به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، فرای صراحتاً اعتراف میکند که شرلوک هلمز مسیر کل زندگی او را تغییر داده و تعیین کرده است. او که از کودکی شیفته آثار آرتور کونان دویل بود، در نوجوانی به عضویت انجمن شرلوک هلمز لندن درآمد. ماجراجوییهای او زمانی به اوج رسید که برای ارائه مقالهای درباره شباهتهای ادبی پروفسور موریارتی و گربه اسرارآمیز تی. اس. الیوت به لندن رفت.
آن سخنرانی به خوبی پیش رفت، اما ماندن طولانیمدت او در سینماها باعث شد سه روز دیرتر به مدرسه بازگردد و به عنوان دانشآموز گمشده اعلام شود. این ماجرا به اخراج او از مدرسه و حتی افتادنش در مسیر زندان ختم شد. با این حال، همین رخدادها نقطه عطفی شد تا زندگیاش را تغییر دهد، به دانشگاه کمبریج راه یابد و با دوستی چون هیو لوری آشنا شود؛ مسیری که او را به دنیای نویسندگی و هنر پیوند زد و همه اینها را مدیون آن شب خاطرهانگیز در انجمن شرلوک هلمز در دهه ۷۰ میداند.
فرای در ادامه به ریشههای خلق این اثر جاودانه میپردازد. شرلوک هلمز زاده ذهن آرتور کونان دویل، پزشک اسکاتلندی نیازمندی بود که برای جبران کمبود مراجعان مطبش به داستاننویسی روی آورد. انتشار نخستین داستان او یعنی «اتودی در قرمز لاکی» در سال ۱۸۸۷، او را به شهرت رساند. کونان دویل که روزی از بارهای سنگین شخصیت کارآگاه خسته شده بود، با پرت کردن او به آبشار رایشنباخ سعی کرد شرلوک را بکشد، اما خشم عمومی، از گریه خوانندگان تا بازوبندهای مشکیرنگ، او را وادار کرد دوباره قهرمانش را زنده کند. این اثر که هلمزپژوهان کل مجموعه ۶۰ عددی آن را «کانون» (The Canon) مینامند، چنان در اذهان عمومی ریشه دوانید که دهها هزار نفر از سراسر جهان، از ژاپن تا آمریکای جنوبی، به آدرس ۲۲۱ ب خیابان بیکر نامه مینوشتند و از هلمز تقاضای کمک داشتند یا حتی از دولت میخواستند به او لقب شوالیه بدهد.
چرا این شخصیت پس از یک قرن همچنان جذاب است؟ فرای پاسخ میدهد که جهان در سال ۱۸۸۷ و در آستانه پیچیدگیهای کلانشهر لندن به نظم و منطق هلمز نیاز داشت. او استدلال میکند که ابرقهرمانان کمیکبوکی امروزی مانند بتمن و سوپرمن، در واقع ادامه دهنده راه نخستین کارآگاه شنلپوش تاریخ هستند.
گرچه امروزه هوش مصنوعی و چتباتها جایگزین روشهای سنتی کشف حقیقت شدهاند و دنیا به سمت قدرتهای جادویی و خیالی رفته است، اما روش قیاسی و ذهن تحلیلگر هلمز همچنان در قالبهای مدرن از آزمایشگاههای CSI تا پایگاههای داده اسکاتلندیارد زنده مانده است. فرای در نهایت یادآور میشود که دنیای هلمز و واتسون جریانی پویاست که هر نسلی میتواند آن را بازآفرینی کند، بدون آنکه ذرهای از اصالت باشکوهش کاسته شود.

