دکتر احمد کتابی

تورم بسیار شدید ایران شهریور ۱۳۲۰
۴. انتشار مجدد اسکناس و اوج گرفتن تورم 

در ۲۲ شهریور ۱۳۲۱، به موجب مصوبه مجلس شورای ملی، بانک ملی ایران مجاز گردید افزون بر دوهزار و ۷۰۰میلیون ریال اسکناسی که تا آن زمان اجازه انتشار آن را داشت، ۳۰۰میلیون ریال اسکناس جدید منتشر کند. انتشار و تزریق این قدرت خرید جدید، همراه با ضرب سکه‌های نیکلی ـ با عیار ناچیز نقره ـ دیگربار حجم نقدینگی جامعه را افزایش داد و موجب کاهش مجدد ارزش پول و تشدید تورم شد. نکته شایان توجه این است که کلمات «یک‌پهلوی»، «پنج‌پهلوی» و «ده پهلوی» از روی اسکناس‌های جدید حذف شد و این حاکی از آن بود که با اسکناس ده  تومانی جدید دیگر نمی‌توان یک سکه پهلوی طلا خرید. (همان‌جا).
۵. نقش متفقین در ایجاد تورم و کمیابی مواد غذایی 
۵ـ۱ـ سیاست‌های پولی متفقین در ایران:

متفقین در طول دوران چهارسالة اقامت مصیبت‌بارشان در ایران، سیاست‌های پولی خاصی را اعمال می‌کردند که یکسره در جهت تأمین منافع خود آنها و در مقابل، به ضرر مصالح کشور ما بود. آنجه در این زمینه، مخصوصاً قابل ذکر است، حجم وسیع هزینه‌های ریالی بود که به‌طور روزمره، متفقین تحمیل می‌کردند و بدین طریق، پیوسته مقادیر زیادی قدرت خرید جدید به بازار تزریق می‌شد که اثر مستقیمش دامن زدن به تب شدید تقاضا و درنتیجه تشدید تورم بود.
به موجب برآوردهای انجام شده، میزان تقریبی مخارج ماهیانة دولت‌های اشغالگر در ایران به ترتیب عبارت بود از:
ـ قوای آمریکا: ۴۰۰میلیون ریال،
ـ انگلیس: ۳۰۰میلیون ریال 
ـ و شوروی: ۸۰میلیون ریال. 
این مخارج فاحش با توجه به سطح قیمت‌ها و قدرت خرید ریال در آن زمان، هزینه‌های نگهداری ارتش‌های اشغالگر و نیز پرداخت دستمزد شمار بسیار زیادی کارگر محلی را که مستقیماً برای متفقین کار می‌کردند، شامل می‌شد. راه‌حلی که متفقین برای پرداخت مخارج ریالی خود اتخاذ و عملاً بر دولت ایران تحمیل کرده بودند، به شرح زیر بود:
الف) کلیة هزینه‌های ارتش‌های اشغالگر در ایران و نیز مخارج مؤسساتی که متفقین برای ارسال کمک به شوروی در ایران ایجاد کرده بودند، می‌بایست با پول کاغذی ایرانی پرداخت شود.
ب) متفقین اسکناس‌های مورد نیاز خود را از بانک دولتی (بانک ملی) ایران دریافت و در مقابل، دولت ایران را معادل آن مبلغ، در حسابی که به همین منظور در بانک‌های مرکزی آمریکا و شوروی به دلار و در بانک مرکزی انگلستان به لیره استرلینگ گشوده بودند، بستانکار می‌کردند. (الهی، اهمیت استراتژیک ایران در جنگ جهانی، ص ۱۹۴، ۲۰۶).
ج) بدهکاری این سه دولت به ایران تنها در دفاتر بانکی عمل می‌شد و از این بابت ارزی به دولت ایران تحویل نمی‌گردید. بدهی مذکور در واقع به عنوان دیون دولت‌های مذکور به حساب دولت ایران در کشورهای بدهکار، باقی می‌ماند. بی‌گمان یکی از دلایل عمده‌ای که دولت ایران را در دوران اشغال کشور، در دو نوبت، به انتشار مقادیر زیادی اسکناس جدید واداشت، همین تحمیل‌های دولت‌های اشغالگر و فشارهای دائمی آنها برای دریافت ریال به منظور تأمین مخارج روزمره آنها بود.
۵ـ۲ـ نقش متفقین در کمبود ارزاق در سالهای ۲۴ـ۱۳۲۰:
کمیابی غله و خواربار در سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰، معلول علل و عوامل متعددی است که اهم آنها عبارتند از:
ـ کمبود کلی تولید و عرضه غله در اواخر سلطنت رضاشاه به دلایل مختلف و از جمله: تأکید بیش از حد بر صنعتی شدن، مجبور کردن مالکان و زارعان به تحویل مازاد غله خود به دولت به بهایی نازل و تلاش نامعقول برای صادرکردن غلات به خارج از کشور برای تحصیل ارز و توسعه صنایع و نیز شیوع قاچاق ارسال غله به خارج از کشور به دلیل اختلاف قیمت آن در خارج با قیمتی که دولت برای خرید گندم از تولیدکنندگان تعیین کرده بود.
ـ آثار روانی جنگ و اشغال که قهراً افزایش تقاضای مردم برای خرید کالاها را از یک طرف، و کاهش عرضه و احتکار آنها را از جانب تولیدکنندگان و نیز بنکدارها و فروشندگان عمده از طرف دیگر، موجب می‌شد.
ـ عدم کفایت شبکه ارتباطی و کمبود وسایل حمل‌ونقل که بخش اعظم آنها توسط قوای اشغالگر برای حمل‌ونقل اسلحه و تدارکات در اختیار گرفته شده بود و نیز بروز ناامنی در راهها به دلیل بی‌ثباتی سیاسی بعد از استعفای رضاشاه.
ـ نیاز قوای اشغالگر به خواربار و خرید مقادیر زیادی غله توسط کارگزاران آنها و نیز تلاش بعضی از آنها برای خارج کردن ارزاق از کشور.
ـ کارشکنی قوای اشغالگر در کار تأمین و حمل‌ونقل غله مورد نیاز کشور و در مواردی اقدام به نابودکردن عمدی خواربار به قصد ایجاد کمیابی.در بین عوامل یادشده، بی‌گمان نقش و سهم نیروهای اشغالگر در ایجاد و تشدید کمیابی ارزاق در سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ بسیار مهم و تعیین‌کننده بوده است که در اینجا به چند مورد مهم آن اشاره می‌شود:
۱ـ۲ـ۵ـ نیازهای وسیع قوای اشغالگر به خواربار 
طبق ماده ۷ قرارداد تحمیلی مشهور به «قرارداد سه‌جانبه» مورخ ۱۹ اسفند ۱۳۲۰، نمایندگان دولت‌های متفق متعهد شده بودند نیازهای غذایی قوای نظامی خود را در ایران از طریق واردات تأمین کنند تا بدین ترتیب از کمیابی بیشتر ارزاق و بروز قحطی در ایران جلوگیری شود؛ اما به‌زودی ناتوانی، و در مواردی عدم تمایل دولت‌های مزبور در اجرای این تعهد، آشکار و معلوم گردید که تأمین مواد غذایی مورد نیاز یک ارتش اشغالگر صدهزار نفری و نیز یک گروه صدهزار نفری از آوارگان جنگی لهستان که از زندان‌ها و اردوگاه‌های کار اجباری شوروی آزاد و به ایران اعزام شده بودند، عملا ناممکن است؛ زیرا صرف‌نظر از دشواری‌های مربوط به حمل‌ونقل در داخل کشور و فقدان تعداد کافی کشتی‌ باری برای حمل خواربار مورد احتیاج از اقصی نقاط دنیا به خاک ایران، مشکل اساسی همانا عدم دسترسی متفقین به مواد غذایی کافی برای ارسال به ایران بود. با توجه به دشواری‌های مذکور، فرماندهان قوای اشغالگر، در مناطق تحت اشغال خود، به‌سرعت غلات موجود را به زور سرنیزه یا با پرداخت حداقل بها تصاحب می‌کردند و در بعضی موارد حتی با قیمت‌های بالا به خرید آنها می‌پرداختند و بدین ترتیب، به کمبودهای موجود و هراس مردم از احتمال بروز قحطی دامن می‌زدند.
۵ـ۲ـ خروج غیرمجاز خواربار از ایران 
طی سالهای جنگ، به سبب کمبود شدید مواد غذایی در شوروی، مقادیر معتنابهی خواربار به‌وسیله نیروهای نظامی شوروی یا کارگزاران اقتصادی و بازرگانی این کشور مخفیانه ـ و در مواردی آشکارا ـ  به روسیه ارسال می‌شد. در این زمینه، در آرشیو سازمان اسناد ملی ایران، مدارک و شواهد متعددی وجود دارد.
۵ـ۳ـ نابودکردن عمدی خواربار به دست بعضی از قوای اشغالگر
بعضی از نیروهای اشغالگر در مواردی، مخفیانه و موذیانه، حتی به امحای ارزاق موجود نیز دست می‌یازیدند! برای اثبات این مدعا، کافی است به گزارش شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده‌ای استناد شود که ابوالقاسم شهیدی ـ رئیس اداره غله اصفهان در سال ۱۳۲۲ ـ بر اساس مشاهدات و اطلاعات دست اول خود ارائه کرده است: به روایت نامبرده، قوای انگلیسی مقیم اصفهان ظاهراً طبق یک برنامه معین به منظور ایجاد کمیابی بیشتر، ارزاق موجود در میدان نقش جهان اصفهان را با کامیون‌های نظامی به بیابان‌های اطراف مورچه‌خورت برده، در گودال‌های بزرگی می‌ریختند و به مقتضای نیات بشردوستانه خود، برای اینکه به هیچ‌وجه قابل مصرف نباشند، به نفت سیاه آغشته می‌کردند! 
این عمل غیرانسانی و جنایتکارانه در شرایطی صورت می‌گرفت که شمار زیادی از هم‌میهنان ما از فرط گرسنگی جان می‌سپردند و مادران بی‌پناه برای به‌دست آوردن یک لقمه نان جوین یا یک مشت ارزن بوداده، از این در به آن در می‌زدند تا جگرگوشگان خود را از خطر مرگ براثر گرسنگی نجات دهند.
مآخذ:
ـ آذری، شهلا (۱۳۷۱)، قحطی و گرانی نان (۱۳۲۰ـ۱۳۲۴ش)، گنجینه اسناد، فصلنامه تحقیقات تاریخی، سال دوم، دفتر اول و دوم، تهران، سازمان اسناد ملی ایران.
ـ الهی، همایون (۱۳۶۱)، اهمیت استراتژیک ایران در جنگ دوم جهانی، تهران: نشر دانشگاهی
ـ اطلاعات (روزنامه)، نشریه ۲۸ هزار روز تاریخ ایران و جهان.
ـ اطلاعات، ضمیمه، مورخ ۱۴ آبان ۱۳۷۳، سلسله گزارش‌های متفقین در ایران.
ـ‌ اطلاعات (روزنامه)، ضمیمه شماره ۱۴۵۱۱.
ـ‌ امین سبحانی، ابراهیم، گرفتاری‌های اقتصادی ناشی از جنگ (مقاله)، مجله سروش، شماره ۱۶۶.
ـ بودوئن، فردیناند، (۱۳۴۷)، اقتصاد نوین، ترجمه احمد نامدار، ج۲، تهران: چاپ و انتشارات اقبال.
ـ پورداوود، ابراهیم، (۱۳۳۱)، هرمزدنامه، چاپ دوم، تهران: انتشارات فروهر.
ـ تروی ثیک، ج۱. (۱۳۶۲)، تورم، راهنمایی بر بحران در تئوری اقتصادی معاصر، مترجمان حسین عظیمی، حمیدرضا غفارزاده، تهران: انتشارات امیرکبیر.
ـ تولند، جان، (۱۳۶۲)، چهره واقعی هیتلر، ترجمه محمد بامداد، تهران: انتشارات هفته.
ـ دورانت، ویل و آریل، (۱۳۶۵)، تاریخ تمدن، جلد یازدهم، عصر ناپلئون، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
ـ ساموئلسون، پل، (۱۳۵۰)، اقتصاد، ترجمه حسین پیرنیا، جلد اول، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
ـ شوئل، فرانک، (۱۳۶۳)، آمریکا چگونه آمریکا شد، ترجمه: ابراهیم صدقیانی، تهران: انتشارات امیرکبیر.
ـ شهیدی، ابوالقاسم، (۱۳۵۳)، خاطره‌ای از دخالت‌های ناروای بیگانگان، مجلۀ خاطرات وحید، ش۱۹.
ـ‌ قبادی، فرخ و رئیس دانا، فریبرز، (۱۳۶۸)، پول و تورم، تهران: انتشارات پیشبرد.
ـ قدیری اصلی، باقر، آخرین دور مبارزه با تورم در ایران (مقاله)، تهران: مجله تحقیقات اقتصادی، شمارۀ ۳۸ـ۳۷.
ـ کتابی، احمد، (۱۳۷۱)، تورم، علل، آثار و راه‌های مقابله با آن، چاپ سوم، تهران: چاپ و انتشارات اقبال.
ـ کندی، پال، (۱۳۷۱)، ظهور و سقوط قدرت‌های بزرگ، ترجمه م.‌قائد و دیگران، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
ـ مارکانت، هانری، (۱۳۴۳)، زردهای سرخ، ترجمه: هوشنگ منتصری، تهران: مؤسسه مطبوعاتی عطائی.
ـ مهاجر ایروانی، امان‌الله، (۱۳۴۸)، مبانی سیاست اقتصادی، تهران: انتشارات امیرکبیر.
ـ نهرو، جواهر لعل، (۱۳۵۱)، نگاهی به تاریخ جهان، ترجمه محمود تفضلی، جلد دوم، تهران: انتشارات امیرکبیر.
Encyclopeida Britanica (۱۹۸۴). Micropedia, ۱۵th Edition.
International Encyclopedia of Social Sciences (۱۹۶۸).
Menzel. K. H. (۱۹۷۰). Staat System Und Weltpolitik.

مشاهده خبر در سایت اطلاعات