سیدمحمد بهشتی شیرازی: ما غالبا ایران را نمیشناسیم. ما احساس نیاز نمیکنیم که ایران را بشناسیم. در باب مسئله آب از دوران هخامنشی تا سال ۱۳۳۵ خورشیدی ما آب را در معرض آفتاب قرار نمیدادیم.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - آناهید خزیر: [...] آیین گرامیداشت هشتادمین سالگرد تأسیس انجمن ایرانشناسی یکشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و علاقهمندان حوزه مطالعات ایرانشناسی در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
این رویداد فرصتی برای بازخوانی تاریخ مطالعات ایرانشناسی و بررسی نقش آن در شناخت و معرفی میراث فرهنگی و تمدنی ایران فراهم آورد. در این مراسم، چهرههای برجسته علمی و فرهنگی ازجمله نصرالله پورجوادی، بهمن نامورمطلق، سیدمحمد بهشتی، زهره زرشناس، محمدرضا سحاب، سید سعید فیروزآبادی، محمود جعفریدهقی، علی شهیدی و محمدعلی عزتزاده حضور داشتند و درباره جایگاه ایرانشناسی، دستاوردهای انجمن و چشماندازهای پیشروی این حوزه سخنرانی کردند.
مینا جاویدان دبیر نشست در ابتدای مراسم گفت: آیین نکوداشت «هشتادمین سالگرد تأسیس انجمن ایرانشناسی» گرامی داشته میشود. این انجمن در جهت حرکت در مسیر اهداف ایرانشناسی، تاریخ، اسطورههای ایرانی، زبان و فرهنگهای ایرانی کوشیده است.
نیاز امروز ایران به ایرانشناسی
سپس محمود جعفریدهقی، رئیس انجمن علمی ایرانشناسی با موضوع نیاز امروز ایران به ایرانشناسی سخن گفت. وی افزود: در شرایط امروز شناخت ایرانشناسی فراتر از یک ضرورت آکادمیک است زیرا که جامعه امروز ایران خود را فراموش کرده و نیاز به ارتباط با هویت ملی دارد. ابعاد این نیاز در سطوح مختلف عبارتاند از:
۱- بحران هویت در میان نسل جوان و فضای مجازی در برابر هجمههای رسانهای گسترده دچار خودبیگانگی فرهنگی شدهاند. به عبارت دیگر ایرانشناسی حکم مشق حافظه تاریخی دارد و ایرانشناسی باید به جوانان در پاسخ به «ما کیستیم؟» به روایتی مقتدر از میراث تمدنی خود دست یابد.
۲- تحقق ملت ایران بر پایه غنی بودن قومیت ایرانی در برابر تهاجم غربی نمایانگر الگوی وحدت در عین کثرت است. همچنین اتکا به زبان فارسی در چارچوب هویت ملی مشترک داستانها و حافظه فرهنگی را نمایان میسازد.
۳- دانشگاهها زمانی سهم عمده علمی و روشنگری در جامعه بودهاند که اکنون با مهاجرت نخبگان ضعیف شدهاند؛ بنابراین ضرورت ایجاد اتاق فکر ایرانشناسی با رویکردهای مسئلهمحور چون بحران آب، حاشیهنشینی و... که با استفاده از روشهای مرسوم و نوین جدید چون هوش مصنوعی در پیشبرد دانش ایرانشناسی باید از آن استفاده شود.
۴- ایرانشناسی مستقل و آکادمیک میتواند روایت واقعی از ایران را ارائه دهد. درواقع ایرانشناسی امروز نیازمند پژوهشی است که ایران را از باستان تا دوره معاصر بررسی کند.
۵- شبکهسازی ایرانشناسی از ایران تا جهان و تحریمهای سیاسی، ارتباط محققان خارجی را با ایرانشناسان داخلی متوقف کرده است. ایجاد دبیرخانه مشترک به منظور ایجاد منابع کتابخانهای و آرشیوی ورود به گفتمان جهان ایرانی را میسر میکند.
۶- بدون شناخت ایران، شناخت آن موانع با چندگانگی مواجه است. ازجمله این موانع بیتوجهی به ادب و فرهنگ و بیمهری به شاعران و دانشمندان ایرانی چه در گذشته و چه در حال است؛ در حالی که این آثار مشحون از تجربه زیسته است و حذف این آثار از کتابهای درسی خسارت زاست.
