به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از فرارو؛ از دور، برج آزادی شبیه دروازه‌ای سنگی است که دو دوره از تاریخ معماری ایران را به هم پیوند می‌دهد؛ اما راز ساخت این بنا فقط در قوس‌های بلند و سنگ‌های سفیدش نیست. پشت نمایی که امروز به یکی از شناخته‌شده‌ترین تصویرهای تهران تبدیل شده، محاسبات مهندسی پیچیده‌ای قرار دارد که در اواخر دهه ۱۳۴۰، با کمک رایانه انجام می‌شد؛ زمانی که کامپیوتر هنوز به ابزار روزمره معماران ایرانی تبدیل نشده بود.

 ماجرای برج آزادی از سال ۱۳۴۵ آغاز شد؛ زمانی که طرح ساخت بنایی یادبود در تهران به مسابقه گذاشته شد. قرار بود این بنا نمادی از تاریخ و تمدن ایران باشد و در آستانه برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، تصویری ماندگار از کشور ارائه کند. برنده مسابقه، حسین امانت، معمار جوانی بود که در آن زمان تنها ۲۴ سال داشت و از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شده بود. طرح او نه به شکل یک ستون بلند و متعارف، بلکه همچون دروازه‌ای عظیم بود که گذشته و حال را در یک ساختار واحد کنار هم قرار می‌داد.

حسین امانت

عملیات ساخت بنا در سال ۱۳۴۸ آغاز شد و در سال ۱۳۵۰ به پایان رسید. برج که ابتدا «شهیاد» نام داشت، در ۲۴ مهر ۱۳۵۰، برابر با ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱، افتتاح شد. با این حال، آن‌چه این سازه را از یک بنای یادبود معمولی متمایز می‌کرد، فقط فرم معماری آن نبود؛ بلکه شیوه‌ای بود که برای تبدیل خطوط پیچیده طرح به قطعات واقعی سنگ به کار گرفته شد.

راز اصلی در همین فاصله میان طراحی و اجرا نهفته است: چگونه می‌توان نمایی با انحناهای متعدد، قوس‌های درهم‌تنیده و سطوحی که در هر بخش زاویه و شکل متفاوتی دارند، با دقتی بالا ساخت؛ آن هم با استفاده از هزاران قطعه سنگ که هرکدام باید در جای مشخصی قرار بگیرند؟

هشت هزار سنگ؛ معمایی که با خط‌کش حل نمی‌شد

در معرفی برج آزادی، عدد هشت هزار بارها تکرار شده است. این عدد به قطعات سنگ مرمر سفیدی اشاره دارد که برای پوشش نمای برج به کار رفتند. سنگ‌ها از منطقه اصفهان تأمین شدند و قنبر رحیمی، سنگ‌کار و تأمین‌کننده شناخته‌شده سنگ، در انتخاب و تهیه آن‌ها نقش داشت. رحیمی به‌ دلیل شناخت گسترده‌اش از معادن و منابع سنگ کشور، به «سلطان سنگ ایران» شهرت داشت.

اما هشت هزار قطعه سنگ به معنای هشت هزار قطعه هم‌شکل نبود. نمای برج از سطوحی تشکیل شده که به‌تدریج تغییر جهت می‌دهند و در امتداد قوس‌ها و پایه‌های سازه به هم می‌رسند. اگر سنگ‌ها قرار بود بدون محاسبه دقیق و صرفاً با اندازه‌گیری‌های معمول کارگاهی تراشیده شوند، کوچک‌ترین خطا می‌توانست در محل اتصال قطعات به یکدیگر ظاهر شود؛ خطایی که در یک سطح ساده شاید چندان به چشم نمی‌آمد، اما روی انحناهای پیوسته و هندسه پیچیده برج، نظم کلی نما را برهم می‌زد.

در چنین پروژه‌ای، مسئله فقط اندازه هر سنگ نبود؛ محل قرارگیری، زاویه برش، انطباق با قطعه مجاور و هماهنگی آن با هندسه کلی بنا نیز اهمیت داشت. هر قطعه باید بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر می‌بود؛ تصویری که از روی نقشه معماری آغاز می‌شد، به محاسبات مهندسی می‌رسید و سرانجام در کارگاه سنگ‌تراشی شکل می‌گرفت.

این‌جا بود که رایانه وارد ماجرا شد. براساس اطلاعات منتشرشده درباره پروژه، از کامپیوتر برای محاسبه شکل قطعات و تعریف سطوح پیچیده و درهم‌تنیده برج استفاده شد. این فناوری به طراحان و مهندسان امکان می‌داد هندسه دشوار بنا را با دقت بیشتری به دستورالعمل‌های اجرایی تبدیل کنند؛ کاری که انجام آن صرفاً با ترسیم نقشه‌های دوبعدی و اندازه‌گیری دستی، دشوارتر و زمان‌برتر بود.

برج آزادی 2

البته باید یک نکته را روشن کرد: استفاده از رایانه در این پروژه به معنای وجود نرم‌افزارهای سه‌بعدی امروزی، مدل‌سازی تعاملی یا چاپ خودکار قطعات نبود. فناوری محاسباتی آن دوران محدودیت‌های فراوانی داشت و نقش آن را باید در چارچوب امکانات مهندسی دهه ۱۳۴۰ فهمید. رایانه قرار نبود به‌ جای معمار تصمیم بگیرد؛ قرار بود بخشی از دشوارترین محاسبات هندسی را دقیق‌تر و منظم‌تر کند.

وقتی رایانه به کمک دست‌های سنگ‌تراش آمد

فناوری به‌تنهایی برج آزادی را نساخت. محاسبات باید به قطعاتی واقعی تبدیل می‌شدند که بتوان آن‌ها را برش داد، پرداخت کرد و روی سازه نصب کرد. در این مرحله، مهارت استادکاران سنگ‌تراش اهمیت تعیین‌کننده‌ای داشت.

غفار داورپناه ورنوسفادرانی، استادکار برجسته سنگ، مسئولیت اجرای سنگ‌کاری پروژه را برعهده داشت. شرکت «مَپ» نیز پیمانکار اصلی ساخت بنا بود و عملیات اجرایی با همکاری معماران، مهندسان و نیروهای کارگاهی پیش رفت. حاصل این همکاری، پیوندی کم‌سابقه میان محاسبه رایانه‌ای و مهارت دستی بود: رایانه به تعیین هندسه کمک می‌کرد و استادکار باید آن هندسه را با دقت در سنگ پیاده می‌کرد.

درواقع، هر سنگ بخشی از یک جورچین بزرگ بود؛ جورچینی که برخلاف نمونه‌های معمول، قطعاتش نه مربع و مستطیل، بلکه متناسب با انحناها و شکست‌های معماری ساخته می‌شدند. اگر یک قطعه درست تراش نمی‌خورد یا در جای مناسبی قرار نمی‌گرفت، هماهنگی سطح نهایی آسیب می‌دید. بنابراین، ارزش محاسبات رایانه‌ای فقط در سرعت انجام عملیات نبود؛ این محاسبات به هماهنگی میان طراحی، ساخت و نصب کمک می‌کردند.

برج ازادی 3

نکته جالب دیگر این‌که سنگ‌های نما صرفاً پوششی تزئینی نبودند که پس از اتمام سازه روی آن چسبانده شوند. در شیوه اجرای برج، قطعات سنگی در ارتباط با ساختار بتنی بنا قرار داشتند و در بخش‌هایی نقش قالب دائمی بتن را نیز ایفا می‌کردند. این ویژگی، اهمیت دقت در تراش و نصب را بیشتر می‌کرد؛ زیرا سنگ‌ها باید هم با هندسه ظاهری برج هماهنگ می‌شدند و هم در فرایند ساخت سازه وظیفه خود را انجام می‌دادند.

به این ترتیب، آن‌چه از دور یک فرم یکپارچه و روان به نظر می‌رسد، نتیجه هماهنگی میان محاسبات، مهندسی سازه، انتخاب مصالح و مهارت نیروی انسانی است. پشت ظاهر ساده برج، شبکه‌ای از تصمیم‌ها و اندازه‌گیری‌ها قرار دارد که باید درنهایت به بنایی منسجم تبدیل می‌شدند.

از طاق ساسانی تا محاسبات رایانه‌ای

اهمیت این فناوری زمانی روشن‌تر می‌شود که به خود معماری برج نگاه کنیم. حسین امانت تلاش کرده بود عناصر معماری دوره‌های مختلف تاریخ ایران را در یک ترکیب تازه کنار هم قرار دهد. قوس بزرگ میانی یادآور طاق‌های معماری ساسانی است و قوس شکسته بالایی به سنت‌های معماری دوره اسلامی اشاره دارد. شبکه خطوط و پایه‌هایی که این دو بخش را به هم متصل می‌کنند، به بنا هویتی مستقل می‌دهند؛ هویتی که نه بازسازی یک اثر تاریخی است و نه تقلیدی ساده از معماری غربی.

این ترکیب تاریخی، چالش فنی خاص خود را نیز داشت. منحنی‌ها و خطوط بنا باید در کنار یکدیگر به شکلی طبیعی و هماهنگ دیده می‌شدند. طراحی چنین ساختاری به محاسبات هندسی و مهندسی نیاز داشت و همین پیچیدگی، استفاده از رایانه را به ابزاری مهم در روند ساخت تبدیل کرد.

در پروژه‌هایی از این دست، تفاوت میان یک طرح زیبا و بنایی که واقعاً قابل ساخت باشد، در جزئیات آشکار می‌شود. معمار می‌تواند فرم کلی را روی کاغذ ترسیم کند، اما اجرای آن در مقیاس واقعی به محاسبات دقیق، بررسی سازه و هماهنگی میان اجزای مختلف نیاز دارد. برج آزادی نمونه‌ای از پیوند این دو جهان بود: تخیل معمارانه از یک سو و محاسبات فنی از سوی دیگر.

برج آزادی 1

البته درباره جزئیات نرم‌افزارها، مدل رایانه‌ای و روش دقیق انتقال محاسبات به کارگاه، اطلاعات عمومی منتشرشده محدود است. بنابراین، نمی‌توان با اطمینان ادعا کرد که تمام مراحل ساخت با یک سامانه رایانه‌ای مشخص انجام شده یا هر قطعه مستقیماً از یک مدل دیجیتال امروزی استخراج شده است. آن‌چه منابع موجود تأیید می‌کنند، استفاده از کامپیوتر برای محاسبه شکل قطعات سنگی و کمک به تعریف سطوح پیچیده برج است.

ساخت برج آزادی همچنین نشان می‌دهد که ورود فناوری جدید الزاماً به معنای کنار گذاشتن مهارت‌های سنتی نیست. در این پروژه، محاسبه رایانه‌ای و سنگ‌تراشی دستی در برابر یکدیگر قرار نگرفتند؛ بلکه مکمل هم شدند. ماشین به محاسبه دقیق‌تر کمک کرد و نیروی انسانی نتیجه را در ماده‌ای سخت و ماندگار به واقعیت تبدیل کرد.

برج آزادی در ۲۶ مهر ۱۳۵۰ افتتاح شد، اما سرگذشتش به همان مراسم پایان نیافت. نام شهیاد پس از انقلاب به آزادی تغییر کرد و بنایی که برای یادبود یک دوره سیاسی طراحی شده بود، به‌تدریج به نمادی با معانی تازه برای نسل‌های مختلف ایرانیان تبدیل شد.

امروز، وقتی تصویر برج در عکس‌ها، فیلم‌ها و گزارش‌های خبری دیده می‌شود، معمولاً کمتر کسی به هزاران قطعه‌ای فکر می‌کند که کنار هم قرار گرفته‌اند تا این فرم یکپارچه را بسازند. با این حال، شاید جذاب‌ترین راز برج آزادی همین باشد: نمادی که در ظاهر از سنگ و بتن ساخته شده، درواقع حاصل برخورد چند جهان متفاوت است؛ معماری الهام‌گرفته از تاریخ، مهندسی مدرن، محاسبات رایانه‌ای و مهارت استادکارانی که باید هر خط و انحنا را به شکلی واقعی درمی‌آوردند.

رایانه‌های دهه ۱۳۴۰ برج آزادی را طراحی نکردند؛ این کار معمار بود. اما آن‌ها به حل مسئله‌ای کمک کردند که بدون محاسبات دقیق، اجرای آن به‌مراتب دشوارتر می‌شد. در پس این دروازه سفید، داستانی از روزگاری نهفته است که فناوری محاسباتی هنوز نوپا بود، اما از همان زمان می‌توانست در کنار دست‌های ماهر انسان، شکل یک نماد ماندگار را بسازد.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین