به گزارش اطلاعات آنلاین، حنانه یازدهم اسفند ۱۳۰۱ در تهران چشم به جهان گشوده بود. او که فرزند مهندس محمد حنانه (مؤسس دبیرستان ایرانشهر) بود، به اصرار پدر راهی هنرستان موسیقی ملی شد و در آنجا زیر نظر رودولف اوربانتس ساز هورن را آموخت و بعدها به عنوان نوازنده اول ارکستر سمفونیک تهران شناخته شد.
زندگی هنری حنانه پر از فراز و نشیب و گامهای نوآورانه بود. با شروع جنگ جهانی دوم و تعطیلی هنرستان، او به همراه دوستان هنرمندش کنسرتهای آزادی برپا کرد و در سال ۱۳۲۵ در پایهگذاری ارکستر سمفونیک تهران نقش داشت. سال ۱۳۲۸ پس از سفر بیبازگشت پرویز محمود به آمریکا، او به همراه غلامحسین غریب، حسن شیروانی و جلیل ضیاءپور نشریه پیشروی «خروس جنگی» را بنیان گذاشت تا سنگری برای دفاع از اندیشههای نو در برابر سنتگرایی باشد. در همان سالها، سوییت معروف «شهر مرجان» را بر اساس داستانی از غلامحسین غریب خلق کرد که با رهبری روبیک گریگوریان اجرا شد و شهرت فراوانی برایش به ارمغان آورد؛ هرچند پیش از آن نیز آثار ارکسترال و اوراتوریوی «بهرام یشت» را نوشته بود.
دهه ۱۳۳۰ نقطه عطفی در زندگی او محسوب میشد. اجرای موفق آثارش در جشن هزاره ابنسینا، بورس هنری دولت ایتالیا را برایش به همراه داشت. او راهی رم شد و در مرکز عالی موسیقی واتیکان به تحصیل و پژوهش درباره موسیقی مذهبی پرداخت و همزمان به کار دوبله فیلمهای ایتالیایی به زبان فارسی مشغول شد. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۰، ارکستر بزرگ «فارابی» را بنیاد نهاد و نزدیک به هشتاد قطعه از آهنگسازان ایرانی را ضبط و اجرا کرد. او همچنین در رادیو تلویزیون ملی ایران فعال بود و برنامههای آموزشی ارزشمندی را به همراه اساتید موسیقی اجرا کرد.
در سالهای پایانی دهه چهل، با تجربههای گرانبهایی که از سینما داشت، به ساخت موسیقی فیلم روی آورد و با آثار درخشانش تضمینکننده اعتبار بسیاری از فیلمها شد. موسیقی ماندگار سریال «هزاردستان» که بر اساس پیشدرآمدی در اصفهان از مرتضی نیداوود و در هفت قسمت نوشته شده، مردمیترین اثر اوست که بهخوبی فضای تهرانِ دهه ۱۳۲۰ را تداعی میکند. در سال ۱۳۵۰ نیز برای فیلم «فرار از تله» به کارگردانی جلال مقدم، جایزه بهترین آهنگساز را دریافت کرد. مهمترین اثر او «کاپریس برای پیانو و ارکستر» بود که سالها روی آن کار کرده بود و از آنجا که اجراهای آن هیچگاه کاملاً مورد تأییدش قرار نگرفت، آن را با طنزی تلخ «کاپریس لعنتی» مینامید.
بزرگترین دغدغه ذهنی حنانه، چندصدایی کردن موسیقی ایران و ابتکار «هارمونی زوج» بود. او در مصاحبهای تفصیلی که در سال ۱۳۵۰ انجام داده بود، با نگرانی از گسترش ابتذال و آسانپسندی در موسیقی عامه، به ریشهیابی این بحران پرداخت. حنانه معتقد بود موسیقیهای مبتذل و کابارهای که با حمایت کارتلهای ثروت ترویج میشوند، درک هنری جامعه را تخریب کرده و جایگاه هنرمندان واقعی و اصیل را تنگ کردهاند. او تأکید میکرد که هنر اصیل هرگز از بین نمیرود و با گذر زمان بیشتر شناخته میشود، اما برای نجات موسیقی ایران باید آن را از نظر علمی و بر پایه پولیفونی و ریشههای تاریخی موشکافی کرد.
زندگی شخصی حنانه نیز با نام چهرههای هنر گره خورده بود؛ ازدواج نخست او با بهجت صدر، نقاش نوگرا، حاصلش دختری به نام میترا بود و پس از آن با آذر عظیما، خواننده برنامه گلها، ازدواج کرد. شهین حنانه، شاعر و ترانهسرا، برادرزاده او بود.
پاییز هزار و سیصد و شصتوهشت، روز بیستوچهارم مهرماه بود که خزانِ زندگی مرتضی حنانه از راه رسید و این هنرمند بزرگ پس از سالها دستوپنجه نرم کردن با بیماری سرطان، چشم از جهان فروبست. گرچه وصیت کرده بود در آرامگاه ابنسینا در همدان به خاک سپرده شود، اما پیکرش در امامزاده طاهر کرج آرام گرفت.

