در این شرایط تاریخی، که از جهت توالی رویدادها و تحولات مهم جهانی، شاید نظیره‌ای نداشته باشد، هر شهروند و انسان مسئول و با شرافتی باید برای دفاع و حفظ وطن و خانه و کاشانه «از جای برخیزد و یک گام فرا پیش نهد» و مسئولیت خود را در برابر، خداوند بزرگ، مردم و میهن، و وجدان خود؛ بفهمد و برای روز واقعه یا سالهای تحول و تغییر، به انجام رساند.

روز واقعه ممکن است جنگی بزرگ و دوران‌ساز باشد و اگرنه، سالهای تحول و تغییر در پیش است. هر دو راه صعب و نفس‌گیر است، ولی ایران و ملّت ایران نیز همواره با دشواری و گام نهادن در راههای سخت و صعب‌تر از این زمان زیسته و سربلند بوده است.

در هیچ زمانی از تاریخ، مردم تا این اندازه اثرگذار و صاحب اطلاع و تاریخ‌ساز نبوده‌اند. تاریخ همچون تانکی از روی سر ما می‌گذرد و ما همچنان زنده و آگاه به سرنوشت، به پیش می‌رویم. ایران پل فیروزه، پیوند دهندۀ فرهنگ‌ها و سدّ بزرگ جهان در برابر وحشت و وُحوش، و تجاوز و ایلغار و آزمندی استعمار کهنه و جدید است. ملت و فرهنگ و تمدنی که در این زمین و سرزمین بالیده و از پیشاتاریخ تا امروز به حیات خود ادامه داده است، همچنان وظایف دشوار و دشمنان پرشمار دارد.

برانگیختن ملّت، به فرمایش و شعار و نمایش میسّر نخواهد شد. به صدق و آگاهی و قدرت و عدل و عزم تحقق می‌یابد. دولتمردان و سیاستگران و مدیران و افسران کشور باید اول از همه چشم به امداد ملّت داشته باشند و سپس در لحظات دوران‌ساز استمداد ملّت را طلب‌ کنند. این گذرگاه دشوار تاریخی، فرصتی یگانه برای نظام و دولت ایجاد کرده که نباید از دست برود.

دشمن مشترک ایرانیان، با مبعوث کردن لشکریان و ابزارهای تخریب و خونریزی، از دریا و زمین و هوا به میهن هجوم کرده‌اند. پس لازم است تمام طبقات و اصناف و گروههای مختلف از روستایی و شهری، زن و مرد، پیر و جوان یگانه و همبسته و هم‌پیمان شوند تا این خانه و مرز و موجودیت آن بماند و عزیز باشد و ببالد و به خاورمیانه و آسیا و جهان نور و روشنی بخشد. به فضل خدا چنین خواهد شد و به قول حافظ شیراز:

از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دلِ ماست

اما غرض از نوشتن این یادداشت، برانگیختن عواطف و شور میهنی و تاریخی نیست. نقد و گلایه است از کسانی که در این عهد پرصعوبت و شگفت‌انگیز، غمی ندارند جز آنکه در خیالات و اوهام سخن بگویند و سیاست بگذارند و با جمعی از خودبزرگ پنداران، بر رقبای دیروز و پریروز مشتی بکوبند و خود را ناجی و معیار و مفتاح مملکت بنامند، بی‌آن‌که باری از دوش دولت و ملّت بردارند.

گاهی انسان دچار حیرت می‌شود از ناپختگی سردسته‌های این جماعات که سروصدای بسیار دارند، اما بی‌پروا به همه چیز می‌پردازند و می‌تازند، بی‌آن‌که امروز یا فردا، مسئولیت آن را بپذیرند یا پاسخگو باشند. در میان غوغای کرکنندۀ «مرگ بر آن سیاستمدار» و «به محکمه بردن آن دولتمرد» و «خائن خواندن دیپلمات» و «سنگ افکندن به وزیر» و «ناسزا گویی به رئیس جمهور» و «مخالفت با مذاکره و مأموران دولت و نظام»، دربارۀ سیاستهای حسّاس مملکت و جهان هم نسخه می‌پیچند و حتی ندانسته یا دانسته به بزرگترین دشمن ایران و بشریت، جنگ افروزان صهیون، وسیلۀ تبلیغات و برهان جنگ می‌دهند.

