مبلغ - این نقل‌قول در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده است. اما مسئله اصلی، نه «حکمت» ظاهری این جمله، بلکه کارکرد تبلیغاتی اعداد و ارقامی است که پشت آن پنهان شده‌اند.

«آمار باراک عددسازی تبلیغاتی و هوچی‌گری است؛ عددهایی که نه از منابع دینی معتبر آمده‌اند و نه برای روشنگری، بلکه برای مرعوب کردن مخاطب و طبیعی‌سازی یک وضعیت سیاسی ساخته شده‌اند. این همان الگویی است که دستگاه‌های استعماری صهیونیستی از متون مقدس دینی برداشت کرده‌اند: جدا کردن متن از بستر تاریخی‌اش، تبدیل آن به یک “خشم مقدس” و استفاده از آن برای مشروعیت‌بخشی به خشونت، پاکسازی و تداوم سلطه.»

اعداد باراک از کجا آمده‌اند؟ تقریباً از هیچ‌جا

بررسی منابع دینی نشان می‌دهد اعداد باراک مبنای مستند و مورد اجماعی ندارند:

«۵۵ پیامبر مسیحی» : در هیچ منبع رسمی مسیحی چنین آماری وجود ندارد. منابع غیررسمی گاهی از حدود ۵۰ پیامبر در کل کتاب مقدس سخن می‌گویند، اما «۵۵ پیامبر مسیحی» یک عدد بی‌منبع است.

«بیش از ۱۰۰ پیامبر اسلامی» : این عدد در برابر روایات مشهور اسلامی، کم‌نمایی فاحش است. بر اساس روایات متعدد، تعداد پیامبران ۱۲۴,۰۰۰ و رسولان ۳۱۳ ذکر شده است. قرآن نیز تنها نام حدود ۲۵ پیامبر را صریحاً آورده است.

«۵۰ پیامبر یهودی» : این عدد به تلمود (رساله مگیلا ۱۴ الف) نزدیک است که از ۴۸ پیامبر مرد و ۷ پیامبر زن سخن می‌گوید. اما در سنت تفسیری یهودی، همه این افراد لزوماً «پیامبر» به معنای دقیق کلمه محسوب نمی‌شوند.

نتیجه روشن است: باراک عدد ۵۵ را از سنت یهودی برداشته و به مسیحیت چسبانده، آمار اسلامی را به شدت کوچک کرده و برای مسیحیت عددی از خود ساخته است. این یک گزارش مستند نیست؛ یک «برساخت بلاغی» است.

از «حرم» تا «امالک» : منطق واحد خشونت مقدس

این الگو در تاریخ تازه نیست. کتاب مقدس عبری در سفر تثنیه (۷: ۱-۲ و ۲۰: ۱۶-۱۸) و کتاب یوشع (۶: ۲۱) شامل فرمان‌هایی است که در خوانش ظاهری، به «نابودی کامل» ساکنان کنعان اشاره دارند. کریستین هوفرایتر در کتاب «درک نسل‌کشی عهد عتیق» [۱۲] این متون را «مشکل‌دارترین متون کتاب مقدس عبری» می‌نامد که «دستورهای الهی در نگاه نخست» [۴] برای ارتکاب نسل‌کشی را در خود دارند. اصطلاح «حرم» [۲] در این متون، در خوانش ظاهری، به معنای اختصاص کامل به نابودی است.

اما پژوهش‌های دانشگاهی نشان می‌دهند که این متون در بستر ادبیات جنگ خاور نزدیک باستان، «مبالغه بلاغی» [۵] بوده‌اند، نه گزارش تاریخی تحت‌اللفظی. یک مطالعه در «نشریه مطالعات عهد عتیق کره» [۱۳] استدلال می‌کند عبارت «هر که نفس داشت را نابود کردند» بازتاب قراردادهای ادبی استاندارد باستانی است، نه فرمان عملیاتی برای کشتار همه ساکنان.

خطر زمانی آغاز می‌شود که این متن از بستر ادبی-تاریخی خود جدا شود و به «سند مالکیت» یا «فرمان عملیات» تبدیل شود. این همان کاری است که در گفتمان سیاسی صهیونیستی معاصر انجام می‌شود:

بنیامین نتانیاهو در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۳ خطاب به سربازان اسرائیلی گفت: «آنچه امالک به شما کرد را به یاد آورید.» امالک در سفر تثنیه (۲۵: ۱۷-۱۹) قومی است که خداوند فرمان می‌دهد «نامش را از زیر آسمان محو کن».

مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، در فوریه ۲۰۲۶ در مصاحبه با تاکر کارلسون، برای توجیه حاکمیت اسرائیل به سفر پیدایش (۱۵: ۱۸) استناد کرد؛ وعده سرزمینی «از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات». وقتی پرسیدند آیا این وعده اجرا می‌شود، پاسخ داد: «خوب است اگر همه آن را بگیرند.»

گزارش‌های واتیکان در ۲۰۲۵ نشان می‌دهد رهبران اسرائیل از روایت‌های فتح در تثنیه و یوشع برای توجیه نابودی فلسطینیان استفاده کرده‌اند.

این‌ها نمونه‌های روشنی از «خشم مقدس» هستند: متنی که در بستر خود یک ضرورت مذهبی-قبیله‌ای باستانی یا یک مبالغه بلاغی بود، اکنون به مجوز عملیاتی برای خشونت مدرن تبدیل می‌شود. در ادبیات پژوهشی، این فرایند با مفهوم «تاریخ تأثیر» [۳] توضیح داده می‌شود: متنی که در بستر خود معنایی محدود داشت، در تاریخ دریافت خود به ابزاری برای توجیه خشونت تبدیل می‌شود.