بنابراین در تربیت نسل جدید از ایرانشناسان تجهیز به علوم انسانی مدرن ضروری است همچنان که نیاز ایرانشناسی از سویی درواقع اتکا به سرمایههای عظیم فرهنگی و نخبگانی است. از این رو حمایت از انجمن علمی ایرانشناسی، تعریف پایاننامهها از دیاسپوراهای علمی و محققان ایرانی مقیم خارج و راهاندازی ایرانشناسی در شرق آسیا و آفریقا و روایتپردازی دیجیتال چون تولید پادکستها، مقالات و... برای تبیین روایتهای ایرانی از فرهنگ خود پر اهمیت جلوه میکند.
ایرانیان مردمانی مدبر و باهوش خلق شدهاند
نصرالله پورجوادی، پژوهشگر حوزه فلسفه در سخنانی در رسائل اخوانالصفا به توضیح درباره این اثر پرداخت و گفت: این رساله اثری فلسفی است که از حیث حیوانات و ارتباط با انسان بیان شده و شیوه بیان آن افلاطونی و دیالوگ است. دقیقتر در این رساله بیان فلسفه ایرانی است هرچند که فلسفه را در ایران به صورت مناظره مطرح کردند که نمونه آن کتاب «درخت آسوریک»، کتابی با موضوعیت فلسفه است... در این رساله حیوانات به صورت دیالوگ مورد خود را مطرح و بعد شکایت میکنند که انسانها از آنها بهرهبرداری کرده و به آنها ظلم میکنند. درنهایت حیوانات این تظلم را پیش پادشاه اجنه یا پریان مطرح میکنند. در ضمن این رساله بخش کوتاهی است که اقوام مختلف در پیشگاه پادشاه پریان از تمدن و محاسن خود صحبت میکنند و حتی از برتری خود بر تمدنهای دیگر میگویند. این رساله در قرن چهارم هجری توسط فلاسفه ایرانی و در بصره به زبان عربی نوشته شده است.
وی افزود: در میان این اقوام و اشخاص، نخستین شخص ایرانشهری، دومین هندی، سومین عبرانی، چهارمین سریانی، پنجمین قریشی، ششمین یونانی و آخرین نفر خراسانی است. ترتیب بیان و تفاوت ایرانشهری و خراسانی نشان میدهد که ایرانشهریها افرادی هستند که وارثان تمدن بابل بوده و در غرب و جبال مسکن داشتند و خراسانیها هم از ناحیه خراسان بزرگ. بنابراین یک تصور واحدی از ایران وجود ندارد هرچند که وحدت رویه در نوع نگاه آنها موجود است. هر دوی این اشخاص پس از حمد و سپاس خداوند به بیان تصوری از عالم آفرینش میپردازند که از عالم بندهشن دارند و در ادامه انسان را اشرف مخلوقات معرفی میکنند که گیتی تمام موجودات و طبیعت مسخر و رام انسان شده است.
این پژوهشگر حوزه فلسفه افزود: در ادامه ایرانشهری و خراسانی به بیان عنایت ویژه حقتعالی نسبت به ایران زمین پرداخته است که سرزمینی خوش آب و هوا و پُردرخت با میوههای فراوان است و ایرانیان مردمانی مدبر و باهوش خلق شدهاند. ایرانشهری در ادامه به موهبت پیغمبری و پادشاهی (پادشاهی نیک) اشاره میکند که خداوند به ایرانیان بخشیده است. در ادامه نیز خراسانی خود را پارسی معرفی میکند. از این رو اخوان صفا [را] به ایرانیان سه آیه قرآن و سه حدیث از پیامبر اسلام منسوب کردهاند. با این تفاصیل کار فردوسی آنگاه بهخوبی روشن میشود که این اثر را با شاهنامه فردوسی مقایسه کنیم که تجدید حیات کامل تمدن و هویت ایران را در پی داشت.
اسکندر با فتح ایران و کشف آن دلبسته ایران شد
بهمن نامورمطلق سخنران بعدی این مراسم بود. وی با موضوع ایرانشناسی و اسطورهشناسی سخن گفت و افزود: ایرانشناسی برای مستشرقان و غربیها که کانونپردازی بیرونی است با ایرانشناسی که برای ما فرارشته است کاملا متفاوت است زیرا که برای خود ماست و برای ایرانشناسان خارجی یک رشته است. وظیفه ایرانشناسی، باستانشناسی و یا اسطورهشناسی صِرف نیست بلکه ایرانشناسی محصول مشترک آنها را بررسی کرده و میکاود. لذا نباید ایرانشناسان خارجی را مورد تقلید قرار دهیم. اگر اسطوره را خوب معنا کنیم ما همواره با اسطوره سروکار داریم. واژه ایران یک واژه اسطورهای است که دلالت بر روایتهای اسطورهای دارد و هیچ کشوری به اندازه ایران نامش اسطورهای نیست و تقریبا هیچ کشوری در جهان این همه قدمت و روایت از نام ایران ندارد.
وی افزود: ایران فرای نام و نشان و مکان است و درواقع یک مفهوم معنوی است. اسکندر با فتح ایران و کشف آن دلبسته ایران شد. در بابل ماند و در همانجا درگذشت. پوشیدن لباسهای ایرانی و بجای آوردن فرایض ایرانی و... از این دستهاند. از سوی دیگر ترکها و هندیها به ایرانیان بدهکارند که زبانشان عربی نشد. بنابراین با مطالعه آثار اسطورهای به [...] دستگاه بسیار پیشرفته اسطورهای ایران در قیاس با سایر ملتها پی خواهیم برد؛ دستگاه کامل اسطورهای ایرانی که پیشمتنهای فرهنگی یک جامعه را تغذیه کردهاند. همانگونه که فردوسی در بیت معروفی گفته است «تو این را دروغ و فسانه مدان» ناظر به دستگاه کامل اسطورهای ایرانی و برجایمانده در حافظه تاریخی ایرانیان است.
نامورمطلق ادامه داد: اسطورهها به سه شکل شناختی، بیانی و رفتاری خود را نشان داده و اطلاعاتی را ارائه میدهند. هستیشناسی ایرانی اسطورهها را چون سرچشمههای زلال برای خلق اثر معنا میبخشد. آثاری چون گرشاسبنامه، بهمننامه و.. اسطورههای تغزلی چون ویس و رامین، خسرو و شیرین یا حتی در منطقالطیر کتاب عرفانی شیخ فریدالدین عطار از سیمرغ که از اسطورههای ایرانی است وام گرفته شده است. در شکل بیانی اسطورهها نیازمند الگوهایی برای رفتار هستند تا بتوان در شرایط بحران از آنها استفاده کرد. برای مثال اسطوره آرش، اسطورهای برای زیستن و تابآوری است. بنابراین ایرانشناسی نیازمند اسطورهشناسی است و هر دو به یکدیگر تقلیل نمییابند اما هر دو به یکدیگر کمک میرسانند.
آثار جغرافیدانان ایرانی بیشتر نقشه راه اروپاییان بود
سپس محمدرضا سحاب، مدیر موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب گفت: در ایرانشناسی، پژوهشها و مطالعات جغرافیایی اهمیت بسیاری دارند. در گذشته آثار جغرافیدانان ایرانی بیشتر نقشه راه اروپاییان بود که به سبب دستگاه انگیزیسیون محدود شده بودند. هرچند که نقشههای بطلمیوسی نیز رواج داشت. با این حال نگاه به تصاویر و نقشههای سیاحان اروپایی میتواند منابع ارزشمندی برای ایرانشناسی فراهم کند. لذا ایرانشناسی و خاورشناسی تنها مطالعه متون کهن و آثار ادبی یا مورخانه نیست بلکه نقشه نیز نقش مهمی در کمک به ایرانشناسی دارد [...]
دانش ایرانشناسی مدیون ابراهیم پورداوود است
سپس پیام تصویری زهره زرشناس پخش شد. وی گفت: در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به همت ابراهیم پورداوود دانش ایرانشناسی تأسیس و در پی آن کرسی زبانهای اوستایی، سانسکریت و... در دانشگاه تهران تأسیس شد. انجمن ایرانشناسی، زبانهای باستانی، آیینهای باستانی و فرهنگ عامه و تأثیر فرهنگهای باستانی را مد نظر قرار داد. هماکنون این انجمن اهداف علمی را به همت اساتید و هیات تحریریه و ریاست آن با جدیت پیگیری میکند که محصول آن انتشار نخستین مجله وزین انجمن ایرانشناسی است که امروز رونمایی شده است. این رویداد را شادباش میگویم.
ما احساس نیاز نمیکنیم که ایران را بشناسیم
سیدمحمد بهشتی شیرازی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری با موضوع ایرانشناسیِ ایرانی، ایرانشناسی را در ابتدا ادامه شرقشناسی دانست و با طرح این پرسش که چرا بنیاد آلمانشناسی یا بنیاد آمریکاییشناسی نداریم اما ایرانشناسی داریم گفت: ایران سرزمینی بیقرار است از تنوع آب و هوایی و اقلیمی و قومی و... هر چند سابقه ده هزار ساله یکجانشینی در مواجهه با پدیده راه بروز یافته است. بیشتر راهها مبتنی بر مسیر تاریخی است. راه در گذشته باید کوتاه، امن و هموار باشد. برای مثال جاده فیروزکوه مبتنی بر مسیر تاریخی است و برخی دیگر راهها اکنون از این قاعده پیروی نمیکنند.
وی افزود: ما غالبا ایران را نمیشناسیم. ما احساس نیاز نمیکنیم که ایران را بشناسیم. در باب مسئله آب از دوران هخامنشی تا سال ۱۳۳۵ خورشیدی ما آب را در معرض آفتاب قرار نمیدادیم. در حاشیه رودخانهها درخت میکاشتیم که سایه بر آب بیفتد. بنابراین احساس استغناء از دانستن ایران و شناختن آن، به نوعی اختلاط در اهلیت ایرانی است. ایرانشناسی ایرانی آن است که به ضرورتهای ایران پاسخ دهد. وجود نام کهنشهرها و مناطق در ایران یک معمای زیستی بوده و هر نام چون لوت یا کوه دنا با علت خاصی نهاده شده است. بنابراین ضرورت دارد تا فرارشته ایرانشناسی در تمام رشتهها لحاظ و گنجانده شود.
انجمن ایرانشناسی پورداود را ایرانشناسی ایرانی نامیدم
علی شهیدی، مدیر سابق گروه ایرانشناسی و فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران، در سخنرانی خود در مراسم هشتادمین سالگرد تاسیس انجمن ایرانشناسی گفت که ایرانشناسی پورداود را به شکل نمادین ایرانشناسی ایرانی نامیده است. عضو هیاتعلمی گروه ایرانشناسی دانشگاه سخنرانی خود در تالار کتابخانه موزه هنرهای معاصر تهران را در دو بخش ارائه کرد.
در بخش نخست به مرور داستان زندگی ابراهیم پورداود، بنیانگذار دروس فرهنگ و زبانهای باستانی ایران در دانشگاه تهران و همچنین موسس انجمن ایرانشناسی در دهه بیست شمسی پرداخت. ابراهیم پورداود نخستین دانشمند معاصر ایرانی در زمینه فرهنگ و زبانهای باستانی بود که پیش از تاسیس رشته و گروهی به این نام، در آغاز تاسیس دانشگاه تهران درسهای زبان اوستایی، زبان فارسی باستان، فرهنگ ایران باستان، حقوق ایران باستان و... را برای اولین بار در نظام آموزش دانشگاهی ایرانی تعریف و تدریس کرد.
او در بخش دوم به مجموعه تلاشهای خود در تاسیس رشته ایرانشناسی در دانشگاه تهران اشاره کرد. در این بخش شرح داد که چگونه اصطلاح «ایرانشناسی ایرانی» را به عنوان یک ترم آکادمیک وضع کرده و کوشیده تا آن را به عنوان یک نظریه نوین در پژوهشهای ایرانی مطرح کند و دیگر دانشگاهیان را هم به اظهار نظر در این زمینه و ترویج آن سوق دهد.
مرز اصلی مرز ایران فرهنگی است و جهان ایرانی
سپس سعید فیروزآبادی با یادکردی از محمدعلی فروغی در کنفرانس پاریس نکاتی را از زیستبوم ایران مطرح کرد و با بیان اینکه نخبگان قاجاری فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیایی ادعا کردهاند گفت: مرز اصلی مرز ایران فرهنگی است و جهان ایرانی. از دیدگاه من ایرانشناسی تمام علومی است که در یک نکته مشترک هویت ایرانی قرار دارند. همچنین زبان فارسی به عنوان عنصر وحدت ملی ایرانیان است؛ موجود زندهای که هشتصد سال از شمال چین که قنوت آنها فارسی است تا سلاطین عثمانی که شعر فارسی میسرودند یا در بوسنی تعبیر شعر حافظ میکردند. پس نگاه ما به این میراث باید بزرگ باشد. با شناخت ایران فرهنگی و حماسههای فرهنگی، منابع مشترک، ادبیات مشترک و احساس مشترک در منطقهای بسیار بزرگ را فراهم آوریم.
ترویج خودشناسی و توانایی در بیرون مرزها
محمدعلی عزتزاده نیز آخرین سخنران مراسم بود، او انجمن ایرانشناسی را به مثابه یک اندیشکده علاقهمندان به ایران معرفی کرد و مشارکت در نشستهای پژوهشی را در این باره لازم دانست. وی گام نخست را در شناختن و شناساندن ایران و گام دوم را به فاصلهگذاری و همافزایی علوم انسانی و ایرانشناسی را به عنوان فرارشته تلقی کرد. به عبارت دیگر دو مأموریت یادشده در ترویج خودشناسی و دوم توانایی در بیرون مرزها را از دیگر اهداف انجمن یاد کرد. در پایان این گردهمایی از حضور هماندیشان در این نشست قدردانی شد.
رونمایی از نخستین نشریه انجمن علمی ایرانشناسی
یکی از بخشهای مهم این برنامه، رونمایی از نخستین نشریه انجمن علمی ایرانشناسی با عنوان «ایران و ایرانشناسی» بود؛ نشریهای که با هدف گسترش پژوهشهای علمی و ایجاد بستری برای تبادل دیدگاههای پژوهشگران این عرصه منتشر شده است. در مقدمه این نشریه آمده است:
«ایران نه تنها به عنوان یک واحد جغرافیایی بلکه به مثابه یک پدیده پیچیده فرهنگی و تاریخی، همواره در کانون توجه مطالعات ایرانشناسی قرار داشته است. تاریخ این سرزمین با لایههای عمیق فرهنگ، هنر و سیاست گره خورده و همواره موضوعی چالشبرانگیز برای پژوهشگران بوده است. در دنیای امروز که شناخت دقیق هویتها بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته پرسش بنیادین اینجاست در عصر تکثرگرایی و تحولات شتابان جهانی چگونه میتوان با نگاهی علمی و از دور برخاسته میان روایتهای رسمی، تجربیات زیسته و واقعیتهای عینی پیوندی مستحکم برقرار کرد؟
مجله ایران و ایرانشناسی با این پرسش و چالش بنیادین مسیر حرکت خود را برگزیده است. ما معتقدیم که ایرانشناسی، فراتر از مطالعه توصیفی صرف درباره گذشته نیازمند رویکرد تحلیلی و انتقادی است؛ رویکردی که بتواند پیوند میان ریشههای تاریخی و ساختارهای اجتماعی کنونی را با دقت علمی واکاوی کند. در دنیایی که بازتعریف هویتها و مرزهای فرهنگی به یکی از اصلیترین دغدغههای بشر تبدیل شده، بازگشت به مبانی روششناختی در شناخت ایران ضرورتی انکارناپذیر است. از سوی دیگر در دهههای اخیر، نظریههای جدیدی چون تاریخ فرهنگی روایتشناسی تاریخی و نقد گفتمان، ابزارهای تحلیلی تازهای در اختیار پژوهشگران قرار داده و باعث شدهاند که ایرانشناسی از قالب صرفاً توصیفی خارج شود و به سمت تحلیلهای تفسیری و انتقادی حرکت کند.»
این مراسم همچنین با اجرای موسیقی ایرانی همراه بود. در بخش هنری برنامه، استاد فؤاد فردی به همراه سجاد مهربانی و بهار دهستانی به اجرای موسیقی ایرانی پرداختند.
۲۵۹
