به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیا می‌توان به بهانه نماز اول وقت، ارباب‌رجوع را پشت در اداره منتظر گذاشت؟ نماز اول وقت در فرهنگ شیعی از فضیلت ویژه‌ای برخوردار است، اما پایبندی به مسئولیت شغلی و رعایت حقوق مردم نیز بخشی از اخلاق دینی به شمار می‌رود. بررسی مبانی فقهی و مقررات اداری نشان می‌دهد که مسئله، تقابل نماز و خدمت‌رسانی نیست؛ بلکه یافتن راهی برای انجام عبادت، بدون تضییع حقوق مراجعه‌کنندگان است.

وقتی صدای اذان، صف انتظار را متوقف می‌کند

تصور کنید برای انجام کاری اداری، از محل کار مرخصی ساعتی گرفته‌اید، مسیر نسبتاً طولانی را پیموده‌اید و پس از مدتی انتظار، نوبتتان نزدیک شده است. درست در همین لحظه، کارمند پشت میز از جا بلند می‌شود و می‌گوید: «وقت نماز است!»

باجه خالی می‌ماند، صف متوقف می‌شود و عقربه‌های ساعت برای کسانی که هرکدام گرفتاری و محدودیت خاص خود را دارند، کندتر از همیشه حرکت می‌کنند. پیرمردی که از روستا برای گرفتن یک امضای ساده به اداره آمده، زیر لب می‌گوید: «خدا قبول کند، اما ما چه کنیم؟»

این صحنه برای بسیاری از مردم آشناست؛ موقعیتی که در ظاهر، دو ارزش مهم را مقابل یکدیگر قرار می‌دهد: انجام عبادت در نخستین فرصت و پایبندی به مسئولیت شغلی. اما آیا فضیلت نماز اول وقت می‌تواند توجیهی برای معطل گذاشتن مردم باشد؟ آیا از منظر فقه شیعه، می‌توان برای انجام یک عمل مستحب، از انجام وظیفه‌ای که بر عهده داریم چشم پوشید؟

پاسخ به این پرسش، مستلزم تفکیک میان فضیلت نماز اول وقت، وظایف شرعی فرد و تعهدات شغلی اوست.

 نماز اول وقت؛ فضیلتی بزرگ، نه مجوز نادیده گرفتن حقوق مردم

در فرهنگ دینی شیعه، نماز اول وقت جایگاهی ممتاز دارد. قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنَّ الصَّلَاةَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا»

نماز بر مؤمنان در اوقات معین مقرر شده است. (نساء: ۱۰۳)

در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نیز آمده است:

«فضل الوقت الأول علی الأخیر کفضل الآخرة علی الدنیا»

برتری نماز در وقت نخست بر نماز در وقت پایانی، همچون برتری آخرت بر دنیاست. (وسائل الشیعه، ج ۴؛ شماره صفحه باید با چاپ مورد استفاده تطبیق داده شود.)

این روایت، جایگاه نماز اول وقت را در آموزه‌های دینی نشان می‌دهد؛ عبادتی که به نظم معنوی، توجه به خدا و تنظیم زندگی بر اساس تکالیف الهی کمک می‌کند. در مباحث شهید مرتضی مطهری درباره نقش عبادت در تربیت انسان نیز می‌توان بر اهمیت انضباط معنوی و تأثیر عبادت در زندگی فردی تأکید کرد.

بااین‌حال، فضیلت نماز اول وقت به معنای آن نیست که انجام این عمل در هر شرایطی بر تمام مسئولیت‌های دیگر مقدم باشد. باید میان اصل وجوب نماز در وقت مقرر و فضیلت اقامه آن در نخستین فرصت تفاوت گذاشت. نماز ظهر و عصر، با رعایت شرایط شرعی، در محدوده زمانی خود قابل اقامه است و تأخیر از اول وقت، لزوماً به معنای ترک واجب نیست.

