گروه اندیشه: تنظیم، اصلاح و ویرایش: فروزان آصف نخعی: متن پیش رو نوشته دیمون لینکر از زاویه اندیشگی و راهبردی، خلاصه و در وبسایت persuasion (پِرسُوِی‌ژَن (با تلفظ دقیق انگلیسی: /pərˈsweɪ.ʒən/)) در تاریخ ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده است. دیمون لینکر استاد ارشد دپارتمان علوم سیاسی در دانشگاه پنسیلوانیا؛ نویسندهٔ خبرنامهٔ «یادداشت‌هایی از فضای میانجی» (Notes from the Middleground) در ساب‌استک؛ همکار ارشد پژوهشی در مرکز نیسکانن؛ نویسندهٔ کتاب‌های «سرمایه‌داران مذهبی» (The Theocons) و «آزمون مذهبی» (The Religious Test)؛ تحلیل‌گر و ستون‌نویس سابق نشریهٔ The Week است. او در مقاله خود با عنوان «چرخهٔ دائمی پوپولیسم؛ پیام واقعی پشت پردهٔ انتخابات میان‌دوره‌ای» تلاش می کند ماهیت انتخابات آمریکا را تحلیل کند. 

او نشان می‌دهد که سیاست مدرن نه در مسیری تکاملی، بلکه در درگیر با یک «دیالکتیک دورانی و بدبینانه» میان پوپولیسم راست و نخبگان میانه‌رو گرفتار شده است. بر اساس اندیشهٔ دیمون لینکر، جبر ساختاری رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، فضای عمومی را به شیوهٔ اجتناب‌ناپذیری قطبی کرده و اصلاحات نهادی را بی‌اثر ساخته است. در این چرخه، نخبگان با سوءتعبیرِ آرای سلبی مردم دچار کوری معرفتی می‌شوند و زمینه را برای بازگشت پوپولیست‌ها فراهم می‌کنند. پیش‌بینی‌های داده‌محور نشان می‌دهد حاکمیت پوپولیستی در مواجهه با نارضایتی‌های اقتصادی و افول شدید محبوبیت، برای حفظ قدرت احتمالاً به رفتارهای ساختارپرهیز، ایجاد بحران قانون اساسی و اعلام وضعیت استثنائی متوسل خواهد شد. این متن را در ادامه می خوانید:

****

 ۱. هستی‌شناسی سیاسی: دکترین «دیالکتیک دَوَرانی پوپولیسم»

بنیادی‌ترین لایهٔ اندیشگی متن، نفیِ نگاه خطی به تاریخ دموکراسی و جایگزینی آن با یک معرفت دَوَرانی و دوره‌ای (Cyclical Epistemology) است. لینکر ارادهٔ سیاسی جامعهٔ مدرن را نه یک سیر تکاملی به سوی عقلانیت، بلکه یک «موتور نفیِ غریزی» می‌داند. او برای تحلیل خود به فکت های زیر متکی است: 

  • الگوی ۷ مرحله‌ای چرخه: ۱) خروج پوپولیست راست علیه سیستم لیبرال  ۲) پیروزی پوپولیست   ۳) زیاده‌روی و اشتباه پوپولیست  ۴) بازگشت ساختار قدیمی  ۵) سوءتعبیر ساختار قدیمی از وکالت سیاسی خود ۶) زمینه‌سازی برای خروج دوبارهٔ پوپولیست  ۷) تکرار مجدد چرخه (Rinse and repeat).

  • فکت نوسانات پاندولی یک دهه اخیر: نوسان احساسی و سیاسی نخبگان و جامعه در نوامبر ۲۰۱۶ (پیروزی ترامپ)، نوامبر ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰ (بازگشت دمکرات‌ها) و ۲۰۲۴ (پیروزی مجدد ترامپ).

  • پیش‌بینی داده‌محور چرخه: شرط‌بندی بر سر پیروزی دمکرات‌ها در ۲۰۲۸ و بازپس‌گیری مجدد کاخ سفید توسط جمهوری‌خواهان در ۲۰۳۲.

  • تحلیل وضعیت کنونی آمریکا: واقعیت سیاسی عصر حاضر آمریکا زندگی در «دوران پوپولیستی».

۲. جبرگرایی ساختاری: تکنولوژی رسانه و زوال اصلاحات نهادی

در فلسفهٔ سیاسی لینکر، علت‌العلل این بی‌ثباتی، عوامل فردی (مانند شخص ترامپ) یا نقص‌های فنی سیستم انتخاباتی نیستند؛ بلکه یک «جبر ساختاری و ارتباطی» است که فضای عمومی را قطبی و پوپولیستی می‌سازد. فکت های مستند از نظر دیمون لینکر به شرح زیر هستند:

  •  زیرساخت فناوری: نقش «اثرات شبکه‌سازی دیجیتالِ شبکه‌های اجتماعی» به عنوان عامل شکل‌دهنده به ساختار پوپولیستیِ سیاست معاصر.

  • عمومیت فرامرزی (تکذیب انحصار آمریکایی): رخ دادن این الگوی بی‌ثباتی در «سراسر جهان دموکراتیک، هم در سیستم‌های ریاست‌جمهوری و هم پارلمانی».

  • نفی راه‌حل‌های اصلاحی نهادی: بی‌اثری اصلاحات در ناهنجاری‌های نهادی سیستم انتخاباتی آمریکا و عدم ارائهٔ «نقشه راه» توسط تداوم/گسست‌های تاریخی.

۳. بحران مشروعیت و انسداد معرفتی نخبگان (Misreading the Mandate)

از منظر فلسفهٔ حکمرانی، لینکر نشان می‌دهد که نخبگان میانه رو دچار «سرگردانی معرفتی» هستند. آن‌ها پیروزی‌های سلبی خود را که ناشی از خستگی مردم از زیاده‌روی راست‌هاست، به عنوان «تأیید ایجابیِ گفتمان لیبرال-میانه رو» تفسیر می‌کنند. در مقاله لینکر این دیدگاه این گونه مستند شده است: 

  •  کوتاهی افق زمانی (Shortened Time Horizon): کوچک شدن شدید افق زمانی حکمرانان برای انجام اصلاحات پیش از برکناری از قدرت به دلیل روگردانی غریزی رأی‌دهندگان.

  • خطاهای محاسباتی حاکمیت در آمار اقتصادی و جنگ:

  • کاهش خالص محبوبیت ترامپ به رقم بی‌سابقهٔ منفی ۲۲.۳ درصد (میزان محبوبیت ۳۷.۵٪) در مقایسه با دوره مشابه در ۲۰۱۸ (منفی ۱۱.۶٪) و اوباما/بایدن در نقطه مشابه (منفی ۹.۶٪).

  • عوامل عینی خشم عمومی: آغاز جنگ بی‌نتیجه، جهش قیمت بنزین و گازوئیل، صعود تورم و نرخ بهره.

۴. پدیدارشناسی قدرت و وضعیت استثنائی (The Wild Card)

لینکر با الهام از منطق «وضعیت استثنائی»، واکنش احتمالی رهبر پوپولیست به شکست را نه یک رفتار دموکراتیک، بلکه تلاش برای «ایجاد بحران قانون اساسی» و خروج از هنجارهای قانونی تحلیل می‌کند. داده های مستند این موضوع در تحلیل لینکر به شرح زیر هستند:

  • داده‌های آماری پیش‌بینی انتخابات (مدل لوکس نیت سیلور):

    • مجلس نمایندگان: ۹۳.۴ درصد شانس کنترل دمکرات‌ها (ترکیب احتمالی ۲۳۹ به ۱۹۶)؛ در حالی که دمکرات‌ها تنها به ۳ کرسی برای تغییر اکثریت نیاز دارند (مقایسه تاریخی با تغییرات بزرگ ۵۴ کرسی در ۱۹۹۴، ۶۳ کرسی در ۲۰۱۰ و ۴۱ کرسی در ۲۰۱۸).

    • مجلس سنا: ۷۴ درصد شانس اکثریت دمکرات‌ها (ترکیب احتمالی ۵۲ به ۴۸)؛ در حالی که ماه قبل شانس‌ها ۵۰-۵۰ بود.

    • ابزارهای سرکوب و تعلیق حقوقی در سناریوی تقلب:

      • عدم پذیرش شکست و اتهام‌زنی شبانه‌روزی در Truth Social.

      • ابزارهای حقوقی/امنیتی مورد اشاره: توسل به «قانون شورش» (Insurrection Act)، اعلام وضعیت اضطراری امنیت ملی، اعمال حکومت نظامی در اطراف حوزه‌ها، توقیف ماشین‌های رأی‌گیری و گسیل نیروهای ICE به خیابان‌ها برای ارعاب.

      • فشار به مقامات ایالتی برای عدم تأیید نتایج یا ایجاد نبردهای رویه‌ای جهت ممانعت از استقرار نمایندگان در ۳ ژانویه.

جمع‌بندی ساختار اندیشگی

فلسفهٔ سیاسی حاکم بر این متن، نوعی «تقدیرگرایی بدبینانه» (Pessimistic Determinism) است؛ بدان معنا که انتخابات میان‌دوره‌ای اگرچه آرایش قدرت در کنگره را تغییر می‌دهد، اما به دلیل تثبیت «چرخهٔ ساختاری پوپولیسم» و حضور شبکه‌های اجتماعی، هیچ تغییر بنیادی و پایدار در واقعیت‌های زیست‌سیاسی جامعهٔ آمریکا ایجاد نخواهد کرد.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین