به گزارش اطلاعات آنلاین، علی حاتمی سینماگری بود که تاریخ را نه مانند یک مورخ با متر و معیار تقویمی، بلکه از دریچه دوربین اختصاصی و با قلم شاعرانه خود مینگریست. به تعبیری او عاشق ایران بود؛ نه به معنی شعاری، بلکه به معنی همه سنتها، تاریخ، سربلندیها و حتی اشیا، ابنیه، قصهها، مراسم و اعتقادات.
حاتمی که با ساخت فیلمهای موزیکال و مردمی همچون «حسن کچل»، «طوقی» و «باباشمل» جایگاه خود را در سینما تثبیت کرده بود، در تابستان ۱۳۵۱ تصمیم گرفت نخستین تجربه تاریخنگارانه خود را در قالب فیلم «ستارخان» رقم بزند. او که همواره میخواست قصههای کوچه و بازار و داستانهای ماندگار سرزمینش را روایت کند، با جسارت تمام پا به میدان ساخت یک اثر تاریخی عظیم گذاشت.
تولید «ستارخان» به تهیهکنندگی پرویز صیاد و با بازی درخشان علی نصیریان در نقش ستارخان، عنایتالله بخشی در نقش باقرخان، عزتالله انتظامی در نقش حیدرخان عمواوغلی و پرویز صیاد در نقش علی موسیو آغاز شد.
تولید این پروژه بزرگ تاریخی شگفتیهای زیادی همراه داشت. برای ساخت سکانسهای نبرد میان مشروطهخواهان و نیروهای دولتی، از آنتونیو کوریدوری، کارشناس سرشناس اروپایی جلوههای ویژه بهره گرفته شد که در آن روزگار اقدامی کمنظیر در سینمای ایران محسوب میشد. فیلمبرداری اثر پس از ضبط سکانسها در لوکیشنهایی چون مسجد سپهسالار، کاخ گلستان و اطراف دماوند در تهران، با همکاری پشتیبانی ارتش به تبریز منتقل شد و سرانجام پروژه در بهمن همان سال به پایان رسید.
روایت حاتمی در «ستارخان»، داستانی از پایمردی، خیانتها و سرنوشت تلخ مجاهدان راه آزادی بود؛ روایتی انسانی که به جای اسطورهسازیهای رایج، به تحلیل طبقاتی و واقعگرایانه شخصیتها میپرداخت.
توقیف ۵۰ ساله
اما استقبال از فیلم آنگونه که انتظار میرفت نبود. پیش از اکران عمومی، نمایش خصوصی فیلم در سینما ونک با حضور نمایندگان مجلس شورای ملی و اعضای کمیته ارزشیابی وزارت فرهنگ و هنر، جرقهی حواشی بزرگی را زد.
با آغاز اکران عمومی از ۱۳ اسفند ۱۳۵۱ در ۱۰ سالن سینمای تهران، طوفان اعتراضها بهپا خاست. نمایندگان مجلس در نشست غیرعلنی ۱۵ اسفند، بیانیهای تند علیه فیلم امضا کرده و حاتمی را به «تحریف علنی تاریخ معاصر» و «کوچک کردن سردار ملی» متهم کردند. حاتمی که نمیخواست برای بهرهبرداریهای سیاسی درباره ستارخان غلو کند، هدف هجوم منتقدان قرار گرفت. حتی سندیکای هنرمندان نیز حاتمی را مورد نکوهش قرار داد که در پی آن، او از سندیکا استعفا کرد.
تلاشهای پرویز صیاد و دیگر عوامل فیلم راه به جایی نبرد و سرانجام در ۱۷ اسفند ۱۳۵۱ — تنها ۱۰ روز پس از شروع اکران — کمیته امور سینمایی وزارت فرهنگ و هنر پروانه نمایش فیلم را لغو و آن را توقیف کرد.
ستم و بیمهری که در جریان توقیف «ستارخان» بر حاتمی رفت، او را از سینما دلسرد کرد. در همین دوره بود که با استقبال ر تلویزیون، حاتمی به محیط رسانه ملی آن زمان پناه برد و مجموعه ارزشمند «داستانهای مولوی» را ساخت؛ هجرتی که در نهایت زمینهساز خلق شاهکارهایی همچون «سلطان صاحبقران» و «هزاردستان» شد.
حاتمی همواره در پاسخ به منتقدان «ستارخان» یادآور میشد که تاریخنگار نیست و بدون لطمه زدن به حقایق، قصه خودش را از دل تاریخ روایت میکند. او میخواست ستارخان را همانگونه که بود — انسان، ملموس و عاشق ایران — نشان دهد، نه یک فوققهرمان دستنیافتنی اما قریب نیم قرن است که این توضیح کارگردان فقید بینتیجه مانده است.

