‌ها را بلافاصله پایین می‌آورد. جامعه به دلیل تورم سنگین دوران کرونا در دولت بایدن به ترامپ متمایل شد؛ هرچند بایدن در ماه‌های پایانی تورم را تا ۳ درصد مهار کرد، اما اثر آن در سبد خرید روزانه برای مردم ملموس نبود.

ترامپ از روز نخست دو اقدام تورم‌زا انجام داد: اول، تحمیل تعرفه‌های تجاری سنگین که سرعت گرانی را بالا برد؛ و دوم و مهم‌تر از همه، آغاز جنگ با ایران که شاخص تورم را ۱.۵ واحد دیگر جهش داد و به ۳.۷ درصد رساند و اکنون خطر عبور از مرز ۴ درصد وجود دارد.

ترامپ در دوره دوم چهره‌هایی فاقد صلاحیت را به عنوان مقامات قضایی و نظامی گماشت و سناتورها را با تهدید به رأی اعتماد دادن به این افراد وادار کردهمان‌طور که یکی از کارشناسان آمریکایی تأکید می‌کرد، برای دموکرات‌ها هیچ تبلیغاتی گویاتر از ایستگاه‌های پمپ‌بنزین نیست؛ جایی که هر راننده برای هر بار سوخت‌گیری باید ۱۰ تا ۱۵ دلار پول اضافه پرداخت کند. این وضعیت برای کشاورزان و دامداران در ایالت‌های سنتی جمهوری‌خواهان نظیر آیووا و کانزاس که پایگاه اصلی ترامپ هستند فاجعه‌بار است. بهای گازوئیل افزایشی سرسام‌آور داشته و یک کشاورز متوسط سالانه ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار تنها برای تأمین سوخت ماشین‌آلاتش هزینه اضافی می‌پردازد. گازوئیل گران هم کشاورز را عصبانی می‌کند و هم کالای تولیدی او را گران کرده و عامه مصرف‌کنندگان را به ستوه می‌آورد. بنابراین جنگ ایران به عامل مستقیم بحران معیشتی بدل شده و تورم را به اولویت نخست رأی‌دهندگان در انتخابات ۱۲ آبان تبدیل کرده است.

تخشید: پمپ‌بنزین‌های آمریکا به ستاد تبلیغاتی دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند / جنگ ایران تنها نبرد تاریخ مدرن آمریکا است که مردم از روز اول با آن مخالف بودند

نظام سلامت آمریکا فاجعه‌بار است؛ اما نقض تعهد ترامپ در نفی جنگ‌های بی‌پایان، پایگاه محافظه‌کاران را متزلزل کرد

*** آیا این تقدم اقتصاد یک قاعده همگانی در تمام دموکراسی‌هاست و آیا مردم اساساً وعده‌های انتخاباتی را باور می‌کنند؟

نظرسنجی اخیر فاکس‌نیوز نشان می‌دهد ۸۸ درصد رأی‌دهندگان، فساد مالی ساختاری و قراردادهای تجاری و رمزارزی اطرافیان ترامپ را دغدغه اصلی خود در انتخابات می‌داننددر تمام دموکراسی‌های غربی مباحث معیشتی اولویت اول است، گرچه وزن آن متغیر است. به عنوان مثال در اروپا مباحث محیط‌زیستی یا خدمات عمومی وزن بالاتری دارند و از آنجا که کشورها به هم فشرده‌اند و حمل‌ونقل عمومی و قطار گسترده است، جهش بهای سوخت اثر تخریبی کمتری نسبت به جامعه آمریکا بر جای می‌گذارد. در آمریکا به ویژه در مناطق غیرشهری، کمتر کسی است که فاصله خانه تا محل کارش زیر نیم ساعت رانندگی باشد؛ بنابراین بنزین و گازوئیل تعیین‌کننده است.

درباره وعده‌ها، مردم تا حدی می‌دانند که بخشی از وعده‌ها جنبه اغراق‌آمیز دارد. در موضوع خدمات درمانی، وضعیت آمریکا واقعاً اسف‌بار است؛ هیچ نظام بیمه درمانی همگانی دولتی وجود ندارد و شرکت‌های خصوصی بیمه نیز بخش ناچیزی را پوشش می‌دهند. هزینه‌ها چنان وحشتناک است که در مصاحبه‌ای یک شهروند عادی عنوان می‌کرد هزینه یک جراحی ساده آپاندیس برای او ۶۰ هزار دلار تمام شده است! سامانه‌های دولتی نظیر مدیکید تنها بخش‌های به شدت کم‌درآمد را به صورتی ناقص پوشش می‌دهند و فرد همچنان باید درصدی از هزینه‌ها را بپردازد. وقتی کاندیدایی مانند برنی سندرز لایحه درمان همگانی رایگان مشابه کانادا را مطرح می‌کند، مردم می‌دانند احتمال تصویب آن در سنا نزدیک به صفر است، اما آن را نوعی تلاش تلقی کرده و نادیده می‌گیرند.

اما مسئله ترامپ کاملاً متفاوت است؛ او به صراحت در کارزارهای خود اعلام کرد که وارد هیچ جنگ تازه‌ای نخواهد شد، نیروی نظامی اعزام نمی‌کند و به جنگ‌های بی‌پایان خاتمه می‌دهد. حال آنکه دقیقاً خلاف آن عمل کرد و شعله جنگ با ایران را برافروخت. این نقض آشکار پیمان، توأم با آسیب‌های شدید معیشتی، دلیل عمده‌ای است که سبب شده بخشی از حامیان سابق حزب جمهوری‌خواه در رفتاری کم‌سابقه اعلام کنند در این دور به کاندیداهای دموکرات رأی خواهند داد. فراموش نکنیم در ایالت‌هایی که دموکرات‌ها برای سنا شانس پیروزی دارند — به استثنای ایالت مین — مناطقی هستند که ترامپ در سال ۲۰۲۴ با اختلاف بیش از ۱۰ درصد در آن‌ها پیروز شده بود و تنها با ریزش بخشی از آرای محافظه‌کاران و پیوستن آن‌ها به دموکرات‌ها، تغییر کرسی‌ها ممکن می‌شود.

دولت دوم ترامپ نقاب‌ها را کنار زد؛ ژنرال‌های مقتدر دوره نخست دیگر در کاخ سفید حضور ندارند

*** ترامپ در دوره نخست خود با وجود مواضع تندش، کمتر دست به انحراف از وعده‌ها زد؛ چه فرآیندی رخ داد که در دوره دوم وعده‌های ضدجنگ خود را رها کرد و کشور را به این مسیر کشاند؟

نظارت دموکرات‌ها روند اقدامات پرخاشگرانه دولت را کند می‌کند؛ ترامپ در محافل بسته پذیرفته در صورت شکست در دو مجلس، چاره‌ای جز مصالحه با اکثریت نخواهد داشتدر سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ کمتر کسی در محافل سیاسی آمریکا، و حتی خود ترامپ، تصور می‌کرد که او واقعاً برنده انتخابات شود. در شب انتخابات، سامانه‌های نیویورک‌تایمز حتی زمانی که پیشتازی ترامپ در ایالت‌ها آشکار می‌شد، همچنان شانس هیلاری کلینتون را بالای ۵۶ درصد ارزیابی می‌کردند! به همین دلیل، ترامپ در بدو ورود با بدنه‌ای از جمهوری‌خواهان باسابقه، مقتدر و اصیل کابینه تشکیل داد.

چهره‌هایی نظیر جیمز متیس در وزارت دفاع حضور داشتند که صراحتاً اعلام کرده بود اگر دستوری از رئیس‌جمهور برخلاف منافع عالیه کشور باشد آن را اجرا نخواهد کرد. رکس تیلرسون در وزارت خارجه و جان کلی در جایگاه رئیس دفتر کاخ سفید مدت‌ها به عنوان ترمز تصمیمات نامتعارف او عمل می‌کردند. در وزارت دادگستری، جف سشنز به عنوان دادستان کل، بازرس ویژه‌ای برای پرونده دخالت روسیه در انتخابات تعیین کرد که خشم ترامپ را برانگیخت و پس از انتخابات میان‌دوره‌ای برکنار شد. حتی ویلیام بار نیز پس از شکست در انتخابات ۲۰۲۰، حاضر نشد در ماجرای حمله به کنگره در ششم ژانویه خواسته‌های ترامپ را اجرا کند و استعفا داد. ترامپ از این مقاطع درس گرفت و متوجه شد در سیستم سیاسی می‌تواند بدون پاسخگویی پیش برود.

