جهان صنعت نیوز – بازار جهانی طلا در شرایطی قرار گرفته که نیروهای اقتصادی متضادی بر قیمت آن تأثیر می‌گذارند. از یک سو، تورم پایدار، نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی و نگرانی از وضعیت بازارهای مالی می‌توانند تقاضا برای طلا را افزایش دهند. از سوی دیگر، نرخ بهره بالا و جذابیت اوراق قرضه دولتی آمریکا ممکن است سرمایه‌گذاران را از خرید این فلز گران‌بها منصرف کند.

در این میان گروهی از تحلیلگران بر این باورند که افزایش قیمت نفت به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده آینده بازارهای مالی تبدیل شده است؛ متغیری که هم‌زمان بر تورم، نرخ بهره، ارزش دلار و قیمت طلا تأثیر می‌گذارد. ادامه قیمت‌های بالای نفت می‌تواند تصمیم‌گیری بانک‌های مرکزی را دشوارتر کند و چشم‌انداز بازار طلا را تحت فشار قرار دهد.

تورم آمریکا همچنان بالاتر از انتظار است

یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر بازار طلا، تداوم فشارهای تورمی در اقتصاد آمریکاست. تازه‌ترین داده‌های اقتصادی آمریکا نشان می‌دهد که تورم هسته فراتر از انتظارات بوده و فشارهای تورمی دیگر صرفاً به افزایش قیمت انرژی محدود نیست. شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی یا PCE که یکی از معیارهای اصلی مورد توجه فدرال‌رزرو برای ارزیابی تورم است، همچنان در سطحی نزدیک به سه درصد قرار دارد. این وضعیت نشان می‌دهد که تورم هنوز به سطح هدف‌گذاری‌شده بانک مرکزی آمریکا بازنگشته است.

در چنین شرایطی، فدرال‌رزرو با تصمیم دشواری مواجه است. افزایش نرخ بهره می‌تواند به مهار تورم کمک کند، اما هم‌زمان هزینه تأمین مالی را بالا می‌برد و ممکن است رشد اقتصادی را تضعیف کند. در مقابل، خودداری از افزایش نرخ بهره نیز می‌تواند نگرانی‌ها درباره تداوم تورم را تشدید کند.

 تحلیلگران معتقد هستند که فدرال‌رزرو ممکن است در نشست اکتبر از تغییر سیاست پولی خودداری کند، اما اگر تورم در سطوح بالا باقی بماند، احتمال افزایش نرخ بهره در دسامبر مطرح خواهد بود. البته اظهارات اخیر مقام‌های فدرال‌رزرو نشان‌دهنده تمایل فوری به افزایش نرخ بهره نیست.

نوسان انتظارات بازار درباره تصمیم فدرال‌رزرو

یکی از نکات مهم در پیش بینی قیمت طلا، تغییر سریع انتظارات سرمایه‌گذاران درباره آینده نرخ بهره آمریکاست.  پس از انتشار گزارش تورمی قوی‌تر از انتظار، احتمال افزایش نرخ بهره در برآوردهای بازار از ۲۷ درصد به ۴۵ درصد رسید. اما پس از سخنرانی کوین وارش، رئیس فدرال‌رزرو، این احتمال به ۱۶ درصد کاهش یافت. وارش در سخنرانی اخیر خود در بانکوک، با وجود اشاره به فشارهای تورمی، نشانه روشنی از احتمال افزایش نرخ بهره در نشست اکتبر ارائه نکرد.

بااین‌حال، این موضع‌گیری را نباید به معنای چرخش فدرال‌رزرو به سمت سیاست پولی انبساطی دانست. بانک مرکزی آمریکا همچنان با تورمی مواجه است که می‌تواند در صورت تداوم، سیاست‌گذاران را به افزایش نرخ بهره وادار کند.

تغییر انتظارات بازار درباره نرخ بهره بر ارزش دلار نیز تأثیر گذاشته است.شاخص دلار آمریکا که پیش‌تر بالاتر از سطح ۱۰۲ قرار داشت، در پایان معاملات جمعه به حدود ۱۰۱.۶۹ کاهش یافت. این افت نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران پس از سخنرانی رئیس فدرال‌رزرو، احتمال سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر را کمتر ارزیابی کرده‌اند. بااین‌حال، رضوی نسبت به پایداری ضعف دلار تردید داردند و معتقدند ادامه قیمت‌های بالای نفت می‌تواند این روند را با چالش مواجه کند.

بازده اوراق خزانه؛ رقیب مهم طلا

یکی دیگر از عوامل تعیین‌کننده بازار طلا، تحولات بازده اوراق قرضه دولتی آمریکاست. بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا پس از افزایش شدید در هفته‌های گذشته، به سطح ۵.۳۶ درصد رسید. این نرخ سپس کاهش یافت و در هفته گذشته تا حدود ۵.۰۴ درصد عقب نشست و در نهایت نزدیک به ۵.۰۹۸ درصد تثبیت شد.

تحلیلگران این کاهش را تا حدی ناشی از تغییر ترکیب دارایی‌های سرمایه‌گذاران می‌دانند. در شرایطی که بازار سهام آمریکا، به‌ویژه سهام شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، تحت فشار قرار گرفته، بخشی از سرمایه‌گذاران منابع خود را به سمت اوراق قرضه دولتی منتقل کرده‌اند. افزایش تقاضا برای اوراق قرضه معمولاً قیمت آنها را بالا می‌برد و بازده آنها را کاهش می‌دهد.

بااین‌حال، بازده اوراق خزانه همچنان در سطح بالایی قرار دارد. این مسئله برای بازار طلا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا طلا برخلاف اوراق قرضه، سود دوره‌ای پرداخت نمی‌کند. بنابراین، زمانی که سرمایه‌گذاران می‌توانند از اوراق دولتی آمریکا بازده بالایی دریافت کنند، هزینه فرصت نگهداری طلا افزایش می‌یابد.

از این منظر، حتی افزایش نگرانی‌های اقتصادی نیز لزوماً به رشد قیمت طلا منجر نمی‌شود؛ زیرا بخشی از تقاضای دارایی امن ممکن است به جای طلا، وارد بازار اوراق قرضه شود.

نفت ۱۱۰ دلاری؛ تهدیدی برای اقتصاد جهانی

برخی تحلیلگران بر این باورند که در شرایط کنوین قیمت نفت مهم‌ترین متغیر اثرگذار بر آینده بازارهای مالی است. برای کاهش فشار بر اقتصاد جهانی، قیمت نفت باید به کمتر از ۱۰۵ دلار بازگردد و تداوم قیمت‌های بالا می‌تواند تورم را تشدید کند و بر تصمیم فدرال‌رزرو درباره نرخ بهره تأثیر بگذارد.همچنین ممکن است مانع کاهش بیشتر بازده اوراق خزانه آمریکا شود.

نگرانی از اختلال عرضه نفت در نتیجه تنش‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه و روسیه، از عوامل اصلی افزایش قیمت نفت بوده است. اهمیت این موضوع در آن است که نفت تنها یک کالای مصرفی نیست، بلکه نهاده‌ای اساسی در فعالیت‌های تولیدی و حمل‌ونقل محسوب می‌شود. افزایش قیمت نفت می‌تواند هزینه تولید و توزیع کالاها را بالا ببرد و فشار تورمی را به بخش‌های مختلف اقتصاد منتقل کند.

در نتیجه، حتی اگر بانک‌های مرکزی بتوانند تقاضای داخلی را کنترل کنند، افزایش هزینه انرژی ممکن است روند کاهش تورم را دشوار سازد.

چرا افزایش قیمت نفت می‌تواند دلار را تقویت کند؟

یکی از نکات قابل‌توجه رابطه میان قیمت نفت و ارزش دلار آمریکاست. تحلیلگران شرایط کنونی را غیرمعمولی می دانند که در آن تورم آمریکا افزایش یافته، اما دلار در برابر ارزهای اصلی تضعیف شده است. بنابراین نسبت به تداوم این وضعیت تردید دارند.

افزایش قیمت نفت می‌تواند تقاضا برای دلار را تقویت کند؛ زیرا مبادلات بخش بزرگی از نفت جهان با دلار انجام می‌شود و واردکنندگان برای تأمین انرژی به منابع دلاری نیاز دارند. همچنین اگر افزایش قیمت نفت موجب تداوم تورم و افزایش احتمال سیاست پولی انقباضی آمریکا شود، این موضوع می‌تواند از ارزش دلار حمایت کند.

بااین‌حال، این رابطه قطعی و یک‌طرفه نیست. ارزش دلار علاوه بر قیمت نفت، تحت تأثیر انتظارات نرخ بهره، وضعیت رشد اقتصادی و جریان سرمایه در بازارهای جهانی قرار دارد. زمانی که قیمت نفت کاهش قابل‌توجهی پیدا نکند، نمی‌توان نسبت به پایداری روند نزولی دلار اطمینان داشت.