در مقابل، کارمند نیز در برابر مراجعه‌کننده مسئولیت دارد. ساعات اداری بخشی از تعهد شغلی اوست و حقوقی که دریافت می‌کند، در برابر انجام وظایف مشخصی پرداخت می‌شود. قرآن کریم در آیه نخست سوره مائده می‌فرماید:

«أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»

به پیمان‌ها وفا کنید. (مائده: ۱)

این آیه، اصلی کلی درباره وفای به تعهدات بیان می‌کند. بر همین اساس، می‌توان مسئولیت‌پذیری شغلی و پایبندی به وظایف محول‌شده را از مصادیق مهم امانت‌داری و تعهد اجتماعی دانست.

بنابراین، پرسش اصلی این نیست که نماز مهم‌تر است یا کار اداری؛ مسئله این است که چگونه می‌توان به وظیفه عبادی عمل کرد، بی‌آنکه حقوق مردم نادیده گرفته شود.

وقتی انجام مستحب با مسئولیت شغلی تزاحم پیدا می‌کند

در فقه، مفهوم «تزاحم» به موقعیتی اشاره دارد که در آن، انجام هم‌زمان دو تکلیف امکان‌پذیر نیست و باید بر اساس ضوابط شرعی، تکلیف دارای اولویت را تشخیص داد.

اگر کارمند برای اقامه نماز اول وقت، خدمت‌رسانی را متوقف کند و این توقف موجب تضییع حق مراجعه‌کننده یا نقض یک وظیفه الزامی شود، صرف فضیلت نماز اول وقت برای توجیه چنین رفتاری کافی نیست. در فرضی که یک تکلیف واجب با یک عمل مستحب تزاحم پیدا کند، اصل بر تقدم واجب است؛ البته تشخیص حکم دقیق، به شرایط واقعی موقعیت و ضوابط فقهی مربوط بستگی دارد.

برای نمونه، اگر مراجعه‌کننده برای انجام کاری ضروری به اداره آمده و تأخیر در رسیدگی به درخواست او موجب ورود زیان یا تضییع حقش می‌شود، کارمند باید پیش از ترک میز خدمت، امکان رسیدگی به آن درخواست را بررسی کند. در مقابل، اگر وقفه‌ای کوتاه، بدون تضییع حقوق مردم و با رعایت مقررات اداری امکان‌پذیر باشد، می‌توان برای اقامه نماز برنامه‌ریزی کرد.

در این زمینه، در پاسخ به پرسشی درباره اقامه نماز جماعت در ادارات و مؤسسات دولتی، از آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نقل شده است که اقامه نماز و بیان احکام و معارف دینی در زمان اجتماع برای نماز، از جمله در ماه مبارک رمضان و سایر ایام‌الله، مانعی ندارد؛ مشروط بر اینکه حقوق مراجعه‌کنندگان تضییع نشود.

این قید، نکته محوری بحث است: برگزاری نماز جماعت در محیط کار، فی‌نفسه با مسئولیت اداری تعارض ندارد؛ مسئله زمانی شکل می‌گیرد که اجرای برنامه عبادی به توقف غیرضروری خدمت‌رسانی یا نادیده گرفتن حقوق مردم بینجامد.

در نتیجه، نه می‌توان نماز را به دلیل وجود مسئولیت شغلی بی‌اهمیت شمرد و نه می‌توان مسئولیت شغلی را با استناد به فضیلت نماز نادیده گرفت. راه‌حل، مدیریت درست شرایط و رعایت اولویت‌های شرعی و قانونی است.

 قرآن؛ از خشوع در نماز تا امانت‌داری

در آیات آغازین سوره مؤمنون، قرآن کریم پس از اشاره به خشوع مؤمنان در نماز، از کسانی سخن می‌گوید که امانت‌ها و پیمان‌های خود را پاس می‌دارند:

«وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ»

و آنان که امانت‌ها و پیمان‌های خود را رعایت می‌کنند. (مؤمنون: ۸)

هم‌نشینی این دو ویژگی در توصیف مؤمنان، می‌تواند یادآور پیوند میان عبادت و مسئولیت‌پذیری باشد. خشوع در نماز و رعایت امانت، دو جلوه از دینداری‌اند که نباید در برابر یکدیگر قرار گیرند.

از این منظر، کارمند نیز باید مسئولیت خود را امانتی بداند که در برابر مردم و سازمان بر عهده گرفته است. همان‌گونه که برای انجام عبادت به نظم و توجه نیاز دارد، در انجام وظایف شغلی نیز باید امانت‌دار، دقیق و پاسخ‌گو باشد.

قانون چه می‌گوید؟ مسئولیت اداری را نمی‌توان نادیده گرفت

موضوع رعایت حقوق مراجعه‌کنندگان، تنها یک بحث اخلاقی و فقهی نیست؛ بلکه در چارچوب مقررات استخدامی و اداری نیز اهمیت دارد.

ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری به ساعات کار کارمندان دولت می‌پردازد و چارچوب مربوط به زمان کار آنان را مشخص می‌کند. بااین‌حال، این ماده به‌تنهایی برای اثبات اینکه هر بار ترک میز کار به قصد نماز، تخلف اداری محسوب می‌شود، کافی نیست. تشخیص تخلف احتمالی باید با توجه به مقررات استخدامی و انضباطی مرتبط، دستورالعمل‌های دستگاه اجرایی و شرایط هر مورد صورت گیرد.

اصل قابل توجه این است که کارمند در ساعات اداری موظف به رعایت مقررات و انجام مسئولیت‌های محول‌شده است. برنامه‌ریزی برای نماز نیز باید به‌گونه‌ای باشد که تا حد امکان، از توقف غیرضروری خدمت‌رسانی و تضییع حقوق مراجعه‌کنندگان جلوگیری شود.

بنابراین، استناد به قانون نباید به این برداشت منجر شود که نماز در محیط کار ممنوع است؛ همان‌طور که استناد به فضیلت نماز نیز نمی‌تواند مجوزی برای نادیده گرفتن تعهدات اداری باشد.

هنر مدیریت در محیط‌های کاری، به‌ویژه ادارات پرتردد، همین است: فراهم کردن امکان انجام عبادت، بدون آنکه روند خدمت‌رسانی مختل شود.

راهکار چیست؟ نه تعطیلی خدمت، نه چشم‌پوشی از عبادت

قرار دادن نماز و خدمت‌رسانی در برابر یکدیگر، تنها راه ممکن نیست. با برنامه‌ریزی مناسب می‌توان شرایطی فراهم کرد که کارمندان به وظایف عبادی خود عمل کنند و مردم نیز برای دریافت خدمات ضروری، بی‌دلیل منتظر نمانند.

۱. اقامه نماز به‌صورت نوبتی

در ادارات پرتردد، می‌توان با هماهنگی مدیران، کارکنان را به گروه‌های مختلف تقسیم کرد تا بخشی از نیروها برای اقامه نماز بروند و سایر کارکنان پاسخ‌گوی مراجعه‌کنندگان باشند. پس از بازگشت گروه نخست، نوبت گروه بعدی فرا می‌رسد. این روش، در صورت تناسب با شرایط هر اداره و رعایت مقررات مربوط، می‌تواند از توقف کامل خدمت‌رسانی جلوگیری کند.

۲. انتخاب زمان مناسب در محدوده وقت شرعی

اگر مراجعه‌کننده‌ای در انتظار انجام کاری ضروری است و توقف خدمت می‌تواند موجب تضییع حق او شود، کارمند باید امکان انجام کار را پیش از رفتن به نماز بررسی کند. چنانچه تأخیر در اقامه نماز، بدون خروج از وقت شرعی و با رعایت شرایط فقهی امکان‌پذیر باشد، می‌توان از این فرصت برای رسیدگی به امور مردم استفاده کرد.

البته زمان فضیلت نماز با محدوده وقت شرعی آن یکسان نیست و نمی‌توان برای همه افراد و شرایط، یک بازه زمانی ثابت تعیین کرد. تشخیص جزئیات این موضوع باید بر اساس احکام مربوط و نظر مرجع تقلید صورت گیرد.

۳. استفاده از فضای مناسب برای اقامه نماز

در برخی محیط‌های کاری، ممکن است کارمند بتواند در فضای مناسب و با رعایت مقررات محل کار، نماز را به‌صورت فرادا اقامه کند و پس از مدت کوتاهی به وظایف خود بازگردد. این راهکار به شرایط محیط، امکانات موجود و ضوابط دستگاه اجرایی بستگی دارد؛ اما در صورت امکان، می‌تواند از توقف طولانی خدمت‌رسانی جلوگیری کند.

۴. توجه به ارزش دینی خدمت‌رسانی به مردم

در آموزه‌های اسلامی، برآوردن نیاز دیگران و گره‌گشایی از کار مردم جایگاه مهمی دارد. در روایتی منقول از امام صادق علیه‌السلام آمده است:

«قَضاءُ حاجَةِ المُؤمِنِ خَیرٌ مِن عِتقِ أَلفِ رَقَبَةٍ، وَ خَیرٌ مِن حُملانِ أَلفِ فَرَسٍ فی سَبیلِ الله»

در این روایت، برآوردن نیاز مؤمن با آزاد کردن هزار برده و فراهم کردن هزار مرکب در راه خدا مقایسه شده است. (الکافی، ج ۲، باب قضاء حاجة المؤمن؛ شماره صفحه باید با چاپ مورد استفاده تطبیق داده شود.)

این روایت، اهمیت خدمت به مردم را در اخلاق دینی برجسته می‌کند؛ هرچند برای داوری درباره اعتبار سندی آن باید بررسی رجالی جداگانه‌ای انجام شود.

کارمندی که با دقت، احترام و مسئولیت‌پذیری، گرهی از کار مراجعه‌کننده باز می‌کند، تنها یک وظیفه اداری را انجام نمی‌دهد؛ او در حال ایفای مسئولیتی اخلاقی و اجتماعی نیز هست. از این منظر، تکریم ارباب‌رجوع نباید در برابر دینداری قرار گیرد، بلکه می‌تواند جلوه‌ای از دینداری در زندگی روزمره باشد.

خدایی که در صف انتظار هم حاضر است

گاهی تصور می‌کنیم برای نزدیک شدن به خدا باید از کارهای روزمره فاصله بگیریم و به مسجد و محراب پناه ببریم؛ حال آنکه ارزش‌های دینی در رفتارهای اجتماعی ما نیز معنا پیدا می‌کنند.

قرآن کریم در آیه ۸۵ سوره اعراف می‌فرماید:

«وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ»

از حقوق مردم چیزی نکاهید. (اعراف: ۸۵)

این آیه در سیاق خود درباره کم نگذاشتن از حقوق و اموال مردم است و می‌توان از آن به‌عنوان یادآوری اخلاقی برای رعایت حقوق دیگران بهره گرفت.

نماز اول وقت برای مؤمن فضیلتی بزرگ و مایه آرامش روح است؛ اما این فضیلت نباید به بهای نادیده گرفتن فردی تمام شود که برای انجام کاری ضروری، زمان و هزینه صرف کرده و اکنون پشت در اداره منتظر مانده است.

دینداری مسئولانه، هنر جمع میان توجه به خدا و رعایت حقوق بندگان اوست. اگر کسی برای انجام یک عمل مستحب، حق دیگری را نادیده بگیرد، باید در شیوه عمل خود بازنگری کند؛ زیرا عبادت و عدالت، دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند.

دفعه بعد که صدای اذان با درخواست مراجعه‌کننده‌ای که می‌گوید «آقا، فقط یک امضا مانده» هم‌زمان شد، شاید بهتر باشد پیش از ترک میز کار، چند لحظه به وضعیت او فکر کنیم. آیا می‌توان کارش را به سرانجام رساند و سپس با آرامش به نماز ایستاد؟ آیا امکان برنامه‌ریزی وجود دارد تا نه عبادت به حاشیه برود و نه حق مردم نادیده گرفته شود؟

گاهی نزدیک شدن به خدا، نه در فاصله گرفتن از مردم، بلکه در درست انجام دادن وظیفه‌ای است که در برابر آنان بر عهده داریم.

نماز اول وقت ارزشمند است؛ اما دینداری تنها در لحظه ایستادن به نماز خلاصه نمی‌شود. گاهی رعایت حق مردم، انجام به‌موقع مسئولیت و گره‌گشایی از کار یک انسان، خود بخشی از معنای بندگی است.

منبع:تبیان

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین