اکنون که به چهاردهم خرداد سالروز عروج ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) نزدیک میشویم، بازخوانی اندیشههای ایشان و تبیین میراثی که با انقلاب گرانسنگ اسلامی برای نسلهای امروز ایران برجای گذاشته، ضروری مینماید.
در تاریخ ملتها، لحظههای تعیین کنندهای وجود دارد که تنها به معنای یک تغییر سیاسی نیست، بلکه آغاز یک دوران تازهاند؛ دورانی که هویت، مسیر و آینده یک کشور را بازتعریف کنند. برای ایران، پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) از همین جنس بود. این انقلاب فقط نظام سیاسی را از سلطنتی به یک دموکراسی دینی تغییر نداد، بلکه روح استقلالخواهی را در کالبد ملت ایران زنده کرد و کشوری را که سالها زیر سایه نفوذ و اراده بیگانگان قرار داشت، به جایگاهی رساند که بتواند قاطعانه بر اساس خواست و منافع ملی خود تصمیم بگیرد. بیتردید باید گفت که او با انقلاب اسلامی، استقلال را به ایران هدیه داد؛ استقلالی که در دوران رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی خامنهای نیز ادامه یافت و امروز عامل عزت، اقتدار و سربلندی ایران در چشم جهانیان شده است.
به تصریح بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران حوزه سیاست، پیش از انقلاب اسلامی، ایران با وجود پیشینهای عظیم در تاریخ، فرهنگ و تمدن، در عمل از استقلال کامل برخوردار نبود.
ساختار حکومت بهگونهای شکل گرفته بود که در بسیاری از مسائل اساسی، خواست و رضایت قدرتهای خارجی در تصمیمگیریها تأثیر داشت. این وابستگی فقط در حوزه سیاست دیده نمیشد بلکه اقتصاد، فرهنگ، امنیت و حتی نوع نگاه جامعه به تواناییهای خویش نیز از آن متأثر بود. نتیجه چنین وضعی، تضعیف عزت ملی و کاهش اعتمادبهنفس ملت ایران بود؛ ملتی که شایسته آن بود که خود درباره آینده خویش تصمیم بگیرد، نه اینکه دیگران برایش نسخه بپیچند.
امام خمینی(ره) با شناخت دقیق این درد تاریخی، نهضتی را آغاز کرد که در قلب آن، استقلال جایگاهی بنیادی داشت. «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تنها یک شعار انقلابی نبود، بلکه بیانگر آرزوی تاریخی مردمی بود که میخواست از سلطه بیرونی و استبداد درونی رهایی یابد. امام به ملت ایران آموخت که استقلال، صرفاً به معنای نبودن نیروهای بیگانه در مرزها نیست، بلکه به این معناست که یک ملت بتواند آزادانه، آگاهانه و شجاعانه بر اساس منافع، هویت و ارزشهای خود تصمیم بگیرد. او استقلال را با عزت ملی، خودباوری و نفی سلطهپذیری پیوند زد و همین نگاه، به انقلاب اسلامی عمقی ماندگار بخشید.
در جهان پرآشوب معاصر، اکنون بسیاری از ملتها با احترام و علاقه به تجربه و به عبارت بهتر، «الگوی ایران» مینگرند. دلیل این احترام بیش از تواناییهای مادی یا ظرفیتهای راهبردی ایران به این واقعیت بازمیگردد که کشور ما در دهههای اخیر نشان داده حاضر نیست عزت و اراده ملی خود را با هیچ چیز معامله کند. در دنیایی که بسیاری از کشورها زیر فشار قدرتهای بزرگ ناگزیر به عقبنشینی از منافع خود میشوند، ایستادگی ایران برای بسیاری از ملتها بسیار پرمعنا و الهام بخش است.
ایران در چشم ملتهای آزاده و حق طلب دنیا، اکنون نمونه کشوری است که میکوشد با وجود فشارها، تحریمها، تهدیدها و حتی تهاجمهای نظامی، مستقل بماند، ایستادگی کند و مسیر خود را قدرتمندانه و با تکیه بر توان ملی تداوم بخشد.
این استقلال نه فقط در عرصه سیاسی یا اقتصادی بلکه در عرصه دفاعی نیز به شکلی آشکار خود را نشان داده است. یکی از معیارهای واقعی استقلال، توان یک کشور برای حفاظت از امنیت و تمامیت ارضی خویش است. کشوری که از لحاظ اراده و ابزار دفاعی وابسته باشد، در زمان تهدید ناچار میشود سرنوشت خود را به تصمیم دیگران گره بزند. اما انقلاب اسلامی مسیر دیگری را پیش روی ایران نهاد؛ مسیر اتکا به توان داخلی، تقویت قدرت دفاعی و شکلگیری روحیه مقاومت ملی. تجربه ایستادگی در سه دوره جنگهای تحمیلی از سوی دشمنان بهخوبی نشان داده است که ملت ایران حتی در سختترین شرایط نیز حاضر نیست تسلیم اراده قدرتهای خارجی شود. همین تجربه، پایههای فرهنگ مقاومت و بازدارندگی را در کشور استوار کرده است.
در تحولات امروز منطقه و جهان نیز آثار این استقلال بهروشنی دیده میشود. ایران در منطقهای قرار دارد که در تاریخ معاصر، بارها صحنه جنگ، اشغال، دخالت خارجی و آشوب بوده و خود نیز چندین بار تهاجم دشمنان را به سرزمین خویش تجربه کرده است. با این حال، توانسته است با تکیه بر قدرت دفاعی و ظرفیتهای بومی خود، امنیت و بازدارندگی بی نظیری ایجاد کند. اگر امروز هر قدرت خارجی در محاسبات خود نسبت به ایران با احتیاط سخن میگوید، ترامپ از زبان زور و تهدید به ادبیات تحسین و تمجید ایرانیان گراییده و نتانیاهو تن به سکوت و خموشی داده، به این دلیل است که میداند ایران تنها یک جغرافیا نیست، بلکه دربرگیرنده ملتی شجاع، مقاوم و باهوش است که روح استقلال را در وجود خویش زنده نگه داشته و در برابر هر تهاجم نظامی یا تحمیل سیاسی، قدرت ایستادگی و پاسخگویی لازم را دارد. این واقعیت، ثمره همان بنیانی است که امام خمینی(ره) با انقلاب اسلامی آن را به صورتی محکم گذاشت.
با وجود این، مسأله مهم امروز آن است که بدانیم چگونه میتوان از این میراث گرانسنگ در شرایط کنونی پاسداری کرد؟ استقلال، نعمتی نیست که اگر یکبار بهدست آمد، همیشه برای ملت ما باقی بماند. حفظ آن، به همان اندازه یا حتی بیش از بدست آوردنش نیازمند آگاهی، تدبیر، مقاومت و مجاهدت است. در دنیای امروز، تهدید استقلال فقط از مسیر حمله نظامی صورت نمیگیرد؛ بلکه وابستگی اقتصادی، جنگ رسانهای، تحریم، نفوذ فرهنگی، عملیات روانی و تضعیف امید و خودباوری در جامعه نیز میتواند روحیه ملت را در هم بشکند ، قدرت استقلال طلبی آنها را تضعیف کند و یا حتی فروبپاشاند.
از همین رو، نخستین راه حفاظت از استقلال، حفظ وحدت ملی و تقویت اعتماد عمومی است. هرگاه میان مردم و حاکمیت شکاف ایجاد شود، دشمنان ایران و انقلاب، فرصت بیشتری برای فشار و نفوذ پیدا میکنند. همواره باید به یاد داشته باشیم که استقلال در سایه همبستگی ملی پایدار میماند. همه اقشار جامعه باید احساس کنند که در سرنوشت کشور سهیماند و حفظ عزت ملی، وظیفهای مشترک آنها است.
راه دوم، تقویت اقتصاد ملی و کاهش وابستگی در حوزههای حساس است. استقلال سیاسی بدون پشتوانه اقتصادی، همواره در معرض تهدید قرار میگیرد. کشوری که نیازهای اساسی خود را نتواند از درون تأمین کند، در برابر فشار خارجی آسیبپذیر خواهد بود. حمایت از تولید داخلی، دانشبنیان شدن اقتصاد، بهرهگیری از ظرفیت جوانان و مدیریت کارآمد منابع، از مهمترین پایههای صیانت از استقلال در روزگار کنونی است.
راه سوم، حفظ و ارتقای توان علمی و دفاعی کشور است. تجربه دفاع جانانه ملت ایران در برابر متجاوزان در سال های اخیر از جمله دو بار، ناکامی و تحقیر دشمنان مغرور خویش در یکسال گذشته به همگان نشان داد که ملتهای مستقل، هم در عرصه دانش و فناوری و هم در حوزه بازدارندگی دفاعی، باید قدرتمند باشند. علم، فناوری و قدرت دفاعی، سه ضلع مهم برای جلوگیری از تحمیل اراده بیگانگاناند. هر اندازه کشوری در این عرصهها توانمندتر باشد، امکان حفظ استقلالش بیشتر خواهد بود.
راه چهارم، پاسداری از هویت فرهنگی و فکری جامعه است. اگر ملتی از درون دچار خودکمبینی شود و ارزشهای فرهنگی و تاریخی خود را به دست فراموشی بسپارد، در برابر نفوذ بیگانگان آسیبپذیرتر خواهد شد. استقلال فقط در مرزها حفظ نمیشود؛ در ذهنها، باورها و سبک زندگی نیز باید از آن حراست کرد. تقویت خودباوری، امید اجتماعی و آگاهی تاریخی نسل جوان، بخش مهمی از این مسیر است.
و سرانجام، مدیریت هوشمندانه روابط خارجی از ارکان پاسداری از استقلال ملی است. استقلال به معنای انزوا نیست. همه کشورها باید بتوانند با دیگران تعامل داشته باشد، اما برای یک کشور مستقل این تعامل باید بر پایه سه اصل عزت، حکمت و مصلحت شکل بگیرد، نه بر اساس وابستگی و تسلیم. بطور طبیعی، ایران هرچه در روابط خارجی سنجیدهتر، فعالتر و مبتنی بر منافع ملی عمل کند، بهتر خواهد توانست از استقلال خود حفاظت کند.
با چنین نگاهی، اهمیت پاسداری از استقلال که هدیه انقلاب و میراث ارزشمند امام خمینی و رهبر شهید آیتالله العظمی خامنهای است، ایجاب میکند در مذاکرات کنونی با آمریکا بر سر پایان جنگ، مسئولان کشور و هیات مذاکرهکننده، کوچکترین ضعف، سستی و بی دقتی انجام ندهند؛ نه در رسیدن به یک توافق ظاهری و تردیدبرانگیز عجله کنند و نه در کسب حقوق ایران مسامحه و کوتاهی داشته باشند.
