در حالی که خوزستان با ثبت دماهای مرگبار و طوفانهای خاک در صدر گرمترین مناطق جهان قرار گرفته، غلبه بروکراسی اداری و انفعال در مدیریت بحران، شهروندان را با مخاطرات جدی سلامتی مواجه کرده است.
ثبت دماهای بالاتر از ۴۷ درجه سانتیگراد در کنار طوفانهای گردوغبار در شهرهایی چون بهبهان، بندر ماهشهر، رامهرمز، شوشتر، اهواز و امیدیه، این مناطق را طبق دادههای سامانههای بینالمللی هواشناسی نظیر اوجیمت، در ردیف گرمترین نقاط کره زمین قرار داده است .
از منظر استانداردهای پزشکی و بهداشت محیط، قرار گرفتن در معرض چنین دمایی همراه با تابش مستقیم خورشید، فراتر از ۱۵ دقیقه، خطر بروز گرمازدگی حاد، شوک گرمایی، اختلالات شدید قلبی-عروقی و افت ناگهانی فشار خون را به همراه دارد و مواجهه مستمر با آن در بلندمدت عوارض پوستی جبرانناپذیری ایجاد میکند. با این وجود، نحوه مواجهه ساختار مدیریتی استان خوزستان با این مخاطره حاد زیستی، بازتابدهنده شکافی عمیق میان واقعیتهای اقلیمی و تصمیمگیریهای اداری است.
شکلگیری رفتارهای دوگانه در تعطیلی ادارات، نقدهای جدی و کارشناسی را متوجه مجموعه تصمیمگیر استان، بهویژه محمدرضا موالیزاده استاندار خوزستان، ستاد مدیریت بحران و ادارهکل حفاظت محیط زیست کرده است. در شرایطی که برخی استانهای کشور با دماهایی به مراتب متعادلتر به منظور حفظ سلامت مردم یا مدیریت مصرف انرژی تعطیل میشوند، خوزستان با وجود تحمل دماهای استثنایی و هوای آلوده به ذرات معلق، همچنان ملزم به حفظ چرخه حضور فیزیکی در ادارات است. اگرچه شریانهای اقتصادی و زیرساختهای انرژی خوزستان واجد ملاحظات ملی و غیرقابل تعطیلی است، اما عدم انطباق ساعات کاری یا عدم الزام دستگاهها به دورکاری در بخشهای غیرضروری، نشاندهنده ترجیح دادن رفتارهای سنتی اداری بر سلامت عینی شهروندان است.
گلوگاه اصلی این مسئله، کندی در تحول ساختاری و هوشمندسازی فرآیندهای اداری استان است. در عصر فراگیری فناوریهای ارتباطی و وجود سامانههای ملی استعلام، همچنان بخش عمدهای از شهروندان خوزستانی مجبورند برای انجام امور سادهای چون ارائه اصل مدارک، تحویل فیشهای کاغذی یا پیگیریهای حضوری، جسم خود را در معرض این شرایط جوی خطرناک قرار دهند. فرآیندهای طولانی مناقصات، تعلل در انتخاب پیمانکاران فناوری اطلاعات و صلبیت ساختار اداری موجب شده تا پروژههای دورکاری و دولت الکترونیک در استان با تاخیرهای متوالی مواجه شوند؛ تاخیرهایی که در نهایت با پایان یافتن فصل گرما به فراموشی سپرده میشوند و زمینه را برای تکرار همین چرخه در سالهای آینده فراهم میکنند.
این انفعال ساختاری در حالی رخ میدهد که زیرساختها و نیروی انسانی متخصص در کشور و استان خوزستان بارها توانمندی خود را در مدیریت بحرانهای پیچیده، بازسازی سریع زیرساختهای حیاتی و حل مسائل تکنولوژیک در کوتاهترین زمان ممکن به اثبات رساندهاند. دانش و ابزار فنی برای کاهش مراجعات حضوری و ارتقای خدمات دیجیتال وجود دارد، اما آنچه مانع اصلی تحقق آن به شمار میرود، محافظهکاری مدیریتی، عدم انعطاف در مقررات اداری و ترس از ریسک تغییر روشهای سنتی است. ساختار اجرایی استان به جای استفاده از ظرفیتهای موجود برای صیانت از سلامت مردم، به رویههای کند اداری خو گرفته است.
مدیریت ارشد استان و ستاد بحران خوزستان نمیتوانند و نباید سلامت عمومی را در پیچومخم بروکراسی جاری مستهلک کنند. وقتی ابزارهای نوین برای ارائه خدمات غیرحضوری در دسترس است، عدم استفاده شجاعانه از آنها در روزهای خفهکننده سال، نشاندهنده ضعف در اولویتبندی بحرانهاست.
خوزستان امروز بیش از آنکه تاوان شدت گرمای آسمانش را بدهد، تاوان کُندی و محافظهکاری در زمین تصمیمگیریهای اداریاش را میپردازد.
