به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، این کتاب با عنوان «زندگی در تکه‌ها: عشق ما، قتل او، مقاومت من» (A Life in Fragments) به قلم مارینا لیتویننکو و با همکاری امیلی فیربرن منتشر شده است؛ اثری که به گفته منتقدان، فراتر از یک روایت شخصی، گواهی قدرتمند بر بیدادگری‌های یک حکومت مافیایی است.

تصویر معروف بستر مرگ لیتویننکو در بیمارستان لندن، با آن نگاه خیره و سرکش در نوامبر ۲۰۰۶، به نمادی جهانی از بی‌رحمی روسیه پس از هزاره جدید تبدیل شد. تحقیقات عمومی نشان داد که پوتین احتمالاً دستور این ترور را صادر کرده بود. اما مارینا در کتاب خود تلاش کرده است تا همسر متوفایش را نه به عنوان یک چهره صرفاً قربانی و تراژیک، بلکه به عنوان انسانی پرشور روایت کند. او در کتاب می‌نویسد: «ساشا شریکی مهربان، پدری رئوف و خوش‌بینی تغییرناپذیر بود که همیشه بهترین ویژگی‌ها را در آدم‌ها می‌دید.»

مارینا در سراسر کتاب از پذیرفتن برچسب «بیوه» سرباز می‌زند و صراحتاً می‌گوید: «هرگز با این واژه احساس راحتی نکردم.» او به جای قبول کردن جایگاه یک قربانی منفعل، تصمیم گرفت پرچم مبارزات همسرش را زمین نگذارد؛ مبارزه‌ای که نه تنها کرملین پوتین، بلکه سیاستمداران زبون غربی را نیز به چالش کشید.

روایت پنهان‌کاری‌ها

این کتاب حاوی جزئیات تلخ و تکان‌دهنده‌ای از روزهای پایانی زندگی لیتویننکو است. مارینا در کتاب یادآور می‌شود که عصر روز دیدار همسرش با قاتلان (آندری لوگووی و دیمیتری کووتون) در هتل میلنیوم، ساشا به شدت بیمار شد و به او گفت: «مارینا، حالم خوب نیست. شاید مسموم شده باشم.»

او همچنین به چالش‌های حقوقی و سیاسی دردناک پس از قتل همسرش اشاره می‌کند؛ از امضای بیانیه‌ای که پوتین را متهم می‌کرد و او درباره‌اش می‌نویسد: «نگاه خیره و سخت ساشا گویی می‌گفت: من هرگز خاموش نخواهم شد»، تا سنگ‌اندازی دولت وقت بریتانیا (به رهبری ترزا می) که از ترس خشمگین کردن مسکو، مدت‌ها از برگزاری تحقیقات عمومی سر باز زد.

کتاب «زندگی در تکه‌ها» روایتی از زنی شجاع و سرسخت است که تبعید، فقدان و سایه تهدیدهای مداوم کرملین نتوانست اراده‌اش را بشکند. مارینا در این اثر تأکید می‌کند که با وجود ترور همسرش و حتی سرقت فایل‌های مربوط به پرونده پولونیوم از آپارتمانش پس از قتل بوریس برزوفسکی، مبارزه همچنان جریان دارد. او با اشاره به اینکه پوتین را «مستبدی هم‌تراز با استالین» می‌داند، کتاب را با این جمله قدرتمند به پایان می‌برد: «ساشا ممکن است رفته باشد، اما صدای او در من زنده است. مبارزه او، مبارزه من است.»

مشاهده خبر در سایت اطلاعات