تحولات اخیر منطقه و استمرار فشارهای اقتصادی آمریکا، بار دیگر اهمیت بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماسی منطقه‌ای ایران را آشکار ساخته است. سفر مسعود پزشکیان به ترکمنستان و حضور در نشست سران کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، فرصتی برای ارزیابی جایگاه ایران در مناسبات اقتصادی و سیاسی پیرامونی فراهم آورد؛ مناسباتی که در شرایط کنونی، افزون بر اهمیت تجاری، با مسائل امنیتی و تحولات ژئوپلیتیکی نیز پیوندی مستقیم یافته‌اند.

حضور رئیس‌جمهور ایران به‌عنوان مهمان ویژه در این اجلاس، در کنار دیدارهای دوجانبه و چندجانبه، نشان‌دهنده اهمیت گسترش تعاملات با کشورهایی است که از نظر منابع انرژی، مسیرهای ترانزیتی و موقعیت جغرافیایی، جایگاهی قابل‌توجه در معادلات اوراسیا دارند. در چنین شرایطی مسئله اصلی صرفاً توسعه روابط سیاسی نیست، بلکه چگونگی تبدیل این مناسبات به همکاری‌هایی است که بتوانند از آسیب‌پذیری اقتصادی کشور بکاهند و فرصت‌های تازه‌ای برای تجارت و سرمایه‌گذاری ایجاد کنند.

دیدار پزشکیان و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه از مهم‌ترین تحولات این سفر بود. اعلام آمادگی پوتین برای کمک به پایان درگیری مرتبط با ایران و تأکید رئیس‌جمهور کشورمان بر تداوم مسیر مذاکره با وجود انتقاد از حملات آمریکا، نشان داد که تلاش برای یافتن راه‌حل دیپلماتیک همچنان در دستور کار قرار دارد. موضع مسکو هرچند به‌تنهایی تضمینی برای دستیابی به توافق نیست، می‌تواند در ارزیابی ظرفیت میانجیگری و نقش‌آفرینی قدرت‌های منطقه‌ای مورد توجه قرار گیرد. برای ایران نیز حفظ مسیر گفت‌وگو در کنار تقویت مناسبات اقتصادی اهمیت دارد؛ زیرا استمرار ناامنی و افزایش تنش، چشم‌انداز سرمایه‌گذاری و همکاری‌های بلندمدت را با دشواری بیشتری مواجه می‌سازد.

با این حال، روابط تهران و مسکو را نباید تنها از دریچه تحولات امنیتی بررسی کرد. دو کشور در حوزه‌های حمل‌ونقل، تجارت، انرژی و همکاری‌های زیرساختی منافع مشترکی دارند که تحقق آن‌ها مستلزم عبور از تفاهم‌های سیاسی و دستیابی به سازوکارهای اجرایی و مالی قابل اتکاست. گسترش این مناسبات زمانی می‌تواند به کاهش فشارهای اقتصادی بر ایران کمک کند که در چارچوب تنوع‌بخشی به شرکای تجاری و حفظ استقلال تصمیم‌گیری کشور دنبال شود.

در همین چارچوب، پیشنهاد پزشکیان برای شکل‌گیری سازوکار همکاری میان ایران و کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در قالب « ۱ +CIS » قابل تأمل است. چنین ابتکاری در صورت پذیرش و پیگیری عملی، می‌تواند بستری برای گفت‌وگوهای منظم در زمینه تجارت، ترانزیت، انرژی و سرمایه‌گذاری فراهم آورد. توسعه مناسبات با آسیای مرکزی، قفقاز و روسیه ضمن گشودن بازارهای جدید، امکان بهره‌گیری از ظرفیت‌های مکمل اقتصادی را افزایش می‌دهد.

روابط با ترکمنستان نیز به‌عنوان یکی از مسیرهای ارتباطی ایران با آسیای مرکزی، به‌ویژه در حوزه حمل‌ونقل و مبادلات انرژی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این همکاری‌ها جایگزین کامل روابط با اقتصاد جهانی نیستند، اما می‌توانند بخشی از آثار محدودیت‌های خارجی را کاهش دهند .

یکی از مهم‌ترین زمینه‌های تحقق این هدف، فعال‌سازی کریدور بین‌المللی شمال–جنوب است. موقعیت جغرافیایی ایران امکان اتصال روسیه، کشورهای حوزه خزر و آسیای مرکزی را به خلیج فارس، دریای عمان و آب‌های آزاد فراهم می‌آورد. تکمیل زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای، توسعه بنادر جنوبی و تسهیل تشریفات گمرکی می‌تواند جایگاه ایران را در تجارت میان شمال و جنوب منطقه تقویت کند. اهمیت این مسیر تنها به درآمدهای ترانزیتی محدود نیست؛ افزایش سرمایه‌گذاری، رونق فعالیت‌های لجستیکی و توسعه اقتصادی مناطق واقع در مسیر نیز از پیامدهای آن خواهد بود.

دیدار سه‌جانبه رؤسای جمهور ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان پس از سال‌ها وقفه در برگزاری نشست در این سطح، از همین منظر اهمیت داشت. قرار گرفتن کریدور شمال–جنوب در کانون گفت‌وگوهای سه کشور، نشان‌دهنده ضرورت هماهنگی سیاسی برای پیشبرد طرحی است که منافع اقتصادی آن به مشارکت همه طرف‌ها وابسته است. با وجود این، مزیت جغرافیایی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می‌شود که زیرساخت‌های ضروری تکمیل شوند و فعالان تجاری از ثبات مقررات، امنیت مسیر و صرفه اقتصادی حمل‌ونقل اطمینان داشته باشند.

همکاری‌های انرژی نیز بخش دیگری از فرصت‌های پیش‌روی ایران را تشکیل می‌دهد. کشورهای آسیای مرکزی و حوزه خزر از منابع قابل‌توجه نفت و گاز برخوردارند و ایران به پشتوانه موقعیت جغرافیایی و شبکه‌های انتقال موجود، می‌تواند در توسعه مبادلات و سوآپ انرژی نقش بیشتری ایفا کند. انتقال و مبادله نفت و گاز میان کشورهای شمالی و بازارهای جنوبی، در صورت توافق بر سر شرایط اقتصادی و فنی، منافع مشترکی برای طرف‌های مشارکت‌کننده ایجاد خواهد کرد. در کنار آن، توسعه همکاری در حوزه برق و زیرساخت‌های انتقال انرژی نیز می‌تواند به تحکیم روابط اقتصادی منطقه بینجامد.

در عین حال، توجه به فرصت‌های اقتصادی دریای خزر نباید ضرورت حفاظت از محیط‌زیست آن را تحت‌الشعاع قرار دهد. کاهش سطح آب، آلودگی‌های صنعتی و نفتی، تخریب زیستگاه‌ها و تهدید منابع آبزی، مسائلی هستند که آینده اقتصادی و زیست‌محیطی کشورهای ساحلی را با مخاطره مواجه ساخته‌اند. برگزاری نشست محیط‌زیستی خزر در ترکمنستان و پیشنهاد ایران برای تدوین برنامه‌ای بلندمدت در چارچوب کنوانسیون تهران، بر ضرورت پذیرش مسئولیت مشترک در برابر این تهدیدها تأکید داشت. حفاظت از خزر، افزون بر ضرورتی زیست‌محیطی، شرطی اساسی برای پایداری فعالیت‌های اقتصادی، امنیت انسانی و حفظ منابع طبیعی منطقه برای نسل‌های آینده است.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که دیپلماسی منطقه‌ای ایران برای دستیابی به نتایج پایدار، نیازمند پیوندی مؤثر میان تصمیم‌گیری سیاسی و برنامه‌ریزی اقتصادی است. توسعه روابط با همسایگان، تکمیل مسیرهای ترانزیتی، گسترش مبادلات انرژی و حفاظت از منابع مشترک، زمانی می‌توانند به خنثی‌سازی بخشی از فشارهای اقتصادی آمریکا کمک کنند که با سرمایه‌گذاری، مشارکت بخش خصوصی و پیگیری مستمر توافق‌ها همراه باشند. جایگاه ژئوپلیتیکی ایران فرصتی ارزشمند است، اما بهره‌برداری از آن به سیاست‌گذاری منسجم و همکاری‌های متوازن وابسته خواهد بود. در نهایت، اعتبار و اثربخشی دیپلماسی منطقه‌ای را باید نه در شمار نشست‌ها و بیانیه‌های مشترک، بلکه در گسترش تجارت، افزایش سرمایه‌گذاری و دستیابی به منافع اقتصادی ملموس برای کشور جست‌وجو کرد.

مشاهده خبر در سایت اطلاعات