به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ستاد خبری چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، دومین نشست تخصصی «دیالوگ به مثابه اجرای نمایش» از نشستهای «۴۳_۲۰» چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در آخرین روز با حضور فریدون صدیقی، استاد و مدرس دانشگاه روز چهارشنبه 29 مهر در پردیس ملت برگزار شد.
فریدون صدیقی در این نشست با اشاره به تحولات شگرف فناوری و تأثیر آن بر زندگی انسانها گفت: زمانی که من به دنیا آمدم، بسیاری از فناوریهای امروزی، از جمله تلفن همراه، اختراع نشده بودند. جهان امروز با شگفتیهای عجیبوغریبی روبهروست که همراهی و تعامل با آنها گاهی دشوار به نظر میرسد.
وی با اشاره به تغییرات فناوری در فاصله چند دهه اخیر افزود: وقتی فرزندم ۵۰ سال پیش به دنیا آمد، تنها یک تلویزیون سیاهوسفید در دسترس بود؛ اما امروز کودکان از همان ابتدای زندگی با تلفن همراه و فناوریهای نوین مواجهاند. به همین دلیل، یک کودک چهارساله امروز میتواند از نظر آشنایی با فناوری، از بسیاری از بزرگسالان پیشی بگیرد.
این استاد و مدرس دانشگاه با تأکید بر اهمیت پرسش و پاسخ در شکلگیری دانش بشری بیان کرد: ما یا سؤال میکنیم یا پاسخ میگیریم و دانش بشر محصول همین پرسش و پاسخ است.
صدیقی با اشاره به تکرارشونده بودن بسیاری از موضوعات در هنر و رسانه اظهار کرد: همهچیز تکراری است و آنچه تکراری نیست، زاویه دید و نوع پرداخت است. تا زمانی که انسان وجود دارد، معنا تولید میکند و با دیگران ارتباط برقرار میکند، موضوعات انسانی همچنان تکرار خواهند شد؛ زیرا انسانها در بستر روابط خود به معنا دست پیدا میکنند.
وی با اشاره به تداوم برخی مفاهیم انسانی در طول تاریخ افزود: بسیاری از مسائل و موضوعات از هزار سال پیش وجود داشتهاند و امروز نیز همچنان مطرحاند؛ بنابراین، مبانی و اصول بسیاری از این موضوعات تغییر چندانی نکرده است. در حوزه رسانه نیز، اگر سینما را بهعنوان یک رسانه در نظر بگیریم، درمییابیم که موضوعات ممکن است تکراری باشند، اما زاویه دید و شیوه پرداخت است که به اثر هویت تازهای میبخشد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به فیلم «جدایی نادر از سیمین» تأکید کرد: موضوعات تکراری نیز میتوانند با برخورداری از فیلمنامهای قوی و پرداختی مناسب، به آثاری متمایز تبدیل شوند.
وی همچنین آثار عباس کیارستمی و داریوش مهرجویی را نمونههایی از خلق آثار هنری با زاویه دید و شیوه پرداخت تازه دانست و افزود: آنچه تفاوتها را میسازد، لحن است.
صدیقی در ادامه با اشاره به تفاوت سلیقه مخاطبان در انتخاب آثار و هنرمندان گفت: صدای محمدرضا شجریان و شهرام ناظری از ویژگیهای خاص خود برخوردار است و هرکدام مخاطبان خود را دارند. حتی هنرمندانی با ویژگیهای متفاوت نیز میتوانند مورد توجه گروهی از مخاطبان قرار بگیرند؛ زیرا هرکدام از خلاقیت و لحن خاص خود برخوردارند.
وی با تأکید بر نقش نگاه خلاقانه در فعالیتهای رسانهای و هنری اظهار کرد: در حوزه رسانه، روزنامهنگاری، کتاب، فیلم و سینما، صرف دیدن و نگاه کردن کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نوع دیدن و چگونگی مواجهه با پدیدههاست.
این استاد و مدرس دانشگاه ادامه داد: فیلمساز خلاق هر چیزی را که میخواند یا میشنود، حتی یک لطیفه ساده، با نگاهی متفاوت دریافت میکند و میتواند از آن تعریفی متمایز ارائه دهد. در واقع، خلاقیت در نحوه دریافت، تفسیر و بازآفرینی تجربهها شکل میگیرد.
صدیقی با اشاره به ماهیت خلاقیت در تولید آثار هنری گفت: خلاقیت میتواند در قالب اثری شکل بگیرد که آگاهانه و بر اساس سفارش ساخته میشود یا در قالب اثری مستند بروز پیدا کند؛ اما آنچه اهمیت دارد، خلاقیت درونی فرد و توانایی او در خلق اثری اثربخش و معنابخش است.
وی با تأکید بر اهمیت قریحه بصری در فیلمسازی خاطرنشان کرد: فیلمساز باید از قریحه بصری برخوردار باشد؛ چراکه فیلمی که دیده نشود، همانند شعری که خوانده نشود، امکان برقراری ارتباط با مخاطب را از دست میدهد. اثر هنری زمانی میتواند به حیات خود ادامه دهد که دیده شود و با مخاطب ارتباط برقرار کند.
صدیقی در ادامه این نشست، با تأکید بر نقش خلاقیت در آفرینش آثار هنری گفت: کار فیلمساز و قصهگو، تبدیل زغال به طلا و الماس است و اگر نمیتواند چنین تبدیلی ایجاد کند، نباید دست به ساخت اثر بزند.
وی بر ضرورت شناخت مخاطب و هدف تأکید کرد و افزود: فیلمساز باید بداند برای چه مخاطبی اثر تولید میکند. شناخت مخاطب و توجه به نیازها و ویژگیهای او، از عوامل مهم در شکلگیری و موفقیت یک اثر هنری است.
این استاد و مدرس دانشگاه با اشاره به نقش زاویه دید در کیفیت آثار هنری اظهار کرد: برخی آثار به دلیل برخورداری از زاویه دید مناسب، به آثاری موفق تبدیل شدهاند. فیلمسازان باید از تخیل قوی برخوردار باشند و در کنار آن، تعقل و تفکر را نیز به کار بگیرند. باید درباره آنچه قرار است ساخته شود، اندیشید؛ زیرا تفکر، انسان را به پرسش از چرایی و چگونگی پدیدهها میرساند.
صدیقی با تأکید بر ضرورت برخورداری فیلمساز از تواناییهای ذهنی و عاطفی گفت: فیلمسازی به هوش خلاق، حافظه خلاق و عاطفه خلاق نیاز دارد. فیلمساز باید بتواند به پرسشهایی درباره چرایی و چگونگی قصه، شخصیتها و موضوع اثر پاسخ دهد.
وی با اشاره به پیوند قصه و رسانه افزود: خاستگاه اولیه رسانه، بهویژه روزنامهنگاری، با قصه و داستان پیوند داشته است. آنچه خلق میکنیم، به نوعی درام است و حتی اتفاقات روزمره نیز میتوانند در صورت برخورداری از نگاه خلاقانه، به ماده اولیه شکلگیری یک روایت تبدیل شوند.
این مدرس دانشگاه با تأکید بر اهمیت مطالعه در فرایند فیلمسازی اظهار کرد: فیلمسازی که رمان و داستان نمیخواند، به نظر من نمیتواند موفق باشد؛ مگر آنکه از خلاقیت تصویری غنی و سرشاری برخوردار باشد. خواندن و دیدن باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند و مطالعه متون مختلف میتواند به گسترش تواناییهای ذهنی و تصویری فیلمساز کمک کند.
وی همچنین با اشاره به ضرورت توجه به ویژگیهای هر رسانه عنوان کرد: متن سینمایی باید قابلیت دیده شدن داشته باشد و متن ورزشی نیز باید از فضای گسترده و متناسب با موضوع خود برخوردار باشد.
صدیقی با اشاره به تکراری بودن بسیاری از موضوعات در زندگی و هنر تأکید کرد: باید از دل اتفاقات، درام ساخت؛ در غیر این صورت، همهچیز تکراری خواهد بود.
وی ذهن خلاق و تفکر را از عوامل مهم در یافتن راهحلهای مناسب برای فیلمسازی دانست و افزود: ذهن خلاق و تفکر میتوانند مسیرهای تازهای پیش روی فیلمساز قرار دهند و به او در یافتن راهحل برای روایت داستان کمک کنند.
این استاد و مدرس دانشگاه در ادامه، بازسازی یک فیلم و مطالعه آثار مختلف را از مهمترین راههای یادگیری در فیلمسازی برشمرد و گفت: به نظر من، یکی از بزرگترین درسها برای یک فیلمساز، بازساخت یک فیلم است. بزرگترین درس نیز خواندن و بسیار دیدن است.
وی با اشاره به تفاوت این مفاهیم اظهار کرد: مکالمه تابع زمان و مکان نیست، اما در مصاحبه، سازوکاری وجود دارد که گفتوگو و دیالوگ را در بر میگیرد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به ساختار گفتوگو در فیلم توضیح داد: در یک فیلم، موضوعی وجود دارد و افرادی در مسیر رسیدن به هدفی مشخص و انتقال پیامی معین با یکدیگر گفتوگو میکنند. در چنین شرایطی، باید عناصر مختلف گفتوگو و نسبت آنها با موضوع و مخاطب بهدرستی تعریف شوند.
وی با تأکید بر ضرورت شناخت ابعاد مختلف شخصیت افراد افزود: هر انسانی دارای ابعاد حقیقی و حقوقی است که باید پیش از شکلگیری گفتوگو شناخته شوند. بدون شناخت شخصیتها و ویژگیهای آنها، نمیتوان بهدرستی فیلم کوتاه یا بلند ساخت.
صدیقی در ادامه این نشست، با اشاره به جایگاه خلاقیت و توانایی فیلمسازان در خلق آثار ماندگار، از بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی و دیگر چهرههای شاخص سینمای ایران نام برد و بر اهمیت استعداد و تلاش در شکلگیری آثار برجسته تأکید کرد. او همچنین با اشاره به سریال «داییجان ناپلئون» ساخته ناصر تقوایی، این اثر را نمونهای از توانایی فیلمسازی در خلق اثری ماندگار در سنین جوانی دانست.
صدیقی با تأکید بر نقش استعداد و پشتکار در شکلگیری نبوغ هنری اظهار کرد: پدیدهها و نابغهها حاصل نبوغ و تلاش فراواناند. انسان میتواند حتی چیزی را که شخصاً تجربه نکرده است، در ذهن خود خلق کند و به تصویر بکشد.
این استاد و مدرس دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، به کارکردهای رسانه پرداخت و اطلاعرسانی، دانشافزایی و آگاهیبخشی را از جمله وظایف مهم آن برشمرد.
وی با انتقاد از وضعیت سینمای امروز ایران، معتقد است که سینمای کشور در شرایط کنونی از ظرفیت لازم برای تحقق این کارکردها بهطور کامل برخوردار نیست.
صدیقی در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی نوشتن دیالوگ خوب، بر اهمیت تجربه زیسته در شخصیتپردازی و خلق گفتوگوهای باورپذیر تأکید کرد.
وی با اشاره به اینکه دیالوگ مؤثر باید ریشه در زندگی و تجربههای انسانی داشته باشد، اظهار کرد: برای خلق یک شخصیت باورپذیر، باید زیست و تجربههای او را شناخت. نویسنده زمانی میتواند شخصیتی زنده و واقعی خلق کند که با جهان ذهنی، تجربهها و شیوه مواجهه او با زندگی آشنا باشد.

