به گزارش اطلاعات آنلاین، شخصیت کوروش بیش از هر پدیده دیگری بازتابدهنده تناقضها، شورها و تنشهای پنهان در حافظه تاریخی ماست. درباره این چهره باستانی، کمتر نگاه خنثی و بیطرفانهای وجود دارد؛ به نحوی که او را میتوان کانون طیفی از افراط و تفریطهای تند بهشمار آورد. در سالهای نخستین پس از انقلاب، نام او گاه در ردای پادشاهانی ستمگر و ضد مردمی تنزل یافت، در حالی که در سوی مقابل، برخی مفسران و اندیشمندان اسلامی او را با «ذوالقرنین» موصوف در قرآن کریم یکی دانسته و تا حد یک مصلح الهی ستودهاند.
این دوگانگی مفهومی، زمانی پیچیدهتر شد که استوانه و نام کوروش به ابزاری برای منازعات و مطامع سیاسی داخلی درآمد و گاه حتی با شدت گرفتن جریانات ناسیونالیستی و گریزهای نوستالژیک به دوران باستان در دهههای اخیر، این شخصیت به نمادی پرمخاطب برای نسل جوان بدل شد؛ واکنشی که در نقطه مقابل، با محدودیتهای شدید امنیتی، انسداد جادههای منتهی به پاسارگاد و ممنوعیت تجمع در روز هفتم آبان مواجه شد.
با وجود تمام این دیدگاههای متناقض، کشمکشها و سیاستورزیها، نمیتوان منکر وجود شخصیتی تاریخساز شد که منشور حقوق بشرش هنوز در مجامع بینالمللی میدرخشد. اما سهم این چهره بزرگ از دنیای هنر، سینما و ادبیات داستانی چقدر بوده است؟ در پاسخ باید گفت به دلایل مختلف سیاسی، امنیتی و بودجهای، جای خالی او در سینمای جهان و ایران به شدت احساس میشود. در ادامه، نگاهی میاندازیم به معدود آثار سینمایی و داستانی مرتبط با این پادشاه هخامنشی.
غیبت بزرگ در سینما
در صنعت سینمای ایران، به دلیل سیاستهای رسمی و دغدغههای مختلف، فیلم مستقلی با محوریت مستقیم زندگی کوروش ساخته نشده است. در سطح جهانی نیز هالیوود ترجیح داده سراغ اسکندر مقدونی یا خشایارشا (با روایتهای اغلب تحریفشده) برود. با این حال، نام کوروش به صورت غیرمستقیم در آثار تاریخی حضور داشته است که از آن جمله میتوان به فیلم «تومیریس» (Tomyris ۲۰۱۹) اشاره کرد. این اثر حماسی و پرهزینه قزاقستانی، داستان ملکه ماساگتها را روایت میکند. «غسان مسعود» (بازیگر نامآشنای فیلمهای تاریخی) در این اثر در نقش کوروش کبیر ظاهر شده است. ساختار فیلم به گونهای است که کوروش را نه به عنوان قهرمان اصلی، بلکه در تقابل با ملکه قزاق به تصویر میکشد، اما از معدود آثار باکیفیتی است که شمایلی سینمایی از او ارائه میدهد.
تلاش ادبی
برخلاف سینما، نویسندگان داخلی و خارجی در قالب کتابهای تاریخی آمیخته با زبان روایت تلاش کردهاند به جهان درونی و فتوحات کوروش نزدیک شوند؛ هر چند حجم آثار صرفا تاریخی بیش از آثار ادبی است ولی در میان آثار پژوهشی و تاریخی نیز به دلیل شکل روایت برخی از آنها، میتوانند مانند داستان خوانندگان زیادی را جذب خود بکنند. از آن جمله میتوان به آثار زیر اشاره کرد:
« کوروشنامه» (کوروپدیا) اثر گزنفون: قدیمیترین متن داستانی-تعلیمی تاریخ که مورخ یونانی در آن با نگاهی آرمانگرایانه، تربیت و کشورداری کوروش را به رشته تحریر درآورده است.
«کوروش کبیر» اثر هارولد لمب: اثری بسیار جذاب از تاریخدان آمریکایی (با ترجمه روان دکتر صادق رضازاده شفق) که از نوجوانی تا اوج قدرتگیری بنیانگذار هخامنشی را با نثری پرکشش روایت میکند.
«کوروش کبیر» اثر آلبر شاندور: زندگینامهای داستانی و خوشخوان از نویسنده فرانسوی (با ترجمه استاد محمد قاضی) که زوایای انسانیتر و ملموستری از زندگی او را نشان میدهد.

