به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا طاهره مهری نوشت: کتاب «سرمایهداری و میل؛ هزینه روانی بازار آزاد» تالیف تاد مک گوان با ترجمه صالح قربانیان از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب آمد.
این کتاب، با تکیه بر نظریه روانکاویِ فرویدی-لکانی، به واکاوی یکی از اساسیترین پرسشهای زمانه ما میپردازد: چرا سرمایهداری با وجود تناقضها، نابرابریها و اَشکال عیان سرکوبی که پدیدآورده، همچنان از جذابیتی پایدار و نیرویی امتناعکننده برخوردار است؟ مکگوان در سراسر کتاب و از چشماندازهای گوناگون نسبت سرمایهداری با روان سوژههایی را بررسی میکند که در مناسبات تولید سرمایهدارانه مایهگذاری میکنند و به وعدههای آن دل میبندند. به زعم او، منطق سرمایهداری با منطق میل سوژه همساخت است: هر دو بر وعده رضایتی در آینده استوارند، رضایتی که تحقق آن همواره به تعویق میافتد.
بنا به قرائت انقلابیِ فروید متأخر، رضایت سوژهها در فقدان و از دست دادن مدام ابژه شکل میگیرد و نه از تملک آن، اما سرمایهداری همین رضایت را در قالب نارضایتی عرضه میکند و دستیابی به رضایت واهی موعود را در قالب کالا وعده میدهد، بیآنکه اذعان کند هیچ کالایی، همچون ابژۀ میلی، هرگز بسنده نخواهد بود. بدینترتیب، سرمایهداری سوژهها را نه تنها از مواجهه با ماهیت تروماتیکِ شیوه رضایتمندیشان، بلکه از درک نقش خودشان در قوام بخشیدن به نظامی که در آن مشارکت دارند نیز محافظت میکند.
تاد مکگوان
تاد مکگوان (Todd McGowan) یکی از مهمترین فیلسوفان و نظریهپردازان معاصر آمریکاست که در مرز میان فلسفه، روانکاوی لاکانی، نظریه فیلم و نقد فرهنگ فعالیت میکند. او بیش از هر چیز به دلیل تفسیرهای نوآورانهاش از اندیشههای گئورگ ویلهلم فریدریش هگلژاک لاکان و زیگموند فروید شناخته میشود و از چهرههای برجسته سنت فلسفه قارهای در جهان انگلیسیزبان به شمار میآید.
کتاب «سرمایهداری و میل؛ هزینه روانی بازار آزاد» تالیف تاد مک گوان بعد از سپاسگزاری، یادداشت مترجم و مقدمه در ده فصل به شرح سوژه میل و سوژه سرمایهگذاری، تقویم روانی فضای خصوصی، پوشاندن چشمانمان از نگاه خیره، تداوم و قربانی کردن پس از برافتادن آن، خدایی که میتوانیم به او ایمان آوریم، بینهایتی قابل تحملتر، اهداف سرمایهداری، مبادله عشق با رمانس، وفور و کمیابی، بتواره والای بازار میپردازد و در پایان نتیجه میگیرد؛ به جای انباشتن، کیف کن.
مولف در فصل پنجم تحت عنوان «خدایی که میتوانیم به او ایمان آوریم» به دیگری بزرگ به جای خدا میپردازد: «مدرنیته سرمایهداری این امکان را فراهم میآورد که آزادی انسان را متصور شویم. عملکرد سرمایهداری، برخلاف دیگر نظامهای اجتماعی-اقتصادی، مستلزم اطاعت همگانی از موجودیتی متعالی نیست. هر چند روابط سلسلهمراتبی همچنان پابرجاست، این روابط دیگر بر توجیهاتی الهیاتی که عمل آزادانه را ناممکن سازد استوار نیست.
بدینترتیب گسستی چشمگیر از نظامهای پیشین رقم میخورد. همزمان، علم مدرن نیز مستلزم کنار نهادن مداخله الهی است و دیگر آن را به عنوان عاملی در محاسبه سازوکارهای کائنات در نظر نمیگیرد. دانشمندان میتوانند به خدا باور داشته باشند(گرچه بسیاری ندارند)، اما نمیتوانند رفتارهای انسانی یا طبیعی را با ارجاع به خدا توضیح دهند و همچنان جایگاه خود را در جامعه علمی حفظ کنند.
این غیاب خدا در مدرنیته سرمایهداری فضایی میگشاید که در آن سوژهها میتوانند برای نخستین بار در تاریخ بشر بی آنکه با تناقضی روبهرو شوند به آزادی باور داشته باشند. در حقیقت، مفهوم آزادی تنها در غیاب نیروی الهی فعال در جهان قابل تصور است.
گرچه پس از پیدایش مدرنیته سرمایهداری غیاب خدا آشکار میشود، سرمایهداری همزمان شکل تازهای از الوهیت را برمیافرازد که حتی از شکل پیشین آن نیز خودکامهتر است. خدای جدید بازار است، که برخلاف خدای قادر و عالم مطلق سنتهای توحیدی هرگز خودکامگیاش را آشکار نمیکند.
او برخلاف یهوه ادعا نمیکند که خدایی حسود است و ظاهرا، برخلاف خدای سنتی، آزادی را محدود نمیکند، بلکه برعکس، آن را پرورش میدهد. در مدرنیته سرمایهداری، بازار آزاد جایگاه خدا را اشغال میکند و به مثابه دیگری بزرگ، در مقام مرجعی اجتماعی، عمل میکند. دیگری بزرگ، بهسان خدا، میل سوژهها را شکل میدهد و رفتارشان را هدایت میکند، اما این کار را به شیوهای پنهان انجام میدهد. گرچه هم خدا و هم بازار ضامن هستی اجتماعیاند، روش کار آنها تفاوت دارد.
خدای سنتی و بازار هر دو بهسان پناهگاهی در برابر ترومای آزادی عمل میکنند. مدرنیته سرمایهداری دروازهای به سوی امکان آزادی میگشاید، اما تنها برای آنکه بیدرنگ آن را مسدود سازد. با این حال، همین گشودگی رخداد سرنوشتساز عصر مدرن است.
خدا در عصر مدرن ناپدید نمیشود- هنوز هم اجازه داریم به او معتقد باشیم- اما این عصر باور به حضور فیزیکی او در این دنیا را کنار میگذارد. [به عبارت دیگر، مدرنیته خدا را کاملا حذف نمیکند، بلکه دیگر نقشی فعال و ملموس در دنیای مادی برای او قائل نیست.]
مادامی که خدا به عنوان یک هستی مادی حاکم بر تمام رخدادهای این جهان وجود داشته باشد، هیچ امکان واقعی برای آزادی انسان وجود ندارد، زیرا مرجع تمام فعالیتهای انسانی یک دیگری بزرگ واقعا موجود- و نه صرفا معنوی- خواهد بود. تلقی زمینمرکز از جهان به بشر این امکان را میداد که نهتنها خود را در جایگاه مرکز آفرینش تصور کند، بلکه از وجود مسلم یک دیگری بزرگ ماهوی (به عبارت دیگر، شمایلی ماهوی از مرجعیت) نیز اطمینان حاصل نماید. با در نظر داشتن این پیشزمینه، میتوانیم به درک یکی از معماهای تاریخی نزدیک شویم.
از نظرگاه معاصر، دشوار است درک کنیم که چرا منظومه خورشیدمرکز کوپرنیکی تاثیری چنین بنیادین بر مراجع کاتولیک داشت. برای فرد با ایمان چه تفاوتی میکند که زمین در مرکز منظومه شمسی باشد یا خورشید؟ اگر کسی از آن دوران با مومنان امروز مشورت میکرد، شاید حتی یک نفر هم نمیگفت که نابودی تصور زمینمرکز خواب شبانه او را مختل کرده است. خود کوپرنیک نیز هرگز نگرانیای درباره خشم کلیسا به دل راه نداد، زیرا آنقدر خوششانس بود که در همان روزی که کتاب «درباره گردش افلاک آسمانی» او در سال ۱۵۴۳ منتشر شد از دنیا برود.
دیگران اما تا این اندازه خوششانس نبودند. باور به خورشیدمرکزی نقش مهمی در محکومیت و اعدام جیوردانو برونو در سال ۱۶۰۰ توسط دادگاه تفتیش عقاید ایفا کرد و همچنین باعث شد گالیلئو گالیله، برای پرهیز از سرنوشتی مشابه، از حمایت علنی خود از نظریه کوپرنیک دست بکشد. شجاعت برونو و تسلیم گالیله هر دو نتیجه فشار شدیدی بود که کلیسا احساس میکرد برای حفظ تصور زمینمرکزی بر دوشش گذاشته شده است. نتیجه به چالش کشیدن زمین مرکزی به چالش کشیدن چیستی خدا بود.»
در کل کتاب«سرمایهداری و میل؛ هزینه روانی بازار آزاد» با برقراری پیوندی میان روانکاوی، مارکسیسم و نقد ایدئولوژی و با استفاده از مثالی برگرفته از سینما، ادبیات، فرهنگ مصرفی و زندگی روزمره، نهتنها راز تداوم و جذابیت سرمایهداری را روشن میکند، بلکه افقی نظری برای اندیشیدن به امکان رهائی از این شکل از انقیاد پیش مینهد.
نمایه پایان کتاب نیز راهنمای خوبی برای علاقهمندان به دریافت اطلاعات ریز است.
کتاب «سرمایهداری و میل؛ هزینه روانی بازار آزاد» تالیف تاد مک گوان و ترجمه صالح قربانیان با ۴۱۶ صفحه و شمارگان ۷۷۰ نسخه از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب آمد.


