به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مهرماه ۱۳۳۸، مجله «جوانان امروز» متنی خودنوشتاز استاد حسین بهزاد منتشر کرد؛ نگارگر نامداری که مینیاتور معاصر ایران را از تکرار نجات داد و زبانی نو به آن بخشید. بازخوانی این زندگی‌نامه به‌مناسبت سالگرد درگذشت او، تصویری بی‌پرده از رنج، استقامت و تعهد به وطن پیش چشم می‌گذارد.

بهزاد در ۱۲۷۳ در تهران زاده شد و از هفت‌سالگی شور صورتگری در سر داشت؛ شوری که در مکتب‌خانه جرم تلقی شد و به اخراجش انجامید: «معلم مربوطه به جرم صورتگری از مدرسه اخراجم نمود.» اندکی بعد، وبا پدر و نخستین استادش را به کام مرگ کشید تا کودک یتیم، شاگردی کارگاه قلمدان‌سازی را با دستمزد ناچیز «روزی یک عباسی» آغاز کند. او در اتاقی بی‌چراغ، با نور ماه طرح می‌زد و حتی یک وعده غذا می‌خورد تا ابزار نقاشی تهیه کند. پاسخ استادش به رؤیای داشتن کالسکه اشرافی این بود: «تا دنیا دنیاست باید گرسنگی بکشی!» اما آتش هنر در جانش خاموش نشد. رنج‌هایی که کشید، به تعبیر خودش، جوهری بود که «آهن را آبدیده می‌کرد».

بهزاد باور داشت هنر زاییده اندیشه و شور درونی است، نه تقلید محض از طبیعت. او بزرگ‌ترین تکیه‌گاه آدمی در اندوه را هنر می‌دانست و راستی را والاترین زرنگی می‌خواند. عشق عمیق او به زادگاهش در سال‌های غربت نیز جلوه‌گر شد؛ جایی که در فرانسه پیشنهاد اقامت و تأمین کامل زندگی از سوی یک مجموعه‌دار ثروتمند را رد کرد تا در خاک ایران قلم بزند: «زندگی در وطنم را ترجیح دادم و هنوز که هنوز است خرسندم و به خود می‌بالم.»

متن کامل این خودزندگی‌نامه نوشت را از این‌جا بخوانید.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین