به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تابستان سال ۱۸۳۰، فرانسه کشوری به نظر می‌رسید که در آستانه تحولی بزرگ قرار دارد. در ۱۵ سال پس از سقوط ناپلئون، سلطنت بوربون‌ها که دوباره برقرار شده بود، می‌کوشید قدرت خود را در چارچوب قانون اساسی جدید حفظ کند؛ اما در خفا همچنان در پی آن بود که اقتدار مطلقه‌ای را احیا کند که پادشاهان فرانسه پیش از سال ۱۷۸۹ از آن برخوردار بودند.

به این ترتیب، آتش‌بسی شکننده میان خاندان حاکم، که همچنان رؤیای خودکامگی در سر داشت، و شهروندانی برقرار بود که دگرگونی‌های انقلابی و گسترش حقوق فردی را تجربه کرده بودند. این سازش شکننده ناگهان فروپاشید؛ زمانی که شارل دهم، پادشاه فرانسه، در ۲۵ ژوئیه ۱۸۳۰ [۳ مرداد ۱۲۰۹] مجموعه‌ای از فرمان‌ها را صادر کرد که آزادی مطبوعات و آزادی‌های مردم را محدود می‌کرد.

انقلاب ژوئیه ۱۸۳۰ چرا رخ داد؟

در آن زمان، شارل دهم رهبری جریان فوق‌سلطنت‌طلبی را برعهده داشت؛ جریانی که به‌شدت با پیامدهای انقلاب ۱۷۸۹ مخالف بود. آن انقلاب سلطنت مطلقه را سرنگون کرده و اصلاحات دموکراتیک ریشه‌ای را به راه انداخته بود. شارل دهم اعتقاد راسخی داشت که فرانسه باید به دوران سلطنت مطلقه بازگردد و هرگونه اصلاحات لیبرالی را توهینی به سنت حق الهی پادشاهان می‌دانست.

از این رو، صدور فرمان‌ها عملاً به معنای اعلام جنگ سیاسی علیه توده مردم بود. او مطبوعات را سانسور کرد، مجلس نمایندگان تازه‌انتخاب‌شده را پیش از آن‌که حتی نخستین جلسه خود را برگزار کند منحل ساخت و با محدود کردن حق رأی به بخش عمده‌ای از ثروتمندترین زمین‌داران فرانسه، شمار واجدان شرایط رأی دادن را به‌شدت کاهش داد.

هنگامی که فرمان‌ها در ۲۶ ژوئیه [4 مرداد 1209] منتشر شدند، شارل دهم و نخست‌وزیرش، شاهزاده دو پولینیاک، تصور می‌کردند مردم پاریس واکنش چندانی نشان نخواهند داد. اما همان شب، نخستین کالسکه سلطنتی هدف پرتاب سنگ قرار گرفت. روز ۲۷ ژوئیه [5 مرداد 1209]، روزنامه‌نگاران و کارکنان صنعت چاپ از اجرای دستور تعطیلی فعالیت‌های‌شان سر باز زدند. آنان بیانیه‌های اعتراضی منتشر کردند و فرمان‌ها را غیرقانونی خواندند. تا ظهر، جمعیت خیابان‌های سراسر پاریس را پر کرده بود و ناآرامی‌های گسترده آغاز شده بود.

انقلاب ژوئیه ۱۸۳۰ ؛ خیزشی که سرنوشت فرانسه را تغییر داد پرتره شارل دهم، اثر توماس لارنس، ۱۸۲۵.
منبع: مجموعه سلطنتی بریتانیا / ویکی‌مدیا کامنز

در سه روز باشکوه چه گذشت؟

در ۲۸ ژوئیه [6 مرداد 1209] بود که درگیری‌های واقعی آغاز شد. مارشال مارمون، فرمانده نیروهای سلطنتی، در وضعیتی به‌شدت دشوار قرار داشت. شهروندان، خیابان‌های باریک و پرپیچ‌وخم پاریس را به مواضع دفاعی مستحکمی تبدیل کرده بودند. هزاران سنگر خیابانی با استفاده از گاری‌های واژگون‌شده، اثاثیه خانه‌ها و سنگ‌فرش خیابان‌ها برپا شده بود و پرچم سه‌رنگ انقلاب بر فراز برج‌های کلیسای نوتردام به اهتزاز درآمده بود.

شبح انقلاب نخست فرانسه بار دیگر برخاسته بود. نبردهای خیابانی بسیار خونین بودند. حتی سربازان پادشاه، که برخی از آن‌ها نوجوانانی بودند که نمی‌خواستند به همسایگان خود شلیک کنند، دسته‌دسته از ارتش فرار می‌کردند. تا ۲۹ ژوئیه [7 مرداد 1209]، شورشیان کنترل موزه لوور و کاخ تویلری را به دست گرفته بودند و ارتش به حومه شهر عقب‌نشینی کرده بود.

پس از سه روز، حدود ۱۵۰۰ نفر از شورشیان کشته یا زخمی شده بودند، اما درنهایت پیروز شدند. با فروپاشی نیروهای نظامی و از دست رفتن پایتخت، شارل دهم تسلیم شد و در ۲ اوت [11 مرداد 1209] از سلطنت کناره‌گیری کرد. سپس به انگلستان گریخت و بعدتر دوران تبعید خود را در نقاط دیگری گذراند. بدین‌ترتیب، شاخه ارشد خاندان بوربون عملاً از قدرت کنار گذاشته شد.

انقلاب ژوئیه ۱۸۳۰ ؛ خیزشی که سرنوشت فرانسه را تغییر داد پرتره لویی فیلیپ اول، اثر فرانتس خاور وینترهالتر، ۱۸۴۱.
منبع: موزه لوور / ویکی‌مدیا کامنز

لویی فیلیپ که بود و چگونه به پادشاهی رسید؟

اگرچه کارگران و دانشجویان بار اصلی نبردها را بر دوش کشیدند، درنهایت این بورژوازی لیبرال، متشکل از بانکداران، وکلا و بازرگانان، بود که نتیجه تحولات را تعیین کرد. آنان از برپایی جمهوری محض بیم داشتند، زیرا تصور می‌کردند چنین حکومتی خشونت‌های دهه ۱۷۹۰ را دوباره زنده خواهد کرد. از نظر آنان، جمهوری مترادف بود با رادیکالیسم ژاکوبنی و اعدام‌های گسترده در دوران ماکسیمیلیان روبسپیر. از همین رو، می‌خواستند لویی فیلیپ، دوک اورلئان، رهبری کشور را برعهده بگیرد. او با وجود آن‌که پسرعموی پادشاه وقت بود، در جوانی به نیروهای انقلابی پیوسته و به همین دلیل به‌ عنوان مردی از میان مردم شهرت یافته بود.

لویی فیلیپ در ۹ اوت ۱۸۳۰  [18 مرداد 1209] به پادشاهی رسید. بااین‌حال، او نه «پادشاه فرانسه»، بلکه «پادشاه فرانسویان» نامیده شد. این تغییر ظریف در عنوان سلطنتی به این معنا بود که منشأ قدرت او مردم بودند، نه خداوند. او سوگند وفاداری به منشور ۱۸۳۰ یاد کرد؛ منشوری که آزادی‌های مدنی را به‌ طور چشمگیری گسترش می‌داد. پرچم سه‌رنگ نیز به‌ عنوان پرچم رسمی و دائمی کشور تثبیت شد.

انقلاب ژوئیه ۱۸۳۰ ؛ خیزشی که سرنوشت فرانسه را تغییر داد تصرف چاپخانه روزنامه «لو ناسیونال»؛ یکی از رویدادهای جرقه‌زننده انقلاب ژوئیه. پاریس، ۲۷ ژوئیه ۱۸۳۰.
منبع: کتابخانه ملی فرانسه / ویکی‌مدیا کامنز

پیامدهای بلندمدت انقلاب ژوئیه چه بود؟

رویدادهای انقلاب ۱۸۳۰ مسیر تاریخ فرانسه را برای همیشه تغییر داد. قدرت سیاسی از اشراف زمین‌دار به بورژوازی ثروتمند منتقل شد و حق رأی گسترش یافت تا بخش بزرگ‌تری از جمعیت را دربرگیرد. هرچند شمار رأی‌دهندگان همچنان بخش بسیار کوچکی از جمعیت کشور را تشکیل می‌داد، این گروه شامل طبقه رو به رشد کارآفرینانی بود که بعدها نیروی محرکه انقلاب صنعتی شدند.

در دوره‌ای که به «سلطنت ژوئیه» معروف شد، فرانسه گسترش اقتصادی چشمگیری را تجربه کرد. نخستین شبکه‌های راه‌آهن سراسری کشور شکل گرفتند و صنعت بانکداری توسعه یافت.

فرانسه مدرن در دهه ۱۸۳۰ بیش از پیش به کشوری با ساختار حکومتی مبتنی بر قانون اساسی و دستگاه اداری بوروکراتیک تبدیل شد؛ تحولی که بر نظام‌های اداری ایجادشده در جریان انقلاب فرانسه و دوران ناپلئون استوار بود.

موج آزادی‌خواهی برخاسته از انقلاب ژوئیه به‌سرعت به دیگر نقاط اروپا نیز سرایت کرد و انقلاب‌هایی را در سراسر قاره برانگیخت. ازجمله، در هلند جنوبی، شورش علیه سلطه هلندی‌ها که در ۲۵ اوت ۱۸۳۰ آغاز شد، سرانجام به تشکیل کشور مستقل بلژیک انجامید.

منبع: www.thecollector.com

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین