به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تقوا در نگاه قرآن کریم، تنها به معنای پرهیز از گناه نیست؛ بلکه نوعی خودآگاهی، مسئولیت‌پذیری و توانایی انتخاب آگاهانه مسیر زندگی است. همان‌گونه که سوارکار ماهر، مهار اسب را در دست می‌گیرد و آن را به سوی مقصد هدایت می‌کند، انسان باتقوا نیز اجازه نمی‌دهد تصمیم‌ها و رفتارهایش تحت تأثیر هیجان‌ها، وسوسه‌ها و شرایط پیرامونی از کنترل خارج شود؛ مفهومی که در آیات قرآن و کلام امیرالمؤمنین(ع) جایگاهی محوری دارد.

تقوا؛ شرط بهره‌مندی از هدایت قرآن

قرآن کریم در آغاز سوره بقره، خود را مایه هدایت پرهیزکاران معرفی می‌کند؛ آنجا که می‌فرماید: «ذٰلِکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدًی لِلمُتَّقینَ»؛ این کتابی است که هیچ تردیدی در آن نیست و مایه هدایت پرهیزکاران است.

در تبیین این آیه، بر تفاوت میان «هدایت برای مؤمنان» و «هدایت برای پرهیزکاران» تأکید شده است. بر این اساس، تقوا را نباید صرفاً ویژگی فردی دانست که از پیش به دین ایمان آورده است؛ بلکه این ویژگی می‌تواند زمینه‌ای برای یافتن حقیقت و حرکت به سوی ایمان باشد.

اگر فردی، حتی پیش از پذیرش دین، روحیه مراقبت از خود، سنجش رفتارها و پرهیز از انتخاب‌های نادرست را در وجودش پرورش داده باشد، چنین رویکردی می‌تواند او را در مسیر شناخت حقیقت و پذیرش ایمان قرار دهد. در مقابل، ایمان بدون تقوا نیز ممکن است در برابر شرایط نامناسب و تأثیرات محیطی آسیب‌پذیر باشد و پایداری خود را از دست بدهد.

 انسان باتقوا، سوار بر اسب زندگی است

تقوا را می‌توان در معنای ساده و کاربردی آن، مراقبت آگاهانه از خویشتن دانست؛ اینکه انسان بداند چه می‌کند، چرا تصمیمی می‌گیرد و هر حرکت خود را با اراده، اندیشه و انتخاب انجام دهد.

برای روشن‌شدن این مفهوم، می‌توان انسان باتقوا را به سواری تشبیه کرد که بر اسبی راهوار نشسته، افسار آن را در اختیار دارد و مقصد خود را می‌شناسد. چنین فردی مسیر حرکتش را آگاهانه انتخاب می‌کند و اجازه نمی‌دهد نیرویی خارج از اراده‌اش، او را به هر سو بکشاند.

در نقطه مقابل، کسی که از تقوا فاصله گرفته است، ممکن است کنترل تصمیم‌ها و رفتارهای خود را از دست بدهد؛ درست مانند فردی که بر اسبی سرکش سوار شده، اما مهارت هدایت آن را ندارد. در این وضعیت، هرچند افسار در دست اوست، نمی‌داند چگونه باید از آن استفاده کند و در نهایت، اسب است که مسیر حرکتش را تعیین می‌کند.

این تصویر، همان مضمون محوری سخن امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه شانزدهم نهج‌البلاغه است؛ آنجا که خطاها و گناهان را به اسب‌های سرکشی تشبیه می‌کند که افسار از آنها برداشته شده و سواران خود را به سوی آتش می‌برند، درحالی‌که تقوا به مرکب‌هایی رام و راهوار مانند شده است که مهارشان در اختیار سوارکاران قرار دارد و آنان را به سوی بهشت هدایت می‌کنند.

تقوا؛ راهی عملی برای انتخاب‌های روزمره

با چنین برداشتی از تقوا، حرکت در مسیر درست زندگی می‌تواند روشن‌تر و دست‌یافتنی‌تر شود؛ هرچند این مسیر همواره آسان نیست و به تمرین، دقت و اراده نیاز دارد.

برای یک جوان، اسلامی زندگی کردن لزوماً از تصمیم‌های بزرگ و اقدامات پیچیده آغاز نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند در انتخاب‌های روزمره شکل بگیرد. اینکه فرد پیش از انجام کاری از خود بپرسد آیا این رفتار درست است یا نادرست؛ آیا این دوستی، این سخن، این تصمیم، این درس یا این اقدام با معیارهای اخلاقی و انسانی سازگار است یا خیر.

همین مکث و بررسی، تلاشی برای مراقبت از خویشتن و گامی در مسیر تقواست. مهم آن است که انسان به رفتارهای خود بی‌تفاوت نباشد و پیش از هر انتخاب، درباره درستی و پیامدهای آن بیندیشد.

این رویکرد تنها به افرادی که از ابتدا خود را متدین می‌دانند محدود نمی‌شود. کسی که هنوز به دین ایمان نیاورده، اما در پی تشخیص درست از نادرست است و نسبت به رفتارهای خود احساس مسئولیت می‌کند، می‌تواند از همین نقطه به سوی شناخت حقیقت حرکت کند.

از این منظر، تقوا نه‌فقط نتیجه ایمان، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری و تقویت آن نیز باشد. در مقابل، اگر فردی ایمان داشته باشد اما در رفتار و تصمیم‌های خود مراقب نباشد، پایداری اعتقادی او نیز ممکن است تحت تأثیر محیط و شرایط زندگی قرار گیرد.

 نهج‌البلاغه؛ تقوا، مهار خطا و هدایت انسان

امیرالمؤمنین(ع) در خطبه شانزدهم نهج‌البلاغه، با بیانی روشن، پیامدهای دو مسیر تقوا و گناه را ترسیم می‌کند. در این کلام، تقوا به مرکبی رام تشبیه شده که سوارکار اختیار آن را در دست دارد؛ در مقابل، خطاها و گناهان همچون اسبانی سرکش تصویر شده‌اند که با افسارگسیختگی، انسان را به سوی سرانجامی نامطلوب می‌کشانند.

در ادامه همین خطبه، امام علی(ع) با اشاره به مسیرهای انحرافی و راه میانه، بر اهمیت پایبندی به کتاب خدا و آثار پیامبر(ص) تأکید می‌کند و تقوا را ریشه‌ای استوار معرفی می‌کند که نابود نمی‌شود.

پیام این سخنان آن است که انسان برای رسیدن به مقصد مطلوب، تنها به داشتن انگیزه یا ادعای ایمان نیاز ندارد؛ بلکه باید توانایی هدایت رفتار و تصمیم‌های خود را نیز به دست آورد. شناخت مسیر درست، مراقبت مستمر از خویشتن و اصلاح خطاها، بخش مهمی از این حرکت است.

تقوا؛ نقطه آغاز خودسازی

برآیند این آموزه‌ها آن است که تقوا را باید فراتر از مجموعه‌ای از پرهیزها و محدودیت‌ها دید. تقوا نوعی هوشیاری در برابر انتخاب‌ها، توجه به پیامدهای رفتار و توانایی حفظ اختیار در مسیر زندگی است.

همان‌گونه که سوارکار برای رسیدن به مقصد باید هم مسیر را بشناسد و هم مهار مرکب را در دست داشته باشد، انسان نیز برای حرکت در مسیر حقیقت باید از خودآگاهی و قدرت تشخیص برخوردار باشد.

قرآن کریم در آیه دوم سوره بقره، این کتاب را «هُدًی لِلمُتَّقینَ»؛ مایه هدایت پرهیزکاران معرفی می‌کند. این تعبیر یادآور آن است که بهره‌گیری از هدایت الهی با آمادگی درونی انسان، مراقبت از رفتار و اراده برای حرکت در مسیر درست پیوند دارد.

در نهایت، تقوا را می‌توان تمرین روزانه انتخاب آگاهانه دانست؛ تمرینی که از تصمیم‌های کوچک آغاز می‌شود، در رفتار و روابط انسان گسترش می‌یابد و می‌تواند زمینه‌ساز استواری ایمان و حرکت به سوی مقصدی روشن‌تر باشد.

منابع:
- قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲.
- نهج‌البلاغه، خطبه شانزدهم.
- بیانات رهبر شهید در دیدار جمعی از جوانان، ۷ اردیبهشت ۱۳۷۷.

منبع: پایگاه اینترنتی رهبر معظم انقلاب

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین