به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، دیدن بازیگری که روحی در بدن ندارد و لکنت و خشکی عجیبی در رفتارش موج میزند، بحثهای جنجالی زیادی را در هالیوود به راه انداخته است: آیا روزی میرسد که ماشینها، بازیگران گوشت و پوستی را کاملاً از صحنه سینما حذف کنند؟
ماجرا فقط به بازسازی بازیگران متوفی یا قدیمی محدود نمیشود. سال گذشته وقتی از «تیلی نوروود»، نخستین بازیگر تماماً ساختهشده با هوش مصنوعی رونمایی شد، موجی از انزجار و ترس در سینما پیچید. امیلی بلانت، بازیگر سرشناس، ظاهر او را ترسناک خواند. با این حال، استودیوها عقبنشینی نکردند و قرار است تیلی نوروود به زودی در یک فیلم بلند سینمایی به ایفای نقش بپردازد.
شرکتهای فناوری ادعا میکنند که توانستهاند مشکل «دره وحشت» (همان حس تصنعی و ناخوشایندی که هنگام دیدن چهرههای دیجیتالی به انسان دست میدهد) را حل کنند. کمپانی Higgsfield امسال دو فیلم کاملاً ساختهشده با هوش مصنوعی منتشر کرد. عادل علیمجاناف، مدیر ۲۳ ساله این شرکت، معتقد است مقاومت در برابر این موج بیپایده است: «اگر زمان ورود خودرو به بازار با آن میجنگیدیم، هنوز همه سوار اسب میشدیم!»
اما سؤال اصلی این است: آیا یک مدل ریاضی میتواند حس پیچیده انسانی را درک کند؟
تیم وبر، مدیر جلوههای ویژه در شرکت مطرح فریماستور، با تردید به این موضوع مینگرد. او میگوید: «هوش مصنوعی فقط ظاهر چیزها و پیکسلها را میشناسد. رسیدن به نقشی که حس واقعی و عاطفه انسانی در آن جاری باشد، راه بسیار درازی در پیش دارد.»
برخلاف بازیگری متد که بازیگر برای رسیدن به نقش در اعماق روح و روان خود کاوش میکند، بازیگری با هوش مصنوعی دقیقاً عکس آن است. زک لاندن، فیلمساز انیمیشنهای دیجیتال، این فرآیند را به «عروسکگردانی» تشبیه میکند: «هوش مصنوعی بازیگر نیست. برای بازسازی خشم یا اندوه، مجبورید پارامترهای فیزیکی بدهید؛ مثلاً بگویید گوشه لبش کمی بلرزد، نگاهش به پایین برود و پلک بزند. اما نتیجه اغلب شبیه بازیهای اغراقآمیز سریالهای عامهپسند میشود.»
تصور کنید برای تولید هر فیلم، شخصیتهایی کاملاً سفارشی طراحی شوند. در چنین دنیایی دیگر نیازی به وجود واسطهای به نام «بازیگر» نیست. اما منتقدان میگویند بزرگترین شاهکارهای تاریخ سینما حاصل اتفاقات ناگهانی و درک عمیق انسانی روی صحنه بودهاند.
تای شریدان، ستاره فیلم «بازیکن شماره یک آماده»، میگوید: «گاهی درخشانترین لحظه بازیگری در کسری از ثانیه اتفاق میافتد و هیچکس دقیقاً نمیداند چرا بازیگر چنان نگاهی خلق کرد. این همان جادویی است که در پرامپتها و کدهای کامپیوتر گم میشود.»
در حال حاضر، دو دیدگاه در هالیوود شکل گرفته است: گروهی که هوش مصنوعی را ابزاری برای ارزانتر کردن هزینههای تولید و «مردمیکردن فیلمسازی» میدانند و گروهی که آن را خطری برای اصالت هنر میانگارند.
آیا رویکرد روباتیک و بازتولید تصنعی احساسات، آینده سینماست؟ یا اینکه روزی سالنهای سینما از فیلمهای بیروح هوش مصنوعی اشباع میشوند و مخاطبان دوباره به آغوش بازیگران واقعی بازمیگردند؟ جواب این سؤال را گیشه و سالهای آینده مشخص خواهد کرد. اما تا آن زمان، دیالوگ معروف وال کیلمر در فیلم «تومستون» شاید بهترین توصیف برای حس این روزهای سینماگران باشد: «چیز خاصی در او وجود دارد... چیزی اطراف چشمهایش مرا یاد خودم میاندازد؛ مطمئنم از او متنفرم!»