این معمّا را چگونه باید حل کرد که در آستانۀ انتخابات رژیم صهیونیستی در اسرائیل، وقتی نتانیاهوی جنگ افروز و جنایت‌پیشه، از خطر هسته‌ای ایران سخن می‌گوید، ناگاه سخن و مدعا و حتی کلیپی از حمله اتمی به آن رژیم غاصب فراهم شود تا نخست‌وزیر بدنام بدان استشهاد کند و علاوه بر استفادۀ تبلیغاتی، کشورهای منطقه را نیز دچار هراس و بیم از ایران نماید. رژیم صهیون تعداد زیادی سلاح اتمی تلنبار کرده و یک بار بدان اعتراف یا برای آن تبلیغات نکرده است. همواره از درِ انکار وارد شده و نه تنها سلاح اتمی، که هیچکدام از تجاوزات و ترورها و تخریب‌ها و جنایاتی را که مرتکب شده برعهده نمی‌گیرد.

راه درست در سیاست و جنگ، زیرکی است و همبستگی ملی و نیز بستن راه نادانان و نفوذیان، که هر یک سهم خود را در آسیب زدن به میهن و ملت ادا می‌کنند. کشوری که در حال جنگی مهیب با چندین کشور است یک رهبر، یک دولت و یک سخنگو دارد و باید داشته باشد. نه آن که هر لحظه و هر ساعت خبری، منتشر شود که کسی فرمایش تازه و خلاف رأی دولت و مصلحت ملت و خسارت به منافع ملی را روانه بازار تبلیغات بیهوده سازد تا دکان خود را گرم کند! این که از ان پی تی خارج شویم یا چه سیاستی در مسیر نظامی و تسلیحاتی و هسته‌ای در پیش گیریم، کار هر ناپخته و بی‌مسئولیتی نیست.

امروز آمریکا و مستعمراتش، به‌ویژه صهیون جنایتکار، صیادان این نوع اظهارات و اظهار وجودها هستند. سیاست ما در برابر آژانس و در آینده کشور و جنگ، جز بر مصلحت و واقعیت نباید مبنای دیگری داشته باشد. حفظ مرزهای کشور و منافع ملی و حرکت در جهت امنیت پایدار، با خودشیفتگی و بیان اظهارات ناپخته از سوی افراد بی‌تجربه، فاقد دانش و سابقه قابل قبول و دارای سوابق نامشخص، زهر مهلک است. خروج از آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای یا تغییر سیاست‌های راهبردی در تسلیحات کشور، برای دفاع یا موازنه یا بازدارندگی، نباید وسیله خودنمایی و شعاردادن در خیابان باشد. 

ملت مبعوث، اگر احساس وظیفه دارد و از سر وظیفه با خلوص و ایمان به خیابان پای می‌گذارد، برای امنیت و آرامش کشور، برای دادن اطمینان به ملتی است که از چندین جانب مورد هجوم و کشتار و تخریب قرار گرفته است. مرهمی بر زخم بگذارید تا لشکریان دلاور ایران پشتوانه قدرتمند داشته باشند و دولت با قوت و همت به معیشت و امور حیاتی بپردازد و دشمن روی تفرقه مردم یا سیاستگران و احزاب و گروه‌های سیاسی حساب باز نکند. فرقه‌گرایی و تفرقه، در این لحظه از تاریخ، خیانت به کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی است. 

نگر تا تو دیوار او نفکنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی
(فردوسی)

مشاهده خبر در سایت اطلاعات