یکی از کارهایی که همیشه من و بسیاری از استادان و همکاران ارجمندم در جمعبندی آثار برگزیده انجام میدهیم این است که این مطالب را از نظر کپی بودن و اصالت منبع کنترل کنیم. بارها پیش آمده در جشنوارهای بیشتر آثار راهیافته به بخش نهایی را کنترل کردیم و بیشتر آنها را به دلیل کپی بودن قسمت اعظم مطلب، از لیست نهایی حذف کردیم.
برای رعایت انصاف و عدالت در بیشتر موارد بهویژه در بخشهایی مثل تیتر و یادداشت که نقش سلیقه بیشتر از سایر قالبهای روزنامهنگاری است چند اثر نهایی را برای استادان برجسته و همکاران باسابقه فرستادهام تا نظر هر یک از آنان را ـ بدون اینکه در جریان دیدگاه دیگران قرار بگیرند ـ جویا شوم تا جمعبندیام دقیقتر و منصفانهتر باشد.
در چند سال اخیر مشکل جدیدی به موضوع داوری ما اضافه شده است؛ معضلی که خودش «شاهکار» است، اما استفاده بیرویه و بدون منبع از آن برای ما «معضل» شده است! بله، سخن از «هوش مصنوعی» است. من در کلاسهای روزنامهنگاریام بخشی را به هوش مصنوعی و ضرورت و راههای استفاده از آن برای روزنامهنگاران اختصاص میدهم، اما همواره تاکید میکنم هوش مصنوعی باید «دستیار» روزنامهنگار باشد، نه اینکه به جای او قرار گیرد.
بسیتاسف که در دو سه سال اخیر بارها شاهد بودیم که در واقع ما بیشتر از آنکه آثار همکاران را داوری کنیم، دستپخت هوش مصنوعی را داریم قضاوت میکنیم! به تجربه دریافتهام براساس بعضی کلیدواژهها و همچنین شباهت بسیار زیاد بعضی آثار بهویژه از نظر ساختاری، کدام اثر را هوش مصنوعی نوشته و همکار روزنامهنگار ما به نام خود منتشر کرده و سرخوشانه برای داوری و برنده شدن در جشنوارهها ارسال میکند.
در هفته گذشته که در حال داوری دومین جشنواره ملی چای بودم به معضل جدیدی در کنار سایر مشکلات داوری جشنوارهها پی بردم. در یک سال گذشته هم کمابیش به این موضوع پی برده بودم، اما این بار اصطلاحا گیر دادم تا ته داستان را دربیاورم.
خودشان نمینویسند؛ تاثیرگذار هم نیست
هدف از جشنوارههای مختلف رسانهای اعم از ملی، منطقهای، استانی، موضوعی و ... این است که از صاحبان آثار درخشانی که علاوه بر رعایت استانداردهای روزنامهنگاری توانستهاند در جامعه اثرگذار باشند تجلیل و قدردانی شود؛ به عبارتی غیر از قوی بودن اثر، میزان دیده شدن یا به قول امروزیها، «وایرال شدن» هم مهم است، هر چند متاسفانه متر و ملاک پررنگ و مهمی برای سنجش این گزاره نداریم.
یک اتفاق عجیب در بعضی جشنوارهها در حال رخ دادن است که برای من که دائم در حال داوری هستم دیگر فریبی نخنما شده است. متاسفانه چند نفر هستند که به جای تولید اثر برای مردم و جامعه، گویا براساس جشنوارههای مختلف کشور اثر تولید میکنند! این افراد که تعدادشان از انگشتان دو دست هم تجاوز نمیکند به فراخوانهایی که منتشر میشود نگاه میکنند و دقیقا براساس موضوعات مطرحشده در پوسترهای فراخوان جشنوارهها در قالبهای خواستهشده مطلب تولید میکنند؛ آنان حتی در بخشهای ویژه هم شرکت میکنند. حداکثر آثار قابلقبول را در هر بخش و قالب میفرستند تا در نهایت یکی از آنها رتبه بیاورد. اگر این مطالب دستپخت خودشان بود شاید زیاد قابلملامت نبود، اما قسمت بیشتر مطالبشان کپی و یا حاصل استفاده از هوشمصنوعی است!
دو نفر از این افراد خیلیشاخص هستند، به طوری که با فاصله از دیگران در شرکت در جشنوارهها پیش افتادهاند.
نفر اول، فردی به نام «شهرام. ش» است که به عنوان امضا، گهگاه سمتش را اینگونه قید میکند: «نویسنده برگزیده با کسب ۳۷ رتبه برتر در جشنوارههای بین المللی، ملی و تخصصی مطبوعات و خبرگزاریهای کشور»!
فراخوان جشنواره چای در مرداد 1405 منتشر شده است و آثار این فرد درباره چای و بخش ویژه جشنواره که به نوغان و ابریشم اختصاص دارد، در تاریخهای 5، 9، 15، 17، 22 و 25 شهریور در چند رسانه! منتشر شده است. قبل و بعد این تاریخ از این فرد که ساکن استانهای شمالی نیز نیست مطلقا مطلبی در این زمینه نمیبینید!
نفر دوم از نفر اول هم عجیبتر است! فردی به نام «هدی. ر» از استان کرمان که یک پایگاه خبری دارد دقیقا براساس فراخوان جشنوارهها مطلب تولید میکند؛ درستتر بخواهم بگویم دادهها را میدهد به هوش مصنوعی تا برایش اثر تولید کند؛ از حق نگذریم که در این زمینه بسیار هم قوی عمل میکند و اگر داور تجربه لازم را نداشته باشد قطعا فریب میخورد، کمااینکه بارها داوران فریب خورده و کلی به ایشان جایزه دادند تا با افتخار در سایتش بزند: افتخارآفرینی مدیرمسئول و سردبیر ... در فلان جشنواره و بهمان همایش! عجیبتر اینکه این آثار فقط و فقط در پایگاه خبری که به نام خود ایشان است منتشر میشود.
به نام هوش مصنوعی!
براساس اطلاعات ارایهشده در سایت خود ایشان، هر اثری که برای جشنواره فرستاده ـ تا لحظه نوشتن این یادداشت ـ کمتر از 40 کلیک خورده است! تاریخ آثار ارسالی از سوی نامبرده هم بعد از فراخوان جشنواره در مردادماه بوده است و مانند نفر قبلی، نه بعد و نه قبل جشنواره مطلقا چیزی درباره چای و نوغان و ابریشم در آثار او نمیبینید. دو مطلب ارسالی از سوی این فرد را به هوش مصنوعی دادم؛ پاسخ هوش مصنوعی این بود:
برآورد من: حدود ۷۵ تا ۸۵ درصد احتمال استفاده قابلتوجه از هوش مصنوعی

پاسخ تفصیلی هوش مصنوعی را در ادامه ببینید!

البته به این پاسخ هوش مصنوعی بهتنهایی نباید اکتفا کرد، اما وقتی به سوابق این فرد که مطلبی درباره این موضوع قبل و بعد جشنواره ندارد؛ محل سکونتش با چای و ابریشم هیچ نسبتی ندارد و سابقه حضورش در جشنوارههای مشابه که توضیح دادم توجه کنیم، موضوع خیلی روشن میشود.
این موضوع را بهطور خاص درباره این دو نفر در چند جشنوارهای که از ابتدای سال داور بودم، کنترل کردم. غیر از چند موردی که از دست آنان دررفته است، در بقیه موارد حضور فعال داشتهاند و تاسفبار اینکه همکاران من به صورت مستمر گول آنان را خوردهند و به آنان جایزه دادهاند.
این افراد و چند نفر دیگر، در غیاب روزنامهنگاران و خبرنگاران برجستهای که اصلا در جشنوارهها شرکت نمیکنند و یا دست خالی برمیگردند منتخب اعلام میشوند و علاوه بر گرفتن جایزه نقدی و تندیس و لوح، این عناوین را برای گرفتن آگهی فاکتور میکنند و از تیترهای غلوآمیزی چون «افتخارآفرینی مدیرمسئول ... در صحن بهارستان» یا «مدیرمسئول ...، برگزیده جشنواره فلان» یا «سردبیر ...، نفر اول جشنواره بهمان» بهره میبرند!
چندی پیش در انتخاب آثار نهایی هفتمین جشنواره ملی «بورس و رسانه» اثری از این فرد را از بین منتخبان بیرون کشیدم. جایزه نفر اول 50 میلیون تومان بود. دو داور دیگر که در این حوزه بسیار متخصص هستند اثر را که خوانده بودند گفتند این فرد باید بالای 30 سال در بازار سرمایه باشد تا این چنین به واژههای تخصصی بورس احاطه داشته باشد؛ نیمی از حرفشان درست بود. «هوش مصنوعی» تخصصش بیشتر از فردی باتجربه 30 ساله است. بداقبالی این فرد این بود که منِ داور او را میشناختم و البته خوشاقبالی او این است که بسیاری از داوران ایشان را نمیشناسند.
یک سوزن هم به خودم و استادان ارجمندی که در مقام سخت قضاوت آثار همکاران قرار دارند بزنم؛ ما در واقع قرار است آثار همکاران رسانهای خود را داوری کنیم، نه دستپخت هوشمصنوعی را؛ همچنین اثری که کمتر از 40 کلیک خورده که احتمالا نیمی از آن نیز کار خود نویسنده است چه تاثیرگذاریای در جامعه داشته است که شایسته دریافت جایزه باشد؛ آثاری که خود فرستنده نیز ننوشته است.
به نظرم باید به احترام عدالت و حرفة زخمخورده روزنامهنگاری در این زمینه دقت بیشتری داشته باشیم. این اصل کلی که عدهای همیشه به نتیجه داوری انتقاد دارند، اجتنابناپذیر است، اما پیشنهاد می کنم حتما چند اثری که قرار است به عنوان آثار منتخب و برتر معرفی کنیم دقیقتر و جزئیتر کنترل کنیم تا بیشتر، بهتر و دقیقتر عدالت و انصاف را رعایت کنیم.

