اما کشمکشها فقط خونین نیستند، برخی احتمال خونین شدن در آینده را دارند و برخی دیگر رنگ و بوی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارند. در یک کلام نه فقط با کمی تنش روبرو نیستیم، بلکه تنشها حالت تورمی داشته و دارند و پایان نزدیکی را در افق خود به نمایش نمیگذارند.
این کشمکشها بصورت مختلف قابل تقسیمبندی هستند. برخی کشمکشها ساختاری و کهناند و برخی جدید و نوین. گروهی از آنها با مداخله مستقیم قدرتهای بزرگ همراه است و برخی صرفاً با بازیگران محلی روبرو میباشند. در برخی غلظت استراتژیک و نظامی، و در گروهی دیگر چگالی اقتصادی بالاست.
در یک نگاه کلی اما میتوان کشمکشهای کنونی روابط بینالمللی را به کشمکشهای خرد و کشمکشهای کلان تقسیم کرد. منظور از کشمکشهای خرد، نه کشمکشهای کم اهمیت، بلکه کشمکشهایی است که دایره تأثیر آنها محدود میباشد، اما کشمکشهای کلان، دائره تأثیر جهانی دارند. در حال حاضر ما با کشمکشهای کلانی روبرو هستیم که عمدتاً حول شکل دادن به نظم آینده جهانی میچرخند. این کشمکشها، جدّی، پردامنه و بسیار پرلایه میباشند.
چگونه میتوان کشمکشهای کلان در مورد نظام بینالمللی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا باید «ماهیت کشمکشهای کلان»، سپس «فرسایشهای بینالمللی» و نهایتاً «جدی بودن کشمکشها» را مورد مداقه قرار داد.
در مورد ماهیت کشمکشهای کلان در روابط بینالمللی باید گفت هرچند که در سطح جهانی، ما هیچگاه اقتدار مرکزی و قدرت غالب همهجانبهای مانند اقتدار دولتها را داخل سرزمینهای خود نداشتهایم، اما با دو پدیده مهم بطور پیوسته روبرو بودهایم:
پدیده اول، نظام بینالمللی است. منظور از نظام بینالمللی، ساختار قدرت و چگونگی توزیع قدرت در سطح جهانی است. در این خصوص با نظامهای بینالمللی تک قطبی، دو قطبی و چند قطبی و کنسرتوار در گذشته روابط بینالمللی روبرو هستیم.
اما پدیده دوم، نظم بینالمللی میباشد. منظور از نظم بینالمللی، مجموعه و منظومه قواعد، هنجارها و نهادهایی است که در ساختارهای بینالمللی، کنش و واکنشهای بین بازیگران را تنظیم میکنند. البته بین نظام بینالمللی و نظم بینالمللی ارتباطی عمیق وجود دارد.
بعد از جنگ دوم جهانی، ساختار قدرت در دنیا درگرگون شد و ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان دو ابرقدرت جهانی، نظام جهانی را شکل دادند. اما در این میان، ایالات متحده نظمی جهانی را با راهاندازی سازمان ملل متحد به عنوان نهاد اصلی بینالمللی، همراه با چندین سازمان بینالمللی پایه ای مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را سامان داد. در کنار این نهادها قوانین و مقررات حقوق بینالمللی با محوریت حاکمیت ملی توسعه پیدا کرد و سامانه و نظمی در جهان شکل گرفت. البته هیچکدام از آنها در خلاء بوجود نیامدند و آمریکا هم تنها شکلدهنده نبود ولی مخصوصاً در راهاندازی کنفرانس سانفرانسیسکو، به عنوان کنفرانس تأسیس سازمان ملل متحد در ۱۹۴۵ نقشی کلیدی ایفا کرد.
مجموعه و منظومهای که نظم بینالمللی را فراهم آوردند، دگرگونی های قابل توجهی را در بیش از هشتاد سالگی که از تأسیس سازمان ملل متحد میگذرد، بخود دیدهاند ولی آنچه برجسته است ادامه این نهادها در عین فرسایش آنهاست؛ بدین صورت که تقریباً تمام نهادهای بینالمللی ایجاد شده بعد از جنگ دوم جهانی، هنوز ادامه حیات میدهند.
هنوز در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تقریباً همه رهبران کشورهای عضو، همانگونه که سپتامبر گذشته (شهریور و مهر ۱۴۰۵) نشان دادند، شرکت میکنند. هیچ کشوری حاضر به ترک عضویت از سازمان ملل متحد نیست. اما شکی نیست که نهادهایی مثل سازمان ملل دچار فرسایش شده و مخصوصاً در مسائل مربوط به تأمین امنیت بینالمللی و جلوگیری و متوقف کردن جنگها، دچار فرسودگی اساسی شدهاند. جالب آنکه عمدهترین فرسایش و ضربههای هولناک به پیکره هنجارها و نهادهای نظمبخش بینالمللی توسط ایالات متحده در دهههای اخیر مخصوصاً در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ وارد شده است.
این دو پدیده، یعنی «ماندگاری نهادهای بینالمللی» و «فرسایش جدی» آنها با دگرگونیهایی در ساختار قدرت بینالمللی مخصوصاً با برآمدن همهجانبه چین به عنوان یک قدرت مؤثر جهانی و همچنین دگرگونیهای مختلف، ازجمله ظهور جنوب جهانی، دستاندرکاران و پژوهشگران روابط بینالمللی را وادار به فکر و اندیشه در ماهیت کشمکشهای کلان و نظم در حال شکلگیری جهانی کرده است.
اغراق نیست اگر گفته شود که راهاندازی دهها پروژه مطالعاتی و مرکز تحقیقاتی در گوشه و کنار جهان نشاندهنده جدیت کشمکشهای نوین و نظم در حال شکلگیری جهانی است. بطور نمونه باید گفت مدرسه اقتصاد دانشگاه لندن، «واحد تحقیقاتی نظمهای جهانی»، بنیاد کارنگی، «برنامه نظم و نهادهای جهانی» دانشگاه پرینستون، «ابتکار بازاندیشی نظم جهانی» دانشگاه راسکاید دانمارک، «مرکز حکومتداری و نظم بینالمللی» و «مرکز نظامهای جهانی و چین» را راهاندازی کردهاند و انتشارات دانشگاه کلمبیا، مجموعهای از کتابهای تحقیقاتی درخصوص نظم و سیاست بینالمللی را به چاپ رسانده است.
اینها همه نشانگر آن است که کشمکش کلان در مورد چگونگی نظام بینالمللی و نظم بینالمللی در حال شکلگیری است.
![[سیدمحمدکاظم سجادپور] کشمکشهای کلان در روابط بینالملل](https://media.ettelaat.com/d/2025/04/13/4/284590.jpg?ts=1744572854000)
