رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل تأکید کرد: اسرائیل باعث شده که آمریکا نسبت به ارزیابیهای اطلاعاتی تلآویو درباره ایران بدبین شود.
به گزارش انتخاب، رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل نوشت: بدبینی آمریکا نسبت به اسرائیل را خودمان بهحق به دست آوردهایم. اگر برای لحظهای طعنه و کنایه را کنار بگذاریم، باید به یک واقعیت ناخوشایند اعتراف کنیم: اسرائیل با عملکرد خود، بهحق باعث شده است که آمریکا نسبت به ارزیابیهای اطلاعاتی آن درباره ایران بدبین شود.
وی افزود: از تلاش برای واقعی جلوه دادن احتمال تغییر حکومت در ایران گرفته تا ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران پیشتر بمب اتمی ساخته یا در آستانه نابودی اسرائیل قرار داشته است؛ و همچنین انتشار اطلاعات جعلی با منشأ رباتهای هندی مبنی بر اینکه ایران دستور حرکت به سمت تسلیحاتی شدن برنامه هستهای را صادر کرده است؛ ادعاهایی که حتی برخی از آنها از سوی عالیترین مقامات اسرائیلی نیز بازتاب داده شدند. در این میان، تلاشی که اسرائیل برای تأثیرگذاری بر دولت آمریکا بهمنظور آغاز، ادامه یا ازسرگیری کارزار نظامی علیه ایران انجام داد، هیچ حد و مرزی نداشت.
سیترونوویچ ادامه داد: کارشناسان و مسئولان حرفهای در واشنگتن شناخت خوبی از ایران، توانمندیهای آن و تفاوت میان ارزیابیهای اطلاعاتی مستند و تفسیرهایی دارند که با هدف پیشبرد یک سیاست مشخص مطرح میشوند. پس از این همه ادعا که نادرستی بسیاری از آنها آشکار شده است، چرا باید انتظار داشت که آنها هر هشدار جدید اسرائیل را بدون چونوچرا بپذیرند؟
او اضافه کرد: ایران واقعاً برای توسعه توانمندیهای شیمیایی، بهویژه مواد ازکارانداز مبتنی بر ترکیبات دارویی، از جمله مشتقات فنتانیل، سرمایهگذاری کرده است. این موضوع تازه نیست و بهطور گسترده درباره آن گزارش شده است؛ از جمله در مقاله بسیار خوبی که متیو لویت چند سال پیش در این زمینه منتشر کرد.
وی ادعا کرد: اما آیا ایران از توسعه این توانمندیها فراتر رفته و با وجود مخالفت علنی ایران با سلاحهای شیمیایی، به سمت تولید عملیاتی یک سلاح شیمیایی مرگبار از نوع سارین حرکت کرده است؟ نمیدانم. ممکن است چنین اتفاقی افتاده باشد، اما چنین ادعایی به شواهد محکم و مستند نیاز دارد؛ بهویژه زمانی که از آن برای توجیه یک کارزار نظامی دیگر استفاده میشود.
رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل تأکید کرد: پس از این همه نیمهحقیقت، ارزیابیهای اغراقآمیز و وعدههای راهبردی که هرگز محقق نشدند ــ وعدههایی که بخشی از روند تصمیمگیری منتهی به دو کارزار نظامی اسرائیل علیه ایران بودند و هیچیک به اهداف راهبردی اصلی خود دست نیافتند ــ بدبینی آمریکا کاملاً قابل درک است. مشکل اینجاست که حتی اگر اطلاعات این بار درست باشد، اسرائیل ممکن است دریابد که خدشهدار شدن اعتبارش، درست در لحظهای که تهدید واقعاً وجود دارد، توانایی آن را برای متقاعد کردن دیگران دشوار کرده است.
او بیان کرد: اعتبار اطلاعاتی یک دارایی راهبردی است. وقتی برای پیشبرد یک سیاست، این اعتبار را فرسوده میکنید، بازسازی آن در زمانی که واقعاً به آن نیاز دارید، بسیار دشوار خواهد بود. این وضعیتی است که خودمان برای خودمان به وجود آوردهایم.
وی افزود: و یک نکته درباره تهدیدهای ایران: ایران قرار نیست از میان برود و حکومت حاکم بر تهران نیز سقوط نخواهد کرد. اما اسرائیل نمیتواند بارها و بارها چمن را کوتاه کند، به این امید که سرانجام تهدید ایران بهسادگی ناپدید شود. در مقطعی باید بپذیریم که با وجود برتری نظامی و قدرت بازدارندگی چشمگیری که ایجاد کردهایم، نمیتوان هر تهدیدی را با زور اسلحه از میان برداشت. بهویژه تهدیدی که منشأ آن کشوری در فاصله حدود ۲ هزار کیلومتری مرزهای ماست؛ کشوری که از توانمندیهای نظامی قابلتوجهی برخوردار است و رژیم حاکم بر آن برای بقای خود