جهان صنعت نیوز – قیمت جهانی طلا و نقره پس از سقوط شدید در معاملات روز جمعه، اندکی بهبود یافته است؛ با این حال، عملکرد این دو فلز در ماه اکتبر بدترین عملکرد ماهانه آنها از سال ۲۰۰۸ تاکنون بوده است.
در هفتههای اخیر، افزایش هزینه فرصت نگهداری داراییهای بدون بازده، همزمان با تلاش بانکهای مرکزی برای مهار تورم، فشار زیادی بر بازار فلزات گرانبها وارد کرده است. علاوه بر این، طلا و نقره در هفته گذشته تحت تأثیر فشار گسترده نقدینگی در بازارهای مالی قرار گرفتند؛ بهطوریکه همزمان با افت قابلتوجه بازار سهام، سرمایهگذاران برای تأمین نقدینگی به فروش داراییهای خود روی آوردند.
در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقد هستند که ریزش اخیر و حتی کاهش بیشتر قیمتها میتواند به فرصتی استثنایی برای خرید بلندمدت تبدیل شود.
تحلیلگران با اشاره به اینکه قیمت نقره حدود ۶۰ درصد پایینتر از رکورد ۱۲۱.۶۴ دلاری خود قرار گرفته و طلا نیز به پایینترین سطح یکساله رسیده است، میگوید فضای رسانهای و رفتار معاملهگران خرد بهشدت تحت تأثیر ترس قرار گرفته است. به اعتقاد این گروه از تحلیلگران، آنچه در نگاه نخست شبیه فروپاشی بازار فلزات گرانبها به نظر میرسد، در واقع یک شوک نقدینگی است که سرمایهگذاران باتجربه بازار منابع طبیعی مدتها در انتظار آن بودهاند.
چرا کاهش نرخ بهره هم نتوانست از قیمت طلا حمایت کند؟
شکست سطوح حمایتی مهم قیمت طلا و نقره در هفته گذشته، اگرچه ناامیدکننده بود، اما با توجه به شرایط حاکم بر بازار چندان غیرمنتظره محسوب نمیشد.
تحلیلکران به تصمیم اخیر فدرالرزرو برای ثابت نگه داشتن نرخ بهره اشاره میکنند و میگویند با وجود این تصمیم، بازارها همچنان احتمال افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر را در نظر دارند. چنین انتظاری هزینه فرصت نگهداری داراییهایی مانند طلا و نقره را افزایش میدهد؛ زیرا این فلزات برخلاف اوراق بدهی و سپردههای بانکی، بازدهی دورهای ایجاد نمیکنند.
افزایش نرخهای بهره مورد انتظار تنها به بازار فلزات گرانبها محدود نمانده و بازار سهام را نیز تحت فشار قرار داده است. شاخص S&P ۵۰۰ در معاملات روز جمعه حدود ۲ درصد کاهش یافت که بزرگترین افت روزانه این شاخص از اوایل ماه ژوئن محسوب می شود.
از سوی دیگر، نااطمینانیهای ژئوپلیتیک و بحران عرضه جهانی انرژی ناشی از جنگ خاورمیانه نیز به افزایش نوسانات کوتاهمدت بازارها دامن زده است.
بحران انرژی چگونه به سقوط قیمت طلا و نقره منجر شد؟
یکی از نکات محوری در تحلیل بازار طلا، توضیح رابطه ظاهراً متناقض میان افزایش تنشهای خاورمیانه، رشد قیمت نفت و کاهش قیمت طلا و نقره است.
تحلیلگرانی که باور دارند روند صعودی قیمت طلا ادامه خواهد داشت، میگویند بسیاری از معاملهگران خرد نمیتوانند درک کنند چرا در شرایطی که خاورمیانه درگیر جنگ است و قیمت نفت برنت بالاتر از ۱۱۳ دلار در هر بشکه قرار دارد، فلزات گرانبها با افت قیمت مواجه میشوند.
اختلال در عرضه انرژی موجب افزایش شدید تقاضای جهانی برای دلار آمریکا شده است. زمانی که تنشهای نظامی انتقال انرژی از تنگه هرمز را مختل میکند و قیمت نفت افزایش مییابد، کشورهای بزرگ واردکننده انرژی مانند ژاپن، کره جنوبی، آلمان و هند با فشار فوری بر تراز تجاری خود مواجه میشوند.
از آنجا که معاملات جهانی نفت بر مبنای دلار انجام میشود، افزایش قیمت نفت به معنای نیاز بیشتر واردکنندگان به ارز آمریکاست. در نتیجه، شرکتهای واردکننده برای تأمین هزینه خرید انرژی ناچار میشوند مقادیر بیشتری از ارزهای داخلی خود را در بازار بفروشند و دلار خریداری کنند.
این فرآیند به افزایش تقاضا برای دلار و تقویت ارزش آن منجر میشود و فشار مضاعفی بر قیمت طلا و نقره وارد میکند.
همچنین افزایش قیمت انرژی، فشارهای تورمی را تشدید کرده و احتمال سختگیرانهتر شدن سیاست پولی و افزایش بازدهی اوراق بدهی را بالا میبرد. بنابراین، بحران انرژی از دو مسیر تقویت دلار و افزایش انتظارات مربوط به نرخ بهره بر بازار فلزات گرانبها اثر منفی میگذارد.
شوک نقدینگی و فروش اجباری داراییها
مجموعه این عوامل در نهایت به بازار سهام و اقتصاد گستردهتر سرایت کرده است. افزایش بازدهی اوراق قرضه، ارزش فعلی سودهای آتی شرکتها را کاهش میدهد و هزینه تأمین مالی را برای بنگاههایی که به سرمایه جدید نیاز دارند، افزایش میدهد. در چنین شرایطی، اگر بازار سهام بهشدت تحت فشار قرار گیرد، بحران نقدینگی میتواند به سایر بازارهای مالی نیز منتقل شود.
در زمان فروش گسترده داراییها، صندوقهای سرمایهگذاری الزاماً آنچه را که تمایل دارند نمیفروشند، بلکه داراییهایی را نقد میکنند که فروش آنها آسانتر است و نقدشوندگی بیشتری دارند. طلا و نقره نیز به دلیل برخورداری از نقدشوندگی بالا، در چنین شرایطی در معرض فروش قرار میگیرند.
این موضوع توضیح میدهد که چرا حتی داراییهایی که در شرایط عادی بهعنوان پناهگاه امن سرمایه شناخته میشوند، ممکن است در مراحل اولیه بحران نقدینگی با افت شدید قیمت مواجه شوند.
درس بحرانهای ۲۰۰۸ و ۲۰۲۰ برای بازار طلا
تحلیلگران برای تایید ادامه دار بودن روند صعودی قیمت طلا به دو دوره تاریخی، یعنی بحران مالی سال ۲۰۰۸ و شوک بازارهای مالی در مارس ۲۰۲۰ اشاره میکنند. به گفته این تحلیلگران، در هر دو دوره، طلا و نقره همزمان با سقوط بازار سهام با افت شدید مواجه شدند، اما پس از پایان موج فروش اجباری، روند صعودی قدرتمندی را تجربه کردند.
پس از فروپاشی بانک سرمایهگذاری لیمن برادرز در پاییز ۲۰۰۸، قیمت طلا نسبت به اوج مارس همان سال حدود ۲۹ درصد و قیمت نقره بیش از ۵۰ درصد کاهش یافت. در مارس ۲۰۲۰ نیز طلا طی چند روز حدود ۱۰ درصد و نقره تقریباً ۳۵ درصد افت کرد.
با این حال، پس از فروکش کردن فشار نقدینگی، هر دو فلز مسیر صعودی قابلتوجهی را در پیش گرفتند. طلا پس از بحران ۲۰۰۸ تا اوت ۲۰۱۱ حدود ۱۷۰ درصد افزایش یافت و نقره نیز به محدوده ۵۰ دلار نزدیک شد. در بحران ۲۰۲۰ نیز قیمت طلا تا اوت همان سال حدود ۳۹ درصد افزایش یافت و رکورد جدیدی ثبت کرد. نقره نیز در همین دوره حدود ۱۵۰ درصد رشد داشت.
این تجربهها نشان میدهند که افت شدید قیمت فلزات گرانبها در دورههای بحران نقدینگی الزاماً به معنای تضعیف چشمانداز بلندمدت آنها نیست.
البته باید توجه داشت که با وجود نگاه خوشبینانه به آینده طلا و نقره، بازار هنوز ممکن است با کاهش بیشتر قیمتها مواجه شود و برای شکلگیری یک کف پایدار، به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
پیش بینی قیمت طلا؛ چرا روند صعودی بلندمدت همچنان پایدار خواهد بود؟
نوسانات کوتاهمدت بازار تغییری در پیش بینی قیمت طلا در بلندمدت ایجاد نکرده و دهه آینده میتواند متعلق به داراییهای فیزیکی و سخت، از جمله طلا و نقره، باشد.
استدلال اصلی این دیدگاه نسبت به قیمت طلا به افزایش بدهی دولتها، شرکتها و خانوارها در اقتصاد جهانی بازمیگردد. کوه عظیم بدهیهای جهانی نمیتواند برای مدت طولانی نرخهای بهره بالا را تحمل کند، بدون آنکه فشار قابلتوجهی بر نظام بانکی و اقتصاد واقعی وارد شود.
هرچه نرخهای بهره برای مدت بیشتری در سطوح بالا باقی بمانند، هزینه بازپرداخت بدهیها افزایش مییابد و فشار بیشتری بر دولتها، بنگاهها و مصرفکنندگان وارد میشود. در نهایت، این وضعیت میتواند بانکها و کل اقتصاد را با مشکلات جدی مواجه کند.
افزایش فشار بدهیها در نهایت بانکهای مرکزی را ناچار خواهد کرد مسیر سیاست پولی خود را تغییر دهند و به سمت کاهش نرخ بهره حرکت کنند. در چنین شرایطی، حمایت پولی از اقتصاد افزایش مییابد، قدرت دلار که در دوره جنگ تقویت شده بود، تضعیف میشود و سرمایههای جهانی میتوانند بار دیگر به سمت داراییهای فیزیکی و ارزشمند حرکت کنند.
بر همین اساس، ریزش اخیر طلا و نقره را نه پایان روند بلندمدت این فلزات، بلکه فرصتی احتمالی برای سرمایهگذاری در دورهای است که بازارها تحت تأثیر شوک نقدینگی و نااطمینانیهای کوتاهمدت قرار گرفتهاند.

