به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مراجعه به ساحران، کاهنان، پیشگویان و دعانویسان پدیده تازهای نیست. در دورههای مختلف تاریخ، افراد برای آگاهی از آینده، حل مشکلات خانوادگی، گشایش بخت ازدواج، بازگرداندن محبت یا رهایی از آنچه طلسم و سحر میپندارند، به این اشخاص مراجعه کردهاند.
چرا برخی افراد به دعانویسان مراجعه میکنند؟
بنابر روایت تسنیم، در شرایطی که مشکلات زندگی پیچیده میشود و فرد راه روشنی برای حل آنها نمییابد، وعده یافتن یک علت پنهان یا ارائه راهکاری فوری میتواند وسوسهانگیز باشد. برخی مدعیان نیز با نسبت دادن مشکلات به سحر، طلسم یا دخالت نیروهای نامرئی، نگرانی افراد را افزایش میدهند و سپس برای رفع همان مشکل، مبالغی مطالبه میکنند.
بااینحال، باید میان باورهای دینی درباره سحر و دعا از یکسو و ادعاهای اثباتنشده درباره علت مشکلات زندگی از سوی دیگر تفاوت گذاشت. وجود بحث سحر در متون دینی، به معنای تأیید هر ادعایی درباره طلسم شدن افراد یا بسته شدن بخت ازدواج نیست.
قرآن درباره سحر و جدایی میان همسران چه میگوید؟
قرآن کریم در آیه ۱۰۲ سوره بقره، در ضمن بیان ماجرای هاروت و ماروت و رواج سحر در میان مردم، به استفاده از آن برای ایجاد اختلاف میان زن و شوهر اشاره میکند:
«فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ»
یعنی از آن دو چیزهایی میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میانداختند.
این آیه نشان میدهد که مسئله سحر و ادعای تأثیرگذاری آن بر روابط انسانی، در متون دینی نیز مطرح شده است. بااینحال، نباید از این آیه نتیجه گرفت که هر اختلاف زناشویی، سردی عاطفی یا شکست در زندگی مشترک ناشی از سحر است.
اختلافهای خانوادگی ممکن است دلایل گوناگونی داشته باشند؛ از مشکلات ارتباطی و اقتصادی گرفته تا تفاوتهای شخصیتی و فشارهای روانی. نسبت دادن چنین مشکلاتی به سحر، بدون شواهد معتبر، میتواند مانع شناسایی علت واقعی و حل مسئله شود.
هشدار روایات درباره مراجعه به پیشگویان و کاهنان
در روایات اهلبیت(ع)، درباره مراجعه به کاهنان، ساحران و افرادی که مدعی آگاهی از امور پنهان هستند، هشدارهای جدی مطرح شده است.
شیخ صدوق در کتاب «الخصال» روایتی از امام صادق(ع) درباره نکوهش منجمان، کاهنان و ساحران نقل کرده است (الخصال، ج ۱، ص ۲۹۶). همچنین در کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایتی از پیامبر اکرم(ص) درباره مراجعه به عرّاف و تصدیق سخنان او آمده است (ج ۴، ص ۶).
عرّاف در این کاربرد روایی، به فردی گفته میشود که مدعی آگاهی از امور پنهان است؛ برای مثال، کسی که ادعا میکند میتواند از سرنوشت افراد، محل اشیای گمشده یا عوامل پنهان مشکلات زندگی خبر دهد.
در روایت دیگری که شیخ صدوق در کتاب «الخصال» نقل کرده، امام صادق(ع) درباره کهانت و مراجعه به کاهنان هشدار دادهاند (الخصال، ج ۱، ص ۱۹).
بر این اساس، ادعای کشف غیب، تعیین قطعی سرنوشت ازدواج یا شناسایی فردی که گفته میشود عامل سحر و اختلاف خانوادگی است، نباید صرفاً به دلیل ظاهر مذهبی یا اطمینان کلام مدعی پذیرفته شود.
آیا درست درآمدن پیشگویی، دلیل بر اعتبار پیشگوست؟
یکی از عواملی که ممکن است اعتماد افراد به پیشگویان را افزایش دهد، درست درآمدن برخی از گفتههای آنهاست. اما تحقق یک پیشبینی، بهتنهایی ثابت نمیکند که گوینده از غیب آگاه بوده یا روش او اعتبار دارد.
گاهی پیشبینیها بر اساس اطلاعات قبلی، شناخت رفتار انسانها، حدس یا احتمال بیان میشوند. همچنین ممکن است برخی پیشبینیها بهطور تصادفی درست از آب درآیند. بنابراین، نمیتوان از چند مورد تطبیق، نتیجهای قطعی درباره برخورداری فرد از قدرتهای ماورایی گرفت.
در متون روایی اسلامی نیز درباره ارتباط کاهنان با اخبار پنهان، مطالبی نقل شده است. در کتاب «دعائم الإسلام» روایتی درباره استراق سمع شیاطین و انتقال برخی اخبار به کاهنان آمده است که در آن به آمیخته شدن مطالب درست و نادرست در سخنان آنان اشاره میشود (دعائم الإسلام، ج ۲، ص ۱۴۳).
این گزارش را باید در چارچوب باورها و آموزههای دینی تفسیر کرد؛ از منظر بررسی عقلانی نیز، درست بودن یک پیشگویی بهتنهایی دلیل کافی برای پذیرش ادعاهای ماورایی یا سپردن تصمیمهای مهم زندگی به پیشگو نیست.
دعا و تعویذ چه تفاوتی با خرافات دارند؟
در سنت اسلامی، دعا و توسل به خداوند جایگاهی شناختهشده دارد؛ اما این مسئله به معنای تأیید هر نوشته، ورد یا عملی نیست که با نام دین عرضه میشود.
در روایتی منقول در کتاب «طب الأئمه» آمده است که استفاده از تعویذ برای مواردی مانند چشمزخم، تب و دنداندرد، در صورتی که فرد بداند چه میگوید و از مطالب ناشناخته استفاده نکند، اشکالی ندارد (طب الأئمه، ص ۴۸).
این نقل، توجه به محتوای دعا و پرهیز از عبارات نامفهوم و ناشناخته را برجسته میکند. همچنین در همین منبع، درباره برخی تمیمهها، یعنی اشیا و نوشتههایی که برای دفع بلا یا محافظت به افراد آویخته میشوند، هشدار داده شده است.
البته نمیتوان صرف آویختن هر نوشته یا دعایی را بهطور یکسان محکوم کرد. محتوای نوشته، مبنای دینی آن و اعتقادی که فرد درباره اثرگذاریاش دارد، در ارزیابی موضوع اهمیت دارد.
بنابراین، استفاده از نام قرآن یا عبارات مذهبی بهتنهایی اعتبار یک عمل را ثابت نمیکند. اگر فردی با استناد به آیات قرآن مدعی آگاهی قطعی از غیب شود، دیگران را بدون دلیل به سحر کردن متهم کند یا برای رفع طلسم مبالغ نامتعارف مطالبه کند، باید ادعاهای او را با دقت و احتیاط بررسی کرد.
وقتی ترس از طلسم به ابزار سوءاستفاده تبدیل میشود
خطر مراجعه به برخی مدعیان تنها به احتمال از دست رفتن پول محدود نیست. ایجاد ترس، افزایش بدگمانی میان اعضای خانواده و متهم کردن اطرافیان به سحر کردن نیز میتواند پیامدهای جدی داشته باشد.
فردی که به دلیل تأخیر در ازدواج، اختلاف با همسر، شکست کاری یا مشکلات اقتصادی به دعانویس مراجعه میکند، ممکن است با این ادعا روبهرو شود که شخصی از نزدیکانش برای او طلسم نوشته یا مانع خوشبختی او شده است.
اگر چنین ادعایی بدون دلیل پذیرفته شود، ممکن است روابط خانوادگی آسیب ببیند و فرد بهجای پیگیری علت واقعی مشکلات، درگیر اتهامزنی، نگرانی و پرداخت هزینههای مکرر شود.
به همین دلیل، نسبت دادن مشکلات زندگی به سحر و طلسم نباید جایگزین گفتوگو، مشاوره تخصصی، بررسی شرایط واقعی و استفاده از راهکارهای منطقی شود. در مواردی که اختلافهای خانوادگی یا اضطرابهای مداوم وجود دارد، مراجعه به مشاور یا متخصص مرتبط میتواند به شناسایی دقیقتر مسئله کمک کند.
آیا هر مشکلی در زندگی نشانه سحر است؟
پاسخ به این پرسش، نیازمند تفکیک میان اعتقاد دینی به وجود سحر و تشخیص علت یک مشکل مشخص است. حتی با پذیرش آموزههای دینی درباره سحر، نمیتوان نتیجه گرفت که هر ناکامی، بیماری، اختلاف زناشویی یا تأخیر در ازدواج، نشانه طلسم یا دخالت نیروهای نامرئی است.
تشخیص چنین موضوعی با ادعاهای بدون دلیل امکانپذیر نیست و هیچکس نباید صرفاً بر اساس گفته یک پیشگو یا دعانویس، دیگری را عامل بدبختی خود بداند.
همچنین باید میان دعا برای آرامش و طلب یاری از خداوند با مراجعه به کسانی که مدعی کشف قطعی اسرار پنهان هستند، تفاوت گذاشت. دعا میتواند بخشی از زندگی معنوی فرد باشد، اما جایگزین بررسی واقعبینانه مشکلات و اقدام برای حل آنها نیست.
گشایش واقعی از کجا آغاز میشود؟
آموزههای دینی را نباید با هر ادعایی که ظاهری مذهبی دارد، یکسان دانست. دعاهای معتبر، توکل به خداوند و بهرهگیری از راهکارهای عقلانی میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ بدون آنکه فرد ناچار شود هر مشکل زندگی را به طلسم و سحر نسبت دهد.
در مواجهه با وعدههایی مانند گشایش قطعی بخت، بازگرداندن تضمینی محبت، باطل کردن هر نوع طلسم یا شناسایی عامل پنهان مشکلات، باید به نشانههای سوءاستفاده توجه کرد؛ بهویژه زمانی که مدعی با ایجاد ترس، درخواست پولهای مکرر یا متهم کردن دیگران، فرد را به خود وابسته میکند.
شاید یکی از مهمترین آسیبهای این جریان، ترسی باشد که در ذهن انسان کاشته میشود؛ ترسی که میتواند اعتماد به خود، آرامش خانواده و توانایی تصمیمگیری را تضعیف کند.
از این منظر، هوشیاری در برابر خرافات به معنای نادیده گرفتن باورهای دینی نیست؛ بلکه به معنای پرهیز از پذیرش بیدلیل ادعاها و پاسداری از ایمان، عقل و کرامت انسان است.

