به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خبر خرید حق ساخت فیلم بر اساس کتاب «سیلماریلیون» از سوی پیتر جکسون، خالق سهگانههای سینمایی «ارباب حلقهها» و «هابیت»، بار دیگر توجهها را به جهان داستانی جی. آر. آر. تالکین جلب کرده است؛ نویسندهای که آثارش در مجموع بیش از ۲۵۰ میلیون نسخه در سراسر جهان فروش داشتهاند. همزمانی این خبر با نزدیک شدن به پخش فصل سوم سریال «حلقههای قدرت»، فرصتی برای بازخوانی این پرسش فراهم میکند که تالکین چه چیزی به ادبیات فانتزی افزود و چرا جهان داستانی او همچنان مخاطبان بسیاری دارد؟
مراد فرهادپور در ابتدای کتاب «درخت و برگ»، با نقل قولی از والتر بنیامین، به نقش داستانهای پریان در رهایی انسان از سلطه اسطوره اشاره میکند. در این نگاه، قصههای پریان صرفاً روایتهایی برای سرگرم کردن کودکان نیستند، بلکه ادامه سنتی دیرینهاند که به انسان امکان میدهد با ترسها و محدودیتهای جهان خود مواجه شود و راهی برای عبور از آنها بیابد.
تالکین نیز، به تعبیر نقلشده از او، جهان آردا و داستان «ارباب حلقهها» را با این هدف خلق کرد که رویا و رویاپردازی زنده بماند. او با گسترش مرزهای خیال، فانتزی را از ژانری که غالباً مختص کودکان تلقی میشد، فراتر برد و آن را به قلمرویی برای مخاطبانی در سنین مختلف تبدیل کرد؛ مخاطبانی که همچنان میخواهند امکانهای ناشناخته جهان و انسان را کشف کنند.
بیلبو بگینز؛ قهرمانی که قهرمان به دنیا نیامد
داستان این جهان با «هابیت» آغاز شد؛ کتابی که تالکین نیز در ابتدا تصور نمیکرد با چنین استقبالی روبهرو شود. او پس از انتشار کتاب در سال ۱۹۳۷ و دریافت نامههای متعدد از خوانندگان، دریافت که تلاش بیش از دهسالهاش برای خلق این داستان به نتیجه رسیده است.
اما ویژگی متمایز «هابیت» چیست؟ یکی از پاسخها را باید در شخصیت اصلی آن جستوجو کرد. بیلبو بگینز برخلاف بسیاری از قهرمانان اساطیری، جنگجویی قدرتمند یا شمشیرزنی ماهر نیست. او موجودی آرام، گوشهگیر و عافیتطلب است که زندگی را در خانهای راحت، غذای مناسب، چای عصرانه و روزهایی بدون اتفاقات غیرمنتظره خلاصه میکند. بیلبو نه خواهان ماجراجویی است و نه تمایلی دارد آرامش زندگی آشنای خود را از دست بدهد.
با ورود گندالف و گروهی از دورفها به زندگی او، این آرامش برهم میخورد و بیلبو برخلاف میلش راهی سفری میشود که قرار است زندگیاش را تغییر دهد. او در طول این سفر، شجاعت، هوش، استقلال و توانایی تصمیمگیری خود را کشف میکند. بیلبو از ابتدا قهرمان نیست؛ بلکه در جریان داستان به قهرمان تبدیل میشود.
امروز چنین الگویی در ادبیات فانتزی و داستانهای ماجراجویانه آشناست، اما انتشار «هابیت» در سال ۱۹۳۷ اهمیت انتخاب تالکین را آشکار میکند. قهرمان او نه پهلوانی اسطورهای است و نه جنگجویی شکستناپذیر، بلکه موجود کوچکی است که ترجیح میدهد در خانه بماند و از دردسر دوری کند. بیلبو را میتوان نمونهای ماندگار از قهرمان معمولی دانست؛ شخصیتی که مخاطب میتواند ترسها، تردیدها و وابستگیهای خود را در او بازشناسد.
بیلبو به تغییر علاقهای ندارد و در برابر ناشناختهها تردید میکند، اما وقتی از دنیای امن خود بیرون میرود، به تواناییهایی پی میبرد که پیشتر از وجودشان خبر نداشته است. سفر او تنها جابهجایی در سرزمین میانه نیست، بلکه حرکتی از زندگی بسته و آشنا به سوی جهانی ناشناخته است. ماجراجویی او را از میان نمیبرد، بلکه بخشهای پنهان شخصیتش را آشکار میکند.
قصههای پریان؛ مواجهه با ترس و ناشناختهها
از این منظر، میتوان بار دیگر به دیدگاه والتر بنیامین درباره قصههای پریان بازگشت. در این نگاه، داستان پریان تلاشی برای رهایی انسان از چنگ ترس و اسطوره است؛ مواجههای با جهانی ناشناخته و گاه هراسآور که میتواند امکان عبور از محدودیتها و یافتن راهی تازه را فراهم کند.
بیلبو نیز در همین سنت قرار میگیرد: موجودی کوچک در جهانی بزرگ که ناچار است با چیزهایی روبهرو شود که پیشتر از آنها میترسید. اهمیت او در این نیست که از ابتدا قهرمانی شکستناپذیر است، بلکه در این است که قدم به سوی ناشناختهها میگذارد و در جریان این مواجهه، شناخت تازهای از خود پیدا میکند.
شاید یکی از کارکردهای داستان فانتزی همین باشد؛ مخاطب از جهان واقعی فاصله میگیرد تا در جهانی خیالی با ترسها، ضعفها و امکانهای خود روبهرو شود. در این معنا، خیال راهی برای گریز صرف از واقعیت نیست، بلکه میتواند امکان تازهای برای فهم انسان و تجربههای او فراهم کند.
جهان تالکین؛ روایت ضعفها و انتخابهای انسانی
اهمیت تالکین تنها به خلق قهرمانی معمولی محدود نمیشود. در جهان داستانی او، شخصیتها موجوداتی بیخطا نیستند. آنها وسوسه میشوند، غرور میورزند، اشتباه میکنند، قدرت را بیش از اندازه جدی میگیرند و گاهی مسیر خود را گم میکنند. حتی شخصیتهایی که در ابتدا بزرگ و قدرتمند به نظر میرسند، از این ضعفها مصون نیستند.
همین ویژگی است که سرزمین میانه را، با وجود موجودات خیالی و سرزمینهای افسانهایاش، تا این اندازه انسانی میکند. در این جهان، مرز میان خیر و شر همیشه ساده و روشن نیست. شخصیتها ممکن است سقوط کنند و دوباره بازگردند؛ همانطور که یک انتخاب اشتباه میتواند زنجیرهای از اتفاقات را رقم بزند که دیگر راه بازگشتی از آن وجود نداشته باشد.
در جهان تالکین، سرنوشت به همه شخصیتها فرصت دوباره نمیدهد. برخی امکان بازگشت پیدا میکنند و برخی دیگر در نتیجه انتخابهای خود نابود میشوند. بنابراین، شخصیتها صرفاً ابزارهایی برای پیش بردن داستان نیستند؛ تصمیمها و اعمال آنها در شکلگیری معنای روایت نقش دارند. فرودو و گالوم از نمونههای مهم این مسئلهاند و سرگذشت هورین نیز نشان میدهد که چگونه اشتباهها میتوانند پیامدهایی ویرانگر به همراه داشته باشند.
از همینجا میتوان دریافت که «هابیت» و «ارباب حلقهها» صرفاً داستانهایی درباره اژدها، جادو، حلقه و موجودات افسانهای نیستند. در پس این جهان خیالی، روایتی درباره انسان و ضعفهای او شکل میگیرد؛ روایتی درباره ترس، وسوسه، قدرت، دوستی، طمع، شجاعت و امکان تغییر.
چرا بیلبو همچنان قهرمانی ماندگار است؟
شاید راز ماندگاری بیلبو در این باشد که تالکین نشان میدهد برای قهرمان شدن، لازم نیست از ابتدا قهرمان باشیم. گاهی کافی است با وجود ترس، یک قدم از خانه امن خود بیرون بگذاریم و با جهانی مواجه شویم که شناختی از آن نداریم.
قصههای پریان نیز شاید به همین دلیل قرنها زنده ماندهاند؛ نه فقط برای آنکه قهرمانان شکستناپذیر را در حال نجات جهان به تصویر بکشند، بلکه برای یادآوری این نکته که انسان معمولی هم میتواند از دل ترس و ناشناختهها عبور کند و در پایان سفر، دیگر همان فردی نباشد که در آغاز بوده است.
در این معنا، «هابیت» فراتر از یک داستان ماجراجویانه، روایتی درباره امکان دگرگونی انسان است؛ داستانی که از خانهای آرام آغاز میشود و به سفری میرسد که در آن، شخصیت اصلی نهتنها جهان پیرامون خود، بلکه تواناییها و محدودیتهای خویش را نیز بازمیشناسد.
مخاطبان خبرآنلاین میتوانند با مراجعه به وبسایت نشر روزنه و استفاده از کد تخفیف khabar405، آثار مجموعه «ارباب حلقهها» از نشر روزنه را با تخفیف ویژه خریداری کنند.