به همین دلیل در دور دوم، او تمام پرده‌ها را کنار زد. از روز نخست، افرادی را به عنوان دادستان کل، وزیر دفاع، وزیر بهداشت (که چهره‌ای ضدواکسن بود) و رئیس اف‌بی‌آی معرفی کرد که فاقد هرگونه کفایت و صلاحیت اداری و شایستگی مدیریتی بودند؛ به طوری که خود جامعه آمریکا و نمایندگان باسابقه به این انتصابات می‌خندیدند!

ترامپ سنا را با تهدید به معرفی رقبای افراطی در انتخابات مقدماتی عملاً گروگان گرفت و آن‌ها را وادار کرد به این افراد رأی دهند؛ چنان‌که برای برخی وزرا آرا مساوی ۵۰-۵۰ شد و جی‌دی ونس ناچار شد با رأی خود بن‌بست را بشکند. اخیراً حتی دو نفر از سناتورهای جمهوری‌خواه علناً اعتراف کردند که رأی دادن به این گزینه‌ها یک خطای فاحش بوده است.

او تمامی نرم‌ها و هنجارهای نانوشته دموکراسی را شکست؛ عرف این بود که ۶۰ روز پیش از انتخابات هیچ اقدام قضایی و امنیتی علیه ستادهای رقیب انجام نشود، اما کمتر از یک ماه مانده به انتخابات به خانه ایلهان عمر هجوم بردند. این ساختارشکنی تمام‌عیار در دوره دوم به وقوع پیوست.

تخشید: پمپ‌بنزین‌های آمریکا به ستاد تبلیغاتی دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند / جنگ ایران تنها نبرد تاریخ مدرن آمریکا است که مردم از روز اول با آن مخالف بودند

فساد مالی ساختاری ترامپ از مرز قبح‌زدایی گذشته است؛ ۸۸ درصد مردم فساد را دغدغه اصلی خود می‌دانند

*** گزارش‌ها درباره حضور فرزندان ترامپ و اطرافیان وزرا در معاملات رمزارز، مناقصات دولتی و قراردادهای مواد معدنی کمیاب در آسیای مرکزی تا چه حد واقعی است؟

شانس دموکرات‌ها برای تصاحب مجلس نمایندگان بسیار بالا و در مرز قطعیت است، اما رقابت بر سر مجلس سنا در ایالت‌های سنتی حریف، کارزاری شکننده خواهد بوددر گذشته سنتی پذیرفته‌شده وجود داشت که رئیس‌جمهور برای جلوگیری از هرگونه تعارض منافع، کلیه دارایی‌های خود را به صندوق‌های معتمد مستقل (Blind Trust) واگذار می‌کرد تا بدون اطلاع و دخالت او اداره شود. اما ترامپ این اصل را زیر پا گذاشت. او شخصاً وارد حوزه رمزارزها شد، با فعالان این بخش پیوند خورد، برخی متهمان محکوم این حوزه را مورد عفو ریاست‌جمهوری قرار داد و بیش از یک و نیم میلیارد دلار درآمدزایی کرد.

پرونده‌های مشارکت شرکت‌های متعلق به پسران ترامپ و پسران وزیر تجارت در مناقصات بزرگ استخراج مواد معدنی کمیاب در قزاقستان نمونه‌هایی غیرقابل انکار از این تخلفات است. در گذشته افکار عمومی اعطای برخی عفوها به هم‌حزبی‌ها را در دولت‌های اوباما یا بایدن می‌دید و با دید اغماض به آن می‌نگریست؛ اما ابعاد فساد مالی خانواده ترامپ از حد تحمل جامعه عبور کرده است.

نظرسنجی اخیر فاکس‌نیوز حاوی یافته‌ای شگفت‌انگیز بود: برخلاف تصور پژوهشگران، ۸۸ درصد از شهروندان در ارزیابی اولویت‌های خود، بر مسئله «فساد مالی ساختاری» دست گذاشتند. پارادوکس ماجرا در اینجاست که ترامپ در سال ۲۰۱۶ با شعار «خشکاندن مرداب واشنگتن» به قدرت رسید، اما اکنون عمیق‌ترین مرداب فساد را پیرامون خود بنا کرده است. پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان بلافاصله به تشکیل کمیته‌های تفحص و به جریان افتادن پرونده‌های مالیاتی و تجاری او و خانواده‌اش منجر خواهد شد.

تخشید: پمپ‌بنزین‌های آمریکا به ستاد تبلیغاتی دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند / جنگ ایران تنها نبرد تاریخ مدرن آمریکا است که مردم از روز اول با آن مخالف بودند

اختیارات دموکرات‌ها در برابر قانون‌شکنی‌های ترامپ نامحدود نیست، اما ماشین تصمیمات او را کند خواهد کرد

*** استراتژی منتسب به حامیان ترامپ این است که «وقتی می‌خواهی کار کثیف انجام دهی، کل زمین را با سیلاب کثافت بشور»؛ اگر دموکرات‌ها پیروز شوند، با حجم عظیم پرونده‌ها و وزرای نامتعارف چه کاری از پیش می‌برند؟

توان و اختیارات قانونی دموکرات‌ها در برابر شخصیتی که هیچ احترامی برای احکام قضایی قائل نیست محدود است. او در محوطه کاخ سفید ساخت‌وسازهایی به راه انداخته، سالن‌های رقص عظیمی می‌سازد که خود کاخ سفید را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و حتی در برابر دستور صریح دادگاه مبنی بر توقف تخریب، بدون اعتنا رفته و بیش از ۴۰۰ اصله درخت ۵۰ ساله را قطع کرده است!

اگر دموکرات‌ها به پیروزی برسند، استیضاح یکایک وزرا نظیر دادستان کل یا وزیر دفاع، فرآیندی طولانی، فرساینده و چندماهه است و بخشی از دموکرات‌ها معتقدند نباید تمام وقت مجلس صرف کمیته‌های استماع شود تا مبادا از بهبود اوضاع معیشتی مردم غافل بمانند.

با این حال، پیروزی در دو مجلس یک دستاورد بنیادین دارد: کند کردن ماشین تصمیم‌گیری دولت ترامپ. ایجاد جلسات استماع و نظارت‌های پیاپی مانعی بزرگ بر سر راه اقدامات یک‌جانبه خواهد بود. کار به جایی رسیده که ترامپ در محافل بسته اظهار کرده اگر دموکرات‌ها کنگره را ببرند، تن به مصالحه خواهد داد تا به یک رئیس‌جمهور کاملاً ابتر و بی‌اختیار تبدیل نشود.

تخشید: پمپ‌بنزین‌های آمریکا به ستاد تبلیغاتی دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند / جنگ ایران تنها نبرد تاریخ مدرن آمریکا است که مردم از روز اول با آن مخالف بودند

شانس دموکرات‌ها برای مجلس نمایندگان بالای ۸۰ درصد است، اما پیروزی در سنا رقابتی بسیار شکننده خواهد بود

*** موازنه واقعی میان دو حزب برای فتح مجلس نمایندگان و سنا در روز انتخابات چگونه خواهد بود؟

جنگ علیه ایران تنها نبردی در تاریخ مدرن آمریکاست که از همان روز نخست با مخالفت افکار عمومی آغاز شد و در طول زمان این انزجار مردمی افزایش یافته استپیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان با احتمال بالایی قطعی است. دموکرات‌ها از مجموع ۴۳۵ کرسی تنها به جابه‌جایی ۳ کرسی برای کسب اکثریت نیاز دارند. در تاریخ ۱۲۰ ساله اخیر آمریکا، احزاب حاکم در دوره دوم به طور میانگین بیش از ۱۵ کرسی را در انتخابات میان‌دوره‌ای از دست داده‌اند؛ در طول بیش از یک قرن، تنها سه بار حزب رئیس‌جمهور پیروز شده که یک مورد آن مربوط به فضای هیجانی پس از حوادث ۱۱ سپتامبر در دوره بوش پسر بود. بنابراین احتمال پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان بالای ۷۰، ۸۰ و گاهی ۹۰ درصد برآورد می‌شود.

اما وضعیت در مجلس سنا کاملاً متفاوت و دشوار است. کرسی‌هایی که دموکرات‌ها در پی تصاحب آن هستند — به جز ایالت مین — همگی در ایالت‌هایی واقع شده‌اند که ترامپ با حاشیه ۱۰ تا ۱۵ درصدی در آن‌ها پیشتاز بوده است؛ مانند تگزاس که ۹۶ سال است هیچ سناتور دموکراتی در آن انتخاب نشده است!

باید در نظر داشت که دموکرات‌ها در زمین حریف بازی می‌کنند و این احتمال همواره وجود دارد که یک رأی‌دهنده محافظه‌کار که تا دیروز از گرانی‌ها عصبانی بوده، در لحظه آخر در باجه رأی‌گیری دوباره به نامزد جمهوری‌خواه رأی دهد.

علاوه بر این، تزریق کمک‌های مالی بی‌سابقه مانند کمک ۲۶۰ میلیون دلاری اخیر ایلان ماسک به کارزارهای جمهوری‌خواه، مانعی در برابر پیشروی دموکرات‌هاست، هرچند تاکنون این هزینه‌کردهای کلان نتوانسته تحولی چشمگیر در نظرسنجی‌ها ایجاد کند. بر این اساس، شانس دموکرات‌ها برای پیروزی در سنا بین ۵۵ تا ۵۷ درصد و حداکثر ۶۰ درصد تخمین زده می‌شود.

تخشید: پمپ‌بنزین‌های آمریکا به ستاد تبلیغاتی دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند / جنگ ایران تنها نبرد تاریخ مدرن آمریکا است که مردم از روز اول با آن مخالف بودند

جامعه آمریکا خواستار پایان جنگ است؛ در مجلس آینده مخالفان جنگ علیه ایران افزایش خواهند یافت

*** نتیجه این انتخابات چه تأثیری بر سرنوشت جنگ جاری میان آمریکا و ایران خواهد داشت؟ آیا شکست ترامپ او را به تشدید حملات برای سرپوش گذاشتن بر باخت وادار می‌کند؟

در ترکیب کنگره آینده واشنگتن، صرف‌نظر از هر اقدامی که ترامپ انجام دهد، شمار نمایندگان و سناتورهای مخالف تداوم جنگ با ایران در هر دو حزب رشد محسوسی خواهد داشتطبیعی است که فردی با روحیات ترامپ پس از شکست دچار خشم شود و دست به رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی بزند. او تصمیم‌گیری نیست که با صغری و کبری چیدن منطقی و مشورت با کارشناسان عمل کند و ممکن است از سر لجاجت دست به حملاتی بزند.

اما مسئله اصلی این است: فرماندهان نظامی چه گزینه‌ای پیش‌روی او می‌گذارند که در حملات سنگین گذشته محقق نشده باشد؟ هرگونه شکست نظامی تازه، بحران داخلی کاخ سفید را عمیق‌تر خواهد کرد. علاوه بر این، سرنوشت نتانیاهو در اسرائیل و احتمال جایگزینی او با چهره‌هایی که خود را مخالف جنگ‌افروزی می‌نامند نیز عنصری مؤثر در این معادله است.

نکته بنیادین این است که جنگ با ایران، تنها نبردی در تاریخ مدرن آمریکاست که از نخستین روز آغاز، با مخالفت قاطع اکثریت جامعه روبه‌رو شد؛ برخلاف جنگ افغانستان و عراق که محبوبیت بوش را به بالای ۸۰ درصد رساند. در گذشته رؤسای‌جمهور هنگام گرفتاری سیاسی با شلیک چند موشک محبوبیت کسب می‌کردند، اما در این جنگ با گذشت زمان، مخالفت افکار عمومی افزایش یافته است.

امروز حتی برخی نامزدهای جمهوری‌خواه فاصله خود را با ترامپ علنی کرده و خواستار پایان فوری نبرد شده‌اند؛ زیرا دو ماه پس از انتخابات، کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ کلید می‌خورد و سناتورهای جمهوری‌خواه باید پاسخگوی مردم باشند.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین