به گزاش اطلاعات آنلاین، دانتورن نخست این تحسین را باور کرد امااین ارتباط عاطفی و ادبی خیلی زود پرده از یک شبکه کلاهبرداری تیره و تار جهانی برداشت و این جریان ابعاد تازهای از سوءاستفاده هوش مصنوعی از نام و نثر نویسندگان بزرگ برای به دام انداختن قربانیان را آشکار کرد.
همه چیز با یک ایمیل سفارشی و تحسینبرانگیز آغاز شد. فرستنده مدعی شده بود آتوسا مشفق، خالق رمان پرفروش «سال استراحت و آرامش من»، است که در میان مشغلههای ادبیاش فرصتی یافته تا برای دانتورن نامه هواداری بنویسد. پاسخ دانتورن به این پیام، وارد مکالمهای عمیق درباره خلق اثر و دغدغههای روحی نویسندگی شد. اما نقطه فروپاشی این رویا زمانی بود که آتوسا مشفقِ قلابی پس از جلب اعتماد، پیشنهاد داد دانتورن برای درک بهتر آثارش به صفحه آمازون او مراجعه، و در نهایت برای معرفی کتابها در باشگاههای کتاب، مبالغی را واریز کند!
این ایمیل ساختگی تنها یک نمونه از پدیدهای گستردهتر است. مدلهای هوش مصنوعی پیشرفته، به دلیل آموزش روی میلیونها جلد کتاب از جمله آثار آتوسا مشفق و دیگر نویسندگان بزرگ، اکوسیستم متنی، لحن و طرز تفکر آنها را به دقت تقلید میکنند. نتیجه این امر، تولید ایمیلهای فوقالعاده متقاعدکنندهای است که نه تنها فیلترهای اسپم را دور میزنند، بلکه نقاط ضعف عاطفی قربانیان را هدف قرار میدهند.
با پیگیریهای دانتورن برای کشف مبدأ این پیامها، ردپای کلاهبرداری به جای دفاتر ادبی، به مراکز کلاهبرداری در جنوب شرقی آسیا (کشورهایی مانند فیلیپین و میانمار) رسید. این مجتمعها که توسط باندهای جرم و جنایت اداره میشوند، هزاران قربانی قاچاق انسان را در شرایطی شبیه به زندان نگهداری میکنند. کارگران تحت فشار و شکنجه مجبورند با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی و قالبسازی با نامهای مستعار یا چهرههای جعلی ادبی همچون مشفق، دست به کلاهبرداریهای مالی بزنند.
یکی از گردانندگان سابق این مراکز در مصاحبهای گفته بود: «کار ما دقیقاً مانند داستاننویسی است؛ همه چیز حول سوءاستفاده از احساسات میچرخد. ما فقط رویا میسازیم.» در این تجارت چندمیلیارد دلاری، کلاهبرداران حتی استودیوهایی با دکور بانک یا اداره پلیس ساختهاند تا تماسهای تصویری عاطفی را واقعنمایی کنند.
در نهایت، رویای نویسنده برای رو کردن دست یک شرور اینترنتی، به واقعیتی تلخ بدل شد. او دریافت که در آن سوی صفحه نمایش، نه یک هیولای فضای مجازی، بلکه انسانی اسیر و دور از خانه در اتاقکی عایق صدا نشسته است که زیر فشار و تهدید نگهبانان مسلح، مجبور است خطوطی عاشقانه و تحسینبرانگیز را برای قربانیان جدید تایپ کند.

