یکشنبه، 4 مرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
وحدت ملی؛ سپر مقابله با جنگ شناختی

Studio Ney

تاریخ معاصر ایران بار دیگر در یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین پیچ‌های خود قرار گرفته است. در شرایطی که کشور درگیر جنگی نابرابر است و ائتلافی گسترده از قدرت‌های فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای علیه تمامیت ارضی و استقلال ایران موضع گرفته‌اند، جمهوری اسلامی ایران صحنه آزمونی بزرگ از اراده، استقامت و بصیرت ملی شده است.

دفاع جانانه و اقتدار بی‌نظیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در میدان نبرد بار دیگر ثابت کرد که هیچ قدرت و ارتش بزرگی یارای به زانو درآوردن دلاورمردان این مرز و بوم را ندارد. ناکامی دشمن در تحقق اهداف نظامی خود، آنان را ناچار به تغییر تاکتیک و توسل به جنگ ترکیبی و شناختی کرده است.

دشمن زخم‌خورده از شکست در میدان رزم، اینک سرمایه خود را بر ایجاد شک، تردید و تفرقه در میان آحاد ملت متمرکز کرده است. در این میان، به راحتی می‌توان ردپای آشکار موساد و دیگر طراحان جنگ روانی را در دامن زدن به اختلافات غیرضروری و انحراف افکار عمومی مشاهده کرد. هدف آنان این است که با القای دوقطبی‌های کاذب، صفوف به هم پیوسته ملت را از هم بگسلند.

امروز در حالی که تمامی ناظران بین‌المللی و حتی دشمنان قسم‌خورده ایران به ناچار به مدیریت کارآمد و هنر دیپلماسی کشورمان اعتراف می‌کنند، این پرسش اساسی مطرح است: چه اصراری وجود دارد که برخی باور کنند دشمنی که در میدان نبرد سخت به بن‌بست رسیده، خواهد توانست در عرصه دیپلماسی و مذاکره، سربازان وطن را به شکست وادارد؟ این نگاه بدبینانه و غیرمنصفانه، نادیده گرفتن واقعیت‌های راهبردی میدان است. نظامیان و دیپلمات‌های ما، که "عزت، حکمت و مصلحت"، مغلوب حریفی شوند که در آوردگاه نظامی شکست را به چشم دیده است؟
شک در توانمندی تیم دیپلماسی و هجمه به فرزندان انقلاب و نظام در عرصه گفت‌وگو، دقیقاً بازی کردن در زمین دشمن و نادیده گرفتن مدیریت بی‌نظیر کشور در میانه بحران است. انسجام داخلی و اعتماد به عقلانیت حاکم بر تصمیم‌سازی‌های کلان، سلاح کارآمدی است که می‌تواند این جنگ روانی و شناختی را نیز به پیروزی قطعی ملت ایران بدل سازد.

در همه نظام‌های سیاسی جهان، فرایند تصمیم‌سازی دارای کانال‌های مشخص و کارآمد است و شهروندان و نخبگان می‌توانند دیدگاه‌ها، انتقادات و دغدغه‌های خود را از مبادی قانونی پیگیری کنند. بی‌تردید در کشور ما هم تمامی نظارت‌ها، انتقادات و دغدغه‌های دلسوزانه شنیده و لحاظ می‌شود؛ اما زمانی که مجموعه این نظرات در مراجع عالی چکش‌کاری شده و نظام به یک «تصمیم‌گیری» نهایی می‌رسد، حمله به تصمیم‌گیرندگان و مجریان آن، بی‌انصافی و خلاف اخلاق سیاسی است.
نکته مهمی که نباید از آن غافل شد، تفکیک نقد مسئولانه از تخریب و افراط‌گری است. نقد سازنده و دغدغه‌مندی آگاهانه، نه تنها با انسجام ملی منافاتی ندارد، بلکه ضروری است و به اصلاح روندها کمک می‌کند. آنچه افراطی محسوب می‌شود، نه نقد به‌جا، بلکه تخریب شخصیت‌ها، نسبت‌های ناروا، بزرگ‌نمایی اختلافات و القای ناامیدی مطلق است که دقیقاً در راستای پروژه دشمن طراحی شده است.

در این میان، تأمل برانگیزتر از همه، اصرار برخی جریان‌ها و تفکرات خاص است که گمان می‌کنند از برایند نظرِ شورای عالی امنیت ملی، کارشناسان مجرب و نهایتاً رأی و تدبیر رهبری، بهتر و عمیق‌تر می‌فهمند! این پرسش جدی مطرح است که چرا عده‌ای اصرار دارند همه چیز را به رهبری تحمیل شده جلوه دهند و هر تصمیمِ حکیمانه‌ای را که مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت گرفته می‌شود، حاصلِ عقب‌نشینی یا فشار بیرونی معرفی کنند؟ مگر نه این است که بر اساس قانون اساسی، رهبری، مسیرکلان کشور را با بصیرت حکیمانه هدایت می‌نماید؟ اصرار بر القای این که نظام در انفعال است یا ارکان تصمیم‌گیر در حال تحمیل شکست هستند، نه تنها مصداق حمایت از رهبری و تبعیت از ایشان نیست، بلکه عین بی‌اعتمادی به ساختار حکمرانی رسمی کشور و تضعیف پشتوانهٔ مردمی نظام به شمار می‌آید.

سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی، رهبری شهید و سیدمجتبی خامنه‌ای همگی بر یک اصل مشترک و محوری انگشت می‌گذارند: شاه‌کلید عبور از بحران‌ها، وحدت کلمه و انسجام ملی است. هیچ‌یک از این بزرگان هرگز توصیه به تندروی، ایجاد شکاف در داخل یا تخریب دیپلمات‌های کشور نکرده‌اند؛ بلکه بر عقلانیت انقلابی، صبر راهبردی و حفظ اتحاد میان ملت و > M.: از اقتدار میدان تا حکمت دیپلماسی
وحدت ملی؛ سپری در مقابله با جنگ شناختی
حمیرا حسینی یگانه
تاریخ معاصر ایران بار دیگر در یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین پیچ‌های خود قرار گرفته است. در شرایطی که کشور درگیر جنگی نابرابر است و ائتلافی گسترده از قدرت‌های فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای علیه تمامیت ارضی و استقلال ایران موضع گرفته‌اند، جمهوری اسلامی ایران صحنه آزمونی بزرگ از اراده، استقامت و بصیرت ملی شده است.

دفاع جانانه و اقتدار بی‌نظیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در میدان نبرد بار دیگر ثابت کرد که هیچ قدرت و ارتش بزرگی یارای به زانو درآوردن دلاورمردان این مرز و بوم را ندارد. ناکامی دشمن در تحقق اهداف نظامی خود، آنان را ناچار به تغییر تاکتیک و توسل به جنگ ترکیبی و شناختی کرده است.

دشمن زخم‌خورده از شکست در میدان رزم، اینک سرمایه خود را بر ایجاد شک، تردید و تفرقه در میان آحاد ملت متمرکز کرده است. در این میان، به راحتی می‌توان ردپای آشکار موساد و دیگر طراحان جنگ روانی را در دامن زدن به اختلافات غیرضروری و انحراف افکار عمومی مشاهده کرد. هدف آنان این است که با القای دوقطبی‌های کاذب، صفوف به هم پیوسته ملت را از هم بگسلند.

امروز در حالی که تمامی ناظران بین‌المللی و حتی دشمنان قسم‌خورده ایران به ناچار به مدیریت کارآمد و هنر دیپلماسی کشورمان اعتراف می‌کنند، این پرسش اساسی مطرح است: چه اصراری وجود دارد که برخی باور کنند دشمنی که در میدان نبرد سخت به بن‌بست رسیده، خواهد توانست در عرصه دیپلماسی و مذاکره، سربازان وطن را به شکست وادارد؟ این نگاه بدبینانه و غیرمنصفانه، نادیده گرفتن واقعیت‌های راهبردی میدان است. نظامیان و دیپلمات‌های ما، که "عزت، حکمت و مصلحت"، مغلوب حریفی شوند که در آوردگاه نظامی شکست را به چشم دیده است؟
شک در توانمندی تیم دیپلماسی و هجمه به فرزندان انقلاب و نظام در عرصه گفت‌وگو، دقیقاً بازی کردن در زمین دشمن و نادیده گرفتن مدیریت بی‌نظیر کشور در میانه بحران است. انسجام داخلی و اعتماد به عقلانیت حاکم بر تصمیم‌سازی‌های کلان، سلاح کارآمدی است که می‌تواند این جنگ روانی و شناختی را نیز به پیروزی قطعی ملت ایران بدل سازد.

در همه نظام‌های سیاسی جهان، فرایند تصمیم‌سازی دارای کانال‌های مشخص و کارآمد است و شهروندان و نخبگان می‌توانند دیدگاه‌ها، انتقادات و دغدغه‌های خود را از مبادی قانونی پیگیری کنند. بی‌تردید در کشور ما هم تمامی نظارت‌ها، انتقادات و دغدغه‌های دلسوزانه شنیده و لحاظ می‌شود؛ اما زمانی که مجموعه این نظرات در مراجع عالی چکش‌کاری شده و نظام به یک «تصمیم‌گیری» نهایی می‌رسد، حمله به تصمیم‌گیرندگان و مجریان آن، بی‌انصافی و خلاف اخلاق سیاسی است.
نکته مهمی که نباید از آن غافل شد، تفکیک نقد مسئولانه از تخریب و افراط‌گری است. نقد سازنده و دغدغه‌مندی آگاهانه، نه تنها با انسجام ملی منافاتی ندارد، بلکه ضروری است و به اصلاح روندها کمک می‌کند. آنچه افراطی محسوب می‌شود، نه نقد به‌جا، بلکه تخریب شخصیت‌ها، نسبت‌های ناروا، بزرگ‌نمایی اختلافات و القای ناامیدی مطلق است که دقیقاً در راستای پروژه دشمن طراحی شده است.

در این میان، تأمل برانگیزتر از همه، اصرار برخی جریان‌ها و تفکرات خاص است که گمان می‌کنند از برایند نظرِ شورای عالی امنیت ملی، کارشناسان مجرب و نهایتاً رأی و تدبیر رهبری، بهتر و عمیق‌تر می‌فهمند! این پرسش جدی مطرح است که چرا عده‌ای اصرار دارند همه چیز را به رهبری تحمیل شده جلوه دهند و هر تصمیمِ حکیمانه‌ای را که مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت گرفته می‌شود، حاصلِ عقب‌نشینی یا فشار بیرونی معرفی کنند؟ مگر نه این است که بر اساس قانون اساسی، رهبری، مسیرکلان کشور را با بصیرت حکیمانه هدایت می‌نماید؟ اصرار بر القای این که نظام در انفعال است یا ارکان تصمیم‌گیر در حال تحمیل شکست هستند، نه تنها مصداق حمایت از رهبری و تبعیت از ایشان نیست، بلکه عین بی‌اعتمادی به ساختار حکمرانی رسمی کشور و تضعیف پشتوانهٔ مردمی نظام به شمار می‌آید.

سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی، رهبری شهید و سیدمجتبی خامنه‌ای همگی بر یک اصل مشترک و محوری انگشت می‌گذارند: شاه‌کلید عبور از بحران‌ها، وحدت کلمه و انسجام ملی است. هیچ‌یک از این بزرگان هرگز توصیه به تندروی، ایجاد شکاف در داخل یا تخریب دیپلمات‌های کشور نکرده‌اند؛ بلکه بر عقلانیت انقلابی، صبر راهبردی و حفظ اتحاد میان ملت و حاکمیت به عنوان یک اصلِ حیاتی تأکید ورزیده‌اند.

حال در چنین شرایط حساسی، هم آن دسته که با شعارهای تند و غیرواقع‌بینانه، خواستار ادامه‌ بی‌حساب و کتاب جنگ هستند و به هر گونه دیپلماسی به چشم عقب‌نشینی نگاه می‌کنند، و هم آن عده که با ناامیدی مطلق، خواستارِ پذیرش هرگونه خواست نامشروع دشمن و تسلیمِ محض هستند، هر دو در یک خطای راهبردی بزرگ گرفتار آمده‌اند. > M.: هر دو گروه، با نادیده گرفتنِ واقعیت‌های میدان و منافع بلندمدت ملی، در حالِ تکمیل پازل دشمن برای ایجادِ دوگانه‌سازی و شکاف داخلی هستند. راه درست، همان مسیر میانه و حکیمانه‌ای است که رهبری و ارکان عالی نظام بر اساسِ مصلحت کشور و با در نظر گرفتن توان نظامی و فرصت‌های دیپلماتیک ترسیم می‌کنند.

نقش رسانه‌ها و نخبگان
در این میان، رسانه‌های داخلی و فعالانِ فضای مجازی و نخبگانِ سیاسی، مسئولیتی سنگین بر دوش دارند. هر عبارت تحریک‌آمیز، هر تیتر دوپهلو و هر تحلیل شتاب‌زده، می‌تواند به آتش تفرقه دامن بزند. انتظار می‌رود اصحاب قلم و رسانه، با التزام به انصاف و سنجیدگی، به جای دامن‌زدن به قطبی‌سازی و بزرگ‌نماییِ اختلافاتِ جزئی، بر نقاط اشتراک ملی و هوشیاری همگانی در برابر جنگ شناختی دشمن تأکید کنند و از هرگونه موضع‌گیری عجولانه که باعثِ هدررفت سرمایه‌های اجتماعی می‌شود، پرهیز نمایند.

پیروزی در جنگ ترکیبی کنونی، در گرو مثلث طلایی "اعتماد آگاهانه به ساختارِ حکمرانی"، "پرهیز از تخریب نخبگان متعهد" و "هوشیاری کامل در برابر جنگ شناختی دشمن" است. اتحاد ملی، زمانی سپر پولادین می‌شود که نه در دام انفعال مطلق بمانیم و نه در گرداب شتاب‌زدگی و افراط. امروز بیش از هر زمان دیگری، نیاز به هم‌پوشانی میان ملت و حاکمیت احساس می‌شود. صفوف به هم پیوسته ملت ایران، همان‌گونه که در جبهه‌های نظامی دشمن را مأیوس کرد، در جبهه جنگ روانی نیز توطئه‌گران را ناکام خواهد گذاشت و بار دیگر ثابت خواهد کرد که ایران عزیز، با وحدت خود، از هر تیر تفرقه‌ای مصون است.

1717

علی باقری معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری گیلان :
علی باقری معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری گیلان :
مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین