به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - محمد علی قهرمانپور، دانشآموخته تاریخ: کتاب «مبانی و روش در تاریخشناسی» تالیف حسن حضرتی، استاد رشته تاریخ و عضو هیاتعلمی دانشگاه تهران، این روزها توسط انتشارات یام در دسترس خوانندگان قرار گرفته است و تلاش میکند تا مبانی نظری و روشهای عملی پژوهش در دانش تاریخ را به شکلی نظاممند به دانشجویان و علاقمندان ارائه دهد.
ساختار کتاب به دو بخش اصلی «مبانی» و «روش» تقسیم شده است که نشاندهنده نگاه جامع حضرتی به رشته تاریخ است. بخش مبانی با فصلهایی چون مفاهیم بنیادین، موضوع و فایده، نقد تاریخی، دادوستد با علوم دیگر، گونهشناسی مراجع، دورهبندی در تاریخ و ملاحظات ارزشی در تاریخورزی، زیربنای نظری لازم را فراهم میکند. بخش روش نیز با فصلهایی مانند اصول و قواعد تنظیم طرحنامه، تنظیم و تدوین رساله و ارجاعدهی و مستندسازی، به جنبههای کاربردی و عملی پژوهش تاریخی میپردازد و به پژوهشگران میآموزد که چگونه یک پروژه تحقیقاتی را از مرحله انتخاب موضوع تا تدوین نهایی به سرانجام برسانند.
این اثر را باید ادامه دغدغه سیساله نویسنده دانست: اینکه دانش تاریخ چیست؟ درحقیقت، یکی از مهمترین دستاوردهای این کتاب، ارائه تعریفی دقیق و آکادمیک از دانش تاریخ است. حضرتی در بخش مبانی به طور عمیق به مفاهیم بنیادین میپردازد و تلاش میکند تا مرزهای این رشته را از سایر علوم انسانی مشخص سازد. نویسنده معتقد است که کارویژه اصلی و مهمترین مسئولیت علمی مورخان، «توصیف عمیق و گسترده» از رویدادهای مهم گذشته انسانی است. این تعریف، تاریخ را به عنوان دانشی تفریدی معرفی میکند که رسالتش نه تولید قوانین فراگیر و نظریههای عام که ارائه توصیفی جامع و چندلایه از رخدادهای تاریخی است. درواقع، کتاب با نقد رویکردهای نظریهمحور افراطی، استدلال میکند که اگر تاریخ بخواهد جایگاه خود را در میان سایر علوم انسانی حفظ کند، باید بر کارویژه منحصربهفرد خود، یعنی همان توصیف عمیق و گسترده گذشته، تمرکز کند: کاری بسیار سخت و طاقتفرسا!
از سوی دیگر، این کتاب با تاکید بر توصیف عمیق، تلاش میکند تاریخ را از سطح علاقه عوامانه و سطحی به گذشته ارتقا دهد و آن را به عنوان یک رشته دانشگاهی - با هویت و روششناسی مستقل - معرفی کند. نویسنده بهخوبی دریافته است که در سالهای اخیر، تمایل افراطی به تبیین و نظریهپردازی، موجب به حاشیهراندهشدن جنبه توصیفی تاریخ به مثابه مهمترین کالای گرانبهای این رشته شده است از این رو با تفکیک دقیق میان تاریخنگری علمی و علاقه عامیانه به گذشته، نشان میدهد که صرفِ علاقه به گذشته، به معنای ورود به حوزه دانش تاریخ نیست چراکه تاریخ یک علم است و نیازمند معیارهای دقیق نقد، ارزیابی منابع و مستندسازی است - و در فصلهای مختلف کتاب به تفصیل به این موضوعات پرداخته شده است.
در نهایت، مطالعه این کتاب نهتنها به دانشجویان و پژوهشگران تاریخ برای نگارش آثاری دقیقتر کمک میکند که به همه علاقهمندان این حوزه میآموزد چگونه از سطحینگری و علاقه عامیانه به گذشته فاصله بگیرند تا به درک عمیقتری از گذشته دست یابند. بیشک، این اثر ارزشمند میتواند بهعنوان یکی از منابع اصلی درسی در رشته تاریخ مورد استفاده قرار گیرد و خلأ موجود در زمینه مباحث روششناختی را تا حد زیادی پر کند، البته اگر برخی اساتید پرمدعا در دانشگاهها اجازه چنین کاری را بدهند!


