کامنتهای کاربران خبرآنلاین زیر گزارش «ریزش ۴۵ درصدی مشتریان اغذیهفروشیها» فقط واکنش به یک خبر نبود؛ هر کدام روایت کوتاهی از سفرههایی بود که به گفته مخاطبان، هر روز کوچکتر میشود. از کارمندی که میگوید ماههاست نتوانسته فرزندش را به رستوران ببرد تا پدری که برای برگزاری یک جشن تولد ساده نگران هزینههاست، همه یک نقطه مشترک دارند؛ گرانی غذا و کاهش قدرت خرید.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، انتشار گفتوگوی رئیس اتحادیه صنف اغذیهفروشان تهران درباره کاهش ۴۵ درصدی مشتریان، موجی از واکنشها را در میان مخاطبان این رسانه به همراه داشت. بسیاری از کاربران معتقد بودند آنچه امروز در رستورانها و فستفودها دیده میشود، تنها بخشی از واقعیت اقتصاد خانوار است و کاهش مصرف غذاهای بیرون از خانه، پیش از آنکه ناشی از تغییر سلیقه باشد، نتیجه فشارهای اقتصادی است.
یکی از کاربران در همان ابتدای بخش نظرات نوشت: «تغذیه در سطح خانوارها و جامعه اسفناک شده. نشستی جوجهکباب زدن، خبر نداری مردم با ۴۰ برابر کردن قیمت اقلام غذایی از لبنیات بگیر تا گوشت و حبوبات و میوهجات لب نمیزنن.» این نظر در حالی منتشر شد که بسیاری از کاربران دیگر نیز با جملات کوتاه، همین موضوع را تکرار کردند. کاربری دیگر تنها نوشت: «دلتون خوشه.»
در میان دهها نظر، روایت یک کارمند بیش از بقیه مورد توجه قرار گرفت. او نوشت: «واقعا همین است. من که یک کارمند هستم، بچهام میگه رستوران، میگم حرفش نزن یا ساندویچ، چند ماه یک بار چون وضع اقتصادی نامناسب است.» این کاربر در ادامه خطاب به دولت نوشت: «آقای پزشکیان گفتند برای مردم که حمایت کردن و این کشور نگه داشتند باید کارستان کنم. من میگم ارزانی و کنترل تورم و روی نرخ بیکاری میشود کارستانی که ما از دولت انتظار داریم.»
موضوع قیمت فلافل نیز یکی از پرتکرارترین بحثهای کاربران بود. یکی از مخاطبان نوشت: «فلافل شده سیصد هزار تومان.» اما برخی دیگر به عددهای مطرحشده در گزارش واکنش نشان دادند و تأکید کردند که قیمتهای واقعی از آنچه در متن آمده بیشتر است.
یک کاربر نوشت: «فلافل هفتاد تومانی وجود نداره.» کاربر دیگری نیز خطاب به نویسنده گزارش نوشت: «انگار کسی که این متن نوشته خودش هم خیلی وقت فلافل نخورده. هیچ جای ایران فلافل کمتر از صدوبیست نیست. نمیدونم کجا دیگه فلافل هفتاد تومنی گیر میاد، آدرس بده ما بریم بگیریم.»
برخی کاربران نیز با مرور خاطرات سالهای گذشته، از رشد شدید قیمتها نوشتند. یکی از آنها نوشت: «ما در دهه نود به یک کباب ترکی مشهور در ستارخان میرفتیم. برای سه نفر با سیبزمینی و نوشابه میشد ۹۰ هزار تومان. چند سال بعد همین غذا شد ۴۵۰ هزار تومان، الان با سه میلیون هم جمع نمیشه. یه پیتزای معمولی اقلاً ۸۰۰ هزار تومانه. بخوایم در خانه بپزیم، نیم کیلو پنیر موزارلا شده ۸۰۰ هزار تومان. حقوق ما چقده؟»
کاربر دیگری نیز با اشاره به قیمت غذاهای مختلف نوشت: «کف قیمت ساندویچ شده پانصد هزار تومان.» دیگری نوشت: «املت شده ۴۰۰.» یک مخاطب دیگر نیز با تعجب نوشته بود: «چه خبره، شیشلیک شده سه میلیون.» کاربر دیگری نیز از تجربه خرید خانوادگی خود نوشته و گفته بود: «سه تا پیتزا، پنج میلیون.»
در میان کامنتها، عدهای راهحل را حذف کامل غذای بیرون از برنامه زندگی میدانستند. یکی از آنها نوشته بود: «اصلاً نباید بیرون غذا خورد.» کاربر دیگری نیز در جملهای کوتاه نوشت: «غذای بیرون نخور، ضرر داره.»
تغییر سبک زندگی در میان مخاطبان نیز در بخش نظرات کاملاً مشهود بود. یکی از کاربران نوشت: «من نون و پنیر میبرم سر کار که ساندویچ نخرم.»
کاربر دیگری نیز از حذف غذاهای سرخکردنی از برنامه غذایی خانوادهاش خبر داد و نوشت: «قبلاً فلافل در خانه میپختیم، ولی آنقدر روغن گرونه که ما کوکو را هم بهطور رژیمی میپزیم و سوخاری و کتلت و فلافل که روغن بیشتر میخواد از منوی غذایی خانواده حذف شده.»
در کنار گلایه از قیمتها، بخشی از مخاطبان کیفیت غذا را هدف انتقاد قرار دادند. یکی از کاربران نوشت: «اغذیهفروشیها به خاطر تورم و کاهش مشتری از سودشان کم نمیکنند، بلکه با کاهش فاحش کیفیت غذا به دلیل استفاده از مواد اولیه نامرغوب و روغنهای فاسد و دورریختنی سطح سود خود را حفظ میکنند، وگرنه باید تا حالا با این کمبود مشتری و اجارهبها جمع میکردند.»
کاربر دیگری نیز با اشاره به وضعیت بازار فرآوردههای گوشتی نوشت: «یه سر تشریف ببرید انبار نفت خیابان صیامی تا انواع سوسیس و کالباسهای بینام و نشان با قیمتهای باور نکردنی ارزان را مشاهده کنید که مردم کیلوکیلو میخرند و بعضیها گونیگونی برای فستفودی. دیگه نمیشه اعتماد کرد واقعاً.»
نظر دیگری نیز به دستورهای آشپزی در فضای مجازی اشاره داشت: «توی اینستاگرام مدام دارن دستور تهیه کباب کوبیده از دل و سنگدان مرغ و دنبه میدن.»
برخی کاربران نیز به گرانفروشی اعتراض کردند. یکی از طولانیترین کامنتها این بود: «گرانفروشی در اغذیهفروشیها بیداد میکند. یک بسته همبرگر پنج عددی با ۶۰ درصد گوشت به قیمت ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان در فروشگاهها فروخته میشود اما همان در اغذیهفروشیها با کمی خیارشور و کاهو چند برابر فروخته میشود. حتی خیارسبز که سر جالیز با قیمت بسیار نازلی از کشاورز خریداری میشود، پس از افزودن آب و نمک گاه تا کیلویی ۴۰۰ هزار تومان فروخته میشود. آیا رئیس اتحادیه تاکنون درباره این موضوع سخنی گفته است؟»
کاربر دیگری نیز همین موضوع را در جملهای کوتاه مطرح کرد و نوشت: «راستی خیارشور چقدر گرونه! چرا؟»
گلایهها تنها به رستوران و فستفود محدود نماند. یکی از کاربران از هزینههای برگزاری جشن تولد نوشت: «شیرینی چقدر گرانه! خدا وکیلی یه کیک کوچک برای تولد اقلاً دو میلیون آب میخوره. یه ظرف میوه و یه کیک برای تولد بچه حدود پنج میلیون شد. هزینه شام هم که دیگه نگو. یه زرشکپلو با برنج ۵۵۰ هزار تومانی و مرغ بدون پوست ۹۰۰ گرمی ۷۲۰ هزار تومان و زعفران دو میلیونی و زرشک یک میلیون و دویست... شماها چطور تولد میگیرید دوستان؟ تولد پسرم نزدیکه.»
کاربری دیگر نیز نوشت: «قزوین ساندویچ ۲۵۰، پیتزا ۴۰۰، بازم کسی نمیخره، خونه درست میکنند.»
در میان این حجم از گلایهها، چند کامنت طنز هم دیده میشد. یکی از کاربران نوشته بود: «از سر کوچه ما بخرید.» بلافاصله کاربر دیگری پاسخ داده بود: «آدرس بفرمایید.» فرد دیگری نیز با لحنی طنز پرسیده بود: «همسایه احمدینژادی؟» و کاربر دیگری هم نوشته بود: «از اون قبلی که این رو گفت عبرت بگیر.»
مرور صدها واکنش ثبتشده زیر این گزارش نشان میدهد بخش قابل توجهی از مخاطبان خبرآنلاین، گرانی غذا را تنها بخشی از یک مشکل بزرگتر میدانند؛ مشکلی که به اعتقاد آنها از سفره خانوادهها آغاز شده و حالا به رستورانها، فستفودها، جشنهای خانوادگی و حتی غذای محل کار نیز رسیده است.
البته این دیدگاهها بیانگر تجربه و نظر شخصی کاربران است و لزوماً قابل تعمیم به کل جامعه نیست، اما در کنار آمارهای رسمی و اظهارات فعالان صنفی، تصویری قابل تأمل از دغدغههای اقتصادی بخشی از جامعه را به نمایش میگذارد.
۲۲۳۲۲۴