اروپا و ژاپن زیر فشار نفت گران

افزایش قیمت نفت تنها اقتصاد آمریکا را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. اقتصادهای واردکننده انرژی، به‌ویژه کشورهای اروپایی و ژاپن، در برابر افزایش قیمت نفت آسیب‌پذیری بیشتری دارند. در منطقه یورو، افزایش هزینه واردات انرژی می‌تواند تراز تجاری را تضعیف کند و قدرت خرید خانوارها را کاهش دهد. این وضعیت بانک مرکزی اروپا را با چالشی مشابه فدرال‌رزرو یعنی کنترل تورم یا حمایت از رشد اقتصادی مواجه می‌کند. مشکلات مالی و بازار اوراق قرضه فرانسه نیز ریسک تازه‌ای برای یورو ایجاد کرده است.

در ژاپن، افزایش قیمت نفت می‌تواند هزینه واردات انرژی را بالا ببرد و بر تراز تجاری فشار وارد کند. از سوی دیگر، تضعیف ین موجب می‌شود قیمت نفت به پول ملی ژاپن بیشتر افزایش یابد و فشار تورمی تشدید شود. ترکیب نفت گران و بازده بالای اوراق خزانه آمریکا، شرایط دشواری برای ین ایجاد کرده است.

بانک مرکزی انگلیس پیش‌تر هشدار داده که افزایش قیمت نفت می‌تواند هزینه انرژی را بالا ببرد و دستیابی به هدف تورمی دو درصدی را دشوار کند. اگر این وضعیت به افزایش نرخ بهره منجر شود، ممکن است رشد اقتصادی بریتانیا تضعیف شود. بنابراین، نفت گران می‌تواند بانک‌های مرکزی بزرگ جهان را هم‌زمان با فشار تورمی و خطر کاهش رشد اقتصادی مواجه کند.

چرا طلا ممکن است جایگاه امن خود را از دست بدهد؟

طلا در شرایط کنونی با دو نیروی متضاد مواجه است. از یک سو، تورم بالا می‌تواند تقاضا برای طلا را به‌عنوان ابزاری برای حفظ ارزش دارایی‌ها افزایش دهد. از سوی دیگر، نرخ بهره بالا و احتمال تقویت دلار می‌تواند فشار فروش در بازار طلا ایجاد کند.

در شرایطی که افزایش قیمت نفت ممکن است به تداوم سیاست‌های پولی سخت‌گیرانه منجر شود، برخی تحلیلگران نسبت به توانایی طلا برای حفظ موقعیت خود به‌عنوان پناهگاه امن در کوتاه‌مدت محتاط هستند و انتظار دارند افزایش‌های مقطعی قیمت طلا با فشار فروش مواجه شوند. به بیان دیگر، ممکن است سرمایه‌گذاران از رشد قیمت برای شناسایی سود یا کاهش موقعیت‌های خود استفاده کنند. تحلیلگران همچنین به نقش خرید بانک‌های مرکزی در حمایت از بازار طلا اشاره می‌کنند، اما معتقدند توانایی آنها برای ادامه خرید به وضعیت نقدینگی وابسته خواهد بود.

در مجموع، افزایش نااطمینانی اقتصادی لزوماً برای رشد طلا کافی نیست؛ زیرا مسیر نرخ بهره و ارزش دلار می‌تواند اثر تقاضای پناهگاه امن را خنثی کند.

پیش بینی قیمت طلا ؛ آینده فلز زرد به کدام متغیر وابسته است؟

بنابراین می توان اینگونه جمع بندی کرد که قیمت نفت به یکی از متغیرهای کلیدی تعیین‌کننده آینده طلا و بازارهای مالی تبدیل شده است. اگر قیمت نفت در سطوح بالا باقی بماند، احتمال تداوم فشارهای تورمی افزایش می‌یابد. این وضعیت می‌تواند فدرال‌رزرو و سایر بانک‌های مرکزی را به حفظ نرخ بهره بالا یا حتی افزایش آن وادار کند.

چنین شرایطی برای بازار طلا دو پیامد متضاد  «افزایش تقاضا برای پوشش ریسک تورم» و «افزایش هزینه فرصت نگهداری دارایی بدون بازده» دارد.در کوتاه‌مدت احتمال دارد عامل دوم مانع رشد پایدار قیمت طلا شود. بنابراین طلا حتی در شرایط تورمی و افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی نیز الزاماً با رشد قیمت مواجه نمی‌شود. زمانی که تورم به افزایش نرخ بهره و تقویت دلار منجر شود، ممکن است فشار ناشی از سیاست پولی بر تقاضای پناهگاه امن غلبه کند.

در این شرایط پیش بینی قیمت طلا بیش از هر چیز به تحولات بازار نفت، تصمیم‌های فدرال‌رزرو و رفتار بازده اوراق خزانه آمریکا وابسته خواهد بود.

مشاهده خبر در سایت جهان صنعت