به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، همزمان با فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، متن روضهای مکتوب برای بهرهمندی مبلغان، مداحان و علاقهمندان به مجالس عزاداری منتشر شده است؛ روایتی سوگوارانه از روزهای پایانی عمر حضرت زهرا(س)، اندوه فراق پیامبر اکرم(ص) و وداع ایشان با امیرالمؤمنین علی(ع).
بنابر روایت حوزه، متن روضه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تقدیم میگردد.
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ
سلام بر تو ای بانوی راستکردار و شهیده؛ سلام بر تو ای بانوی مظلوم و حقستمدیده.
وداع جانسوز حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع)
روزهای پایانی عمر حضرت فاطمه زهرا(س)، روزهایی آکنده از اندوه و دلتنگی بود؛ روزهایی که امیرالمؤمنین علی(ع) در کنار همسر خویش پرستاری میکرد و فرزندان پیامبر(ص)، رنج مادر را به چشم میدیدند.
از آن وداع سخت و نگاههای آخر امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س)، جز روایت اندوه و مظلومیت چه میتوان گفت؟
گُل بر من و جوانی من گریه میکند
بلبل به همزبانی من گریه میکند
من گریه مخفیانه نمودم، ولی علی
بر گریه نهانی من گریه میکند
به بستر فاطمه افتاده و مولا پرستارش
ببین حال پرستار و مپرس احوال بیمارش
من از بهر علی گریان، علی از بهر من گریان
به نوبت زینب غمدیده دلداری دهد ما را
روایت امام صادق(ع) از رنجهای مادر
در نقل روضه، از امام صادق(ع) درباره وضعیت حضرت زهرا(س) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) چنین یاد میشود؛ مادری که اندوه فراق پدر، جسم و جانش را آزرده بود و روزبهروز ناتوانتر میشد.
در این روایت آمده است:
«ما زالَتْ بَعْدَ أَبِیها صلّیاللهعلیهوآله مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ»
مادر ما پس از پدر، پیوسته دستمالی بر سر میبست.
«ناحِلَةَ الْجِسْمِ مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ باکِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَةَ الْقَلْبِ»
جسمش نحیف و ناتوان شده بود، چشمانش میگریست و قلبش در آتش اندوه میسوخت.
«یُغْشَی عَلَیْها ساعَةً بَعْدَ ساعَة»
لحظهبهلحظه حالش دگرگون میشد و از هوش میرفت.
در تصویر سوگوارانه این روزها، دستمالی که حضرت زهرا(س) بر سر میبست، نشانهای از شدت رنج و اندوه ایشان است؛ اندوهی که در کنار بیماری و ضعف جسمانی، روزهای پایانی عمر آن حضرت را دشوارتر میکرد.
دستمالی که پدر داد به سر بستم تا
ریشههای گرهاش پوشش رخسار شود
حسرت آغوش فرزندان در روزهای آخر
یکی از جانسوزترین تصویرهای این روضه، ناتوانی حضرت زهرا(س) از در آغوش گرفتن فرزندانش در روزهای پایانی عمر است؛ مادری که دلش برای آرام کردن فرزندانش میتپید، اما جسم رنجور او دیگر توان گذشته را نداشت.
از درد شانه، شانه نشد موی دخترم
زینب به ناتوانی من گریه میکند
دیگر حسین را نتوانم به برگرفت
این گل به باغبانی من گریه میکند
این ابیات، تصویری از اندوه مادری را ترسیم میکنند که در واپسین روزهای زندگی، حتی برای نوازش فرزندانش نیز با رنج و ناتوانی روبهروست.
یادآوری مصیبت حضرت رقیه(س)
در ادامه این مجلس روضه، یاد حضرت رقیه(س) و مصیبت جانسوز کربلا نیز زنده میشود؛ دختری که در روایت مشهور مجالس سوگواری، در فراق پدر بیتاب است و میکوشد بار دیگر به او نزدیک شود.
بر حنجرت چه رفته که اینگونه پرپری
ای نیزهدار بد، پدرم را کجا بری؟
آخر مگر که نیزهنشینی روا به توست؟
اینجا چرا حواس همه سنگها به توست؟
از بس که سنگ، چشم تو را بوسه بسته است
شاید ندیده چشم تو دست شکستهام
این بخش از روضه، با پیوند دادن اندوه حضرت زهرا(س) و مصیبت خاندان پیامبر(ص)، فضای مجلس را به یاد رنجها و داغهای اهلبیت(ع) میبرد.
برای دانلود فایل پیدیاف روضه اینجا را کلیک کنید.