چرا اعداد باراک خطرناک‌اند؟

ساختار استدلال باراک چنین است:

پیش‌فرض: پیامبران، نمایندگان خداوند و دارای بالاترین اقتدار اخلاقی-الهیاتی هستند.

گزاره جعلی: «همه» این پیامبران با این اعداد مشخص در این منطقه بوده‌اند و «هیچ‌یک» مشکل را حل نکرده‌اند.

نتیجه‌گیری: پس حل مشکل توسط سیاستمداران «واقع‌بینانه نیست».

این یک «سفسطه طبیعی‌سازی» [۱۱] است: یک مناقشه تاریخی-سیاسی به یک «معمای ازلی» تبدیل می‌شود که حتی پیامبران از حل آن عاجز بوده‌اند. اگر «هیچ‌کس» نتوانسته حل کند، پس «هیچ‌کس» نیز مسئول حل آن نیست. وضع موجود تقدیس می‌شود و هر تلاش برای تغییر، از پیش «غیرواقع‌بینانه» خوانده می‌شود.

این دقیقاً همان کارکردی است که پروپاگاندا نیاز دارد: خلع سلاح مخاطب در برابر قدرت.

مخاطب مرعوب و «وحشت مقدس»

باراک این سخنان را در یک نشست امنیتی در دوحه بیان کرده است؛ محیطی پر از مقامات، دیپلمات‌ها و کارشناسان. اما بازنشر رسانه‌ای آن، مخاطب گسترده‌تری را هدف می‌گیرد: مخاطبی که با اعداد نجومی و ارجاع به «پیامبران» مرعوب می‌شود و به جای تحلیل سیاسی، با یک «معمای کهن» مواجه می‌شود.

این همان مکانیزمی است که در گفتمان استعماری نیز عمل می‌کرد: «مأموریت تمدنی» [۷] نه با استدلال حقوقی، بلکه با ارجاع به یک «وظیفه الهیاتی-تاریخی» توجیه می‌شد. در هر دو مورد، زبان دین به مثابه یک «فناوری مشروعیت‌بخشی» [۸] عمل می‌کند که هدفش نه روشنگری، بلکه تسلیم و انفعال است.

در این چارچوب، اظهارات باراک یک «چارچوب تفسیری» [۹] می‌سازد که در آن هر ابتکار دیپلماتیک جدید از پیش محکوم به شکست است، زیرا «پیامبران هم نتوانستند.» و در سطح توده‌ها، ارجاع به اعداد نجومی و پیامبران، نوعی «وحشت مقدس» [۱۰] ایجاد می‌کند: مخاطب به جای درک منافع ژئوپلیتیک و بازیگران انسانی، با یک «معمای کهن» مواجه می‌شود که تنها واکنش ممکن در برابر آن، تسلیم و انفعال است.

جمع‌بندی: عدد به جای استدلال، تقدس به جای مسئولیت

آنچه از متون «حرم» در کتاب مقدس عبری تا «سرنوشت آشکار» [۶] در آمریکای قرن نوزدهم، تا «مأموریت تمدنی» استعماری، تا استناد نتانیاهو به «امالک» و هاکبی به «سرزمین موعود» و باراک به «آمار پیامبران» می‌گذرد، یک منطق واحد است: جدا کردن زبان دین از بستر تاریخی-انتقادی آن و تبدیل آن به ابزاری برای تقدیس قدرت، طبیعی‌سازی خشونت و مشروعیت‌زدایی از امکان تغییر.

اعداد باراک—۵۵، ۱۰۰، ۵۰—نه یک گزارش دینی، بلکه یک ابزار تبلیغاتی است. وظیفه این اعداد، نه توضیح جهان، بلکه تثبیت وضع موجود است. در این چارچوب، «صلح» نه یک هدف سیاسی قابل پیگیری، بلکه یک «معجزه» تلقی می‌شود که حتی پیامبران نیز از تحقق آن عاجز بوده‌اند—و این دقیقاً همان بهانه‌ای است که قدرت‌های سلطه‌گر برای تداوم سلطه خود به آن نیاز دارند: یک تقدس ساختگی برای بی‌عملی سیاسی.

پاورقی‌ها

[۱] Global Security Forum

[۲] herem

[۳] Wirkungsgeschichte

[۴] prima facie

[۵] rhetorical hyperbole

[۶] Manifest Destiny

[۷] civilizing mission

[۸] legitimation technology

[۹] interpretive frame

[۱۰] sacred awe

[۱۱] naturalistic fallacy

[۱۲] Christian Hofreiter, Making Sense of Old Testament Genocide: Christian Interpretations of Herem Passages, Oxford University Press, ۲۰۱۸.

[۱۳] Korean Journal of Old Testament Studies

[۱۴] Harvard Theological Review

[۱۵] Oxford Bibliographies

[۱۶] Nicholas Guyatt, Providence and the Invention of the United States, ۱۶۰۷–۱۸۷۶, Cambridge University Press, ۲۰۰۷.

[۱۷] Sarojini Nadar, Gender, Genocide, Gaza and the Book of Esther: Engaging Texts of Terror(ism), Routledge, ۲۰۲۵.

[۱۸] Analyse & Kritik

[۱۹] TelQuel

[۲۰] Al-Quds

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین