به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عبدالحسین روحالامینی، نماینده تهران در مجلس دوازدهم گفت:برخی روی شاخه درخت مینشینند و بر روی همان شاخهای که روی آن نشستند و ریشهها تبر میزنند. این اشتباه است. چگونه است کسانی که جانشان را در دست گرفتهاند و در معرض اصابت تیر کینه و غضب رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار قرار دارند؛ بهگونهای که هر لحظه ممکن است هدف قرار بگیرند، جریانها به سمتی میروند که این افراد را از حیثیت بیندازند. زمانی به سمت شهید لاریجانی مهر و حتی لنگه کفش پرتاب کردند. شهید شمخانی نیز در فاصله میان دو جنگ، جنگ اول و دوم، با چه شرایطی مواجه بود؟ ایشان بدون سر دفن شد، یک فرد چگونه باید اثبات کند که با تمام وجود و همه هستی خود پای این نظام ایستاده است؟ما بعضی افراد را پیش از آنکه توسط دشمنان شهید شوند، در جریان این گفتوگوها، بگومگوها و قضاوتها، آنها را شهید میکنیم. این انصاف نیست که چنین رفتاری با افراد داشته باشیم.
به روایت جماران، مهمترین بخش های این گفت وگو را در ادامه می خوانید:
*کمیسیون برنامه و بودجه که بنده عضو آن هستم، در رابطه با لایحه الحاق چهار، در زمینه مقررات مالی دولت، کار بسیار خوبی را از ماهها پیش آغاز کرده است. امروز و روزهای دیگر نیز جلسات آن برگزار میشود. جلسات چهار ساعته کمیسیون با حضور فیزیکی اعضا برگزار میشود و درباره ادغام چند لایحه قبلی و لایحه جدید پیشنهادی دولت، کار بسیار جدیای انجام میدهند که کار ماندگاری خواهد بود. این موضوع باید اطلاعرسانی شود. کمیسیونهای دیگر نیز، حتی در شدیدترین شرایط از نظر امنیتی، فعالیت داشتهاند؛ از رئیس مجلس و هیئترئیسه گرفته تا رؤسای کمیسیونها و برخی کمیسیونها که هر روز، مانند کمیسیون امنیت ملی، جلسات خود را بهطور مرتب برگزار میکردند.
*در این شرایط سخت که از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بینالمللی و از همه مهمتر، دفاعی و جنگی با آن روبهرو هستیم، مچگیری کار سادهای است، اما دستگیری کار هنرمندانهای است. شما میتوانید منتقد باشید و عقاید خاص خودتان را داشته باشید، اما انصاف هم چیز خوبی است. در شرایطی که رکن رکین انقلاب، ولی فقیه، ولی و قائد این شرایط، بهویژه بر انسجام و وحدت ملی تأکید مکرر دارند و در همه پیامها و تذکراتشان، به هر نحوی که شده، بر این موضوع تأکید میکنند، عدهای وحدت را خدشه دار میکنند و به بهانههای متعدد به انسجام و وحدت ملت، ضربه وارد میکنند. از دغدغههای جدی نیست. بسیاری از این موارد را دغدغه جدی نمیدانم و معتقدم بسیاری از آنها بهانه هستند.
*بررسیهایی که انجام شده، نشان میدهد که مخاطب صدا و سیما کم است و باید این مخاطب افزایش پیدا کند. مخاطب چه زمانی افزایش مییابد؟ زمانی که برنامه را بپسندد. ما برخی برنامههای خوب را داریم، اما بسیاری از برنامهها یکسویه یا یکطرفه هستند. کارشناسانی به صدا وسیما میآیند، که امکان نقد کنار دستشان را نداریم.
یا اگر یک کارشناس غیرهمسو حضور پیدا کند، متأسفانه گاهی آنقدر او را دوره و محاصره میکنند که حرفهای او ولو غلط بیشتر در ذهن مخاطب، جلوه پیدا میکند. بهجای آنکه اجازه دهند حرفش را بزند، عدهای دور او را میگیرند تا نتواند صحبت کند. در نتیجه، حرف او بیشتر در ذهن مخاطب میماند.من با ایشان- کرباسچی- و حرفهایش موافق نیستم اساساً محور بحثهای ایشان نادرست بود و دادههای غلطی داشت. بااینحال، اگرچه این برنامه خیلی خوب و موثر و حرفهای است اما در آن قسمت، کارشناسان بهگونهای ۳ به ۱ بر سر همین فرد میریزند که افکار عمومی ناخودآگاه با خود میگوید شاید در حرفهای او نوعی منطق وجود داشته باشد. این وضعیت غیرطبیعی است. نه یکسونگری طبیعی است و نه اینکه بخواهند تریبون آزاد را به این شکل اداره کنند.بحث مجلس نیز از کمکاری رسانهای نشات میگیرد؛ از سوی رسانه ملی و رسانههایی که تأثیرگذار هستند و تریبونها و منابع را در اختیار دارند. البته تا حدودی نیز برخی از همکاران ما بیانصافی کردند و تسویهحسابهای درون مجلس را مطرح کردهاند. تعداد این افراد در مواقع حساس شاید به ۲۰ یا ۳۰ نفر هم نمیرسد.
*من از واژه تندرو استفاده نمیکنم؛ زیرا گاهی بسیاری از انقلابیون، اگر در مسیر انقلاب، امام و رهبری حرکت کنند و در این مسیر تندتر پیش بروند، این تندروی بسیار خوب است؛ البته به شرط آنکه در مسیر درست باشد. به نظر من، اصطلاح بیانصاف برای افرادی مناسبتر است که در مورد خود و دیگران منصفانه قضاوت نمیکنند. شاید بتوان آنها را کجسلیقه یا بیتوجه به شرایط زمان و مکان دانست. اما بیانصافی در حق مردم، انقلاب، رهبری و جایگاهی که در اختیار دارند، قابلقبول نیست. اخیراً یکی از همکاران ما در همین روزها اصطلاحی را به کار برده که بسیار نامناسب بود.
*چهار سال نمایندگی مجلس، حتی آن نمایندگانی هشت یا نه دوره مجلس حضور داشته باشند، در برابر مسئولیتی که بر عهده دارند، ارزش تعیینکنندهای ندارد. آن یک رأی که در بسیاری از مواقع تعیینکننده است و مشخص میکند که یک موضوع رأی میآورد یا نمیآورد، با هیچچیزی قابل مقایسه نیست و قیمت ندارد. اگر قیمت برخی کمتر است، این مسئله به خودشان بازمیگردد.نمیخواهم بگویم مجلس هیچ ایرادی ندارد یا نمایندگان مجلس، خداینکرده، از خطا و اشتباه مبرا هستند. مگر در دستگاههای دیگر، در میان مردم و در میان دولت، کسی وجود دارد که خطا و اشتباه نداشته باشد؟ حتی در همین رسانههایی که ما در آنها فعالیت میکنیم نیز خطاهایی وجود دارد.به هر حال، سازوکارهای نظارتی ایجاد شده است. در مجلس، هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان وجود دارد که طبق آییننامه هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان است که البته من به آن منتقد هستم، اینقدر عمل نمیکند که دستگاههای بیرونی وارد میشوند البته دستگاههای بیرونی نیز میتوانند وارد شوند و قوه قضائیه هم این اختیار را دارد؛ زیرا حتی در قانون اساسی آمده است که رهبر، بهعنوان بالاترین مقام در نظام ما، در برابر قانون مانند سایر افراد است.اما پیش از آنکه نهادهای بیرونی وارد رسیدگی به تخلفات یا جرائم افرادی مانند نماینده، وزیر یا وکیل شوند، خود آن دستگاهها باید به موضوع رسیدگی کنند؛ یعنی نظارت درونی اولی است. ما آنقدر موضوع را رها میکنیم که در نهایت دستگاههای دیگر وارد میشوند.

