اطلاعات آنلاین - علی البرزی : پشت شیشه یک تاکسی زردرنگ، برگه‌ای ساده نصب شده است، نه تبلیغی برای جذب مسافر، نه شماره تلفنی برای سفارش سفر و نه وعده‌ای برای کسب درآمد بیشتر. چند سطر نوشته است که شاید در نگاه نخست، تنها یک اطلاع‌ رسانی معمولی به نظر برسد اما کمی دقیق‌تر که به آن نگاه کنیم با روایتی از جنس احترام، قدرشناسی و مسئولیت اجتماعی مواجه می‌شویم.

روی این برگه نوشته شده است: «به یاد سربازان تیپ ۳۸۸ ارتش، تا آخر عمر جابه‌جایی سربازان رایگان است.»

همین چند کلمه کافی است تا ذهن از هیاهوی خیابان فاصله بگیرد و به معنای عمیق‌تری از انسانیت برسد، راننده‌ای که می‌توانست مانند بسیاری دیگر، خود را تنها در چارچوب یک شغل و حساب‌ و کتاب روزانه تعریف کند، تصمیم گرفته است بخشی از درآمد و منفعت شخصی خود را به ادای احترام به سربازانی اختصاص دهد که نام و یادشان برای وی فراتر از یک عنوان نظامی است.

این نوشته، در روزگاری که بسیاری از مناسبات اجتماعی با معیار سود و زیان سنجیده می‌شوند، یادآور حقیقتی ساده اما فراموش‌ شده است، هنوز هم می‌توان بی‌آنکه چشم‌انتظار پاداشی بود، برای دیگری کاری کرد، می‌توان از داشته‌های کوچک خود سهمی برای قدردانی کنار گذاشت و می‌توان احترام را نه در سخنرانی‌ها و شعارها بلکه در رفتار روزمره به نمایش گذاشت.

«سرباز» در ذهن عموم افراد جامعه بیشتر با لباس نظامی، پوتین، پادگان و روزهای دوری از خانه شناخته می‌شود اما پشت این تصویر، انسانی ایستاده است که وی هم دلتنگ می‌شود، نگران خانواده‌اش است، روزهای دشوار خدمت را پشت سر می‌گذارد و گاه بی‌آنکه دیده شود، مسئولیتی سنگین را بر دوش می‌کشد، خدمت سربازی، فارغ از بحث‌ها و نگاه‌های متفاوت به آن، بخشی از تجربه اجتماعی چندین نسل از ایرانیان بوده است.

در چنین شرایطی، اقدام این راننده تاکسی را نباید تنها یک خدمت رایگان یا تصمیمی اقتصادی تلقی کرد، ارزش اصلی این حرکت در پیامی است که به جامعه منتقل می‌کند، اینکه قدردانی از مدافعان میهن به امکانات بزرگ، مراسم رسمی و مناسبت‌های تقویمی نیاز ندارد، گاهی یک صندلی خالی در تاکسی، یک مسیر رایگان و چند خط نوشته، می‌تواند معنایی به وسعت یک فرهنگ داشته باشد.

شاید مسافران بسیاری هر روز از کنار این تاکسی عبور کنند و نوشته پشت شیشه را بخوانند، شاید سربازی با لباس نظامی سوار آن شود و برای لحظاتی احساس کند زحماتش از چشم جامعه دور نمانده است، شاید هم جوانی که هنوز لباس سربازی نپوشیده با دیدن این نوشته به معنای احترام متقابل و همبستگی اجتماعی بیشتر فکر کند.

نکته مهم همین‌جاست، ارزش بعضی رفتارها تنها به تعداد افرادی نیست که از آن بهره می‌برند بلکه به تعداد دل‌هایی است که با دیدن آن به مهربانی و مسئولیت‌پذیری امیدوارتر می‌شوند.

این تاکسی زرد شاید در میان انبوه خودروهای شهر، وسیله‌ای معمولی باشد اما نوشته پشت شیشه‌اش آن را به حامل یک پیام اجتماعی تبدیل کرده است، پیامی که می‌گوید احترام به سرباز، احترام به انسان، خدمت و مسئولیتی است که نباید فراموش شود.

گاهی برای ادای دین به مردان این سرزمین، نه تریبونی لازم است و نه تشریفاتی؛ کافی است انسانی تصمیم بگیرد مهربانی را به بخشی از زندگی روزمره‌اش تبدیل کند، این راننده، با یک برگه کاغذ و یک تصمیم ماندگار، نشان داده است که قدردانی هنوز زنده است، حتی اگر جایگاهش پشت شیشه یک تاکسی زرد باشد.

*پی نوشت: تیپ ۳۸۸ ایرانشهر ارتش چندی پیش در جریان تجاوز آمریکا به خاک کشورمان مورد هجوم ناجوانمردانه دشمن قرار گرفت که به شهادت چندین نفر از کارکنان و سربازان این تیژ منجر شد، این تیپ در شهری باستانی به نام بمپور واقع شده است.

مشاهده خبر در سایت اطلاعات