از قدیم یک اصل در روابط محله ای وجود داشت که گفته می شد «گنده لات محل بعضی وقت ها یک جوان بی باک و به قولی کله خر را برای اهداف غیرمستقیم خود بکار می گرفت، اما همان نوچه بی نام و نشان بعدها چنان می شد که احساس گنده لاتی می کرد و به اصطلاح کوچه بازاری، به یک گنده باقالی تبدیل می شد که دیگر نه فقط از ارباب خود حساب نمی برد، بلکه حتی برایش تعیین تکلیف هم می کرد.»

این موضوع در سیاست، روابط بین الملل و تعامل میان کشورها نیز دیده می شود. گروه القاعده، نوچه ای بود که روزگاری نه چندان دور برای جنگ با شوروی سابق تشکیل شد و چنان قدرت گرفت که برای سالیان دراز اربابان خود را به زحمت انداخت و با حمله انتحاری به برج های دوقلو، زایندگان خود را بیدار کرد.از این دست مثال ها بسیار است، اما رژیم اسرائیل از نوع نادر نوچه های نیابتی است که حالا برای سازندگانش به اصطلاح شاخ شده است.

دولت یهودی از ابتدا برای پیشبرد اهداف دولت های غربی ساخته شد.سالیان درازی بود که تل آویو بدون هیچ نگرانی و هراسی برای ملت های منطقه عربده کشی می کرد. زبان تل آویو در برابر اعراب، زبان زور و تهدید و تحقیر بود و طی هشت دهه گذشته به مثابه ارباب و رعیتی با آنان مواجهه داشت؛ این مقدور نبود مگر به لطف حمایت های سخاوتمندانه دولت های آمریکایی و اروپایی!

اما اکنون گویا زبان و لحن و ادبیات اشغالگران قدس چرخیده است و نیش آن دارد کشورهای اروپایی و حتی تا حدودی دولتمردان آمریکایی ها را می نوازد.نحوه و رویه رفتاری دولت های اسرائیل در سطح منطقه اکنون دو سه دهه است که نه تنها از کنترل برادر بزرگترها خارج شده است که حتی برای آنان مصلحت اندیشی هم می کند .از همین رو است که اکنون بخشی از حامیان سنتی اروپایی در برابر اسرائیل قرار گرفته اند؛ اگرچه هنوز دست از حمایت کامل آن نشسته اند.

واقعیت این است که رژیم صهیونیستی دیگر مانند گذشته از برادران بزرگتر تبعیت نمی کند و انگار رویه و زبان تهدید، زور و تحقیر را در تعامل با آنان بکار می گیرد که آشکارترین نمونه آن را می توان در چالش هفته های اخیر میان تل آویو و لندن شاهد بود؛ جایی که کار به تهدید تعطیلی کنسولگری انگلیس در بیت المقدس کشید. اسرائیلی ها علاوه بر انگلیس و اسپانیا و برخی کشورهای اروپایی و حتی نهاد حقوقی و قضایی بین المللی (دادگاه لاهه)، حالا با خود آمریکایی ها نیز سرشاخ شده اند. نمونه آن، درگیری لفظی ماه های گذشته میان ونس با نتانیاهو و مقام های صهیونیستی است .

در خصوص جنگ علیه ایران نیز همچنان حرف و حدیث های زیادی وجود دارد که به دلیل رفتارهای فریبکارانه و پنهانکاری ترامپ، ابعاد اختلافات دو طرف مبهم و پوشیده است. هنوز برخی اعتقاد دارند که اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه بدون هماهنگی با ترامپ کار را شروع و او را مجبور کرد وارد جنگ شود. نمونه دیگر اختلاف دو طرف در ترور مقام ها و فرماندهان، از جمله دکتر علی لاریجانی است که هنوز هم مشخص نشده واقعیت ماجرا چه بود. اما این فرض که اسرائیلی ها به نظرات ترامپ اعتنا نکردند، فعلا قوت بیشتری دارد. حتی آنطور که مشخص است، در خصوص هدف های حملات هوایی نیز اختلافاتی میان این دو وجود داشته است.

نشانه ها و شواهد حاکی از این است که اسرائیلی ها دارند به یک گنده لات برای اربابان خود تبدیل می شوند، نوچه کوچکی که حالا برای آنها شلنگ تخته می اندازد و در طراحی برنامه های راهبردی آنان بخصوص آمریکایی ها اثرگذار است.باز هم نشانه ها و شواهد حکایتگر آن است که ترامپ این روزها به شدت تحت تاثیر نتانیاهو قرار دارد و اوست که برایش زمین بازی را تعیین می کند.

نتانیاهو جنگ می خواهد، چراکه بدون جنگ مانند ماهی بدون آب از نفس می افتد.ادامه این روند برای قدرت های غربی حامی اسرائیل تاکنون هزینه زا بوده است، اما از این پس هزینه های این نوچه افسار پاره کرده بیشتر هم خواهد شد. شهروندان آمریکایی از حالا باید منتظر باشند که هر از گاهی این نوچه نیابتی، جنگ جدیدی برای کشورشان راه اندازی کند. زمینه های درگیری هم در منطقه وجود دارد؛ از سوریه و مصر تا ترکیه و حتی اگر دستشان برسد پاکستان!

اما معلوم نیست گربه رقصانی های این نیابتی افسار گسیخته به منطقه خاورمیانه چه فرجامی خواهد داشت. با ادامه این روند، رژیم صهیونیستی چالش اساسی نظم بین المللی در آینده خواهد بود و در صورت مهار نشدنش، جهان را به آشوب خواهد کشید.

مشاهده خبر در سایت اطلاعات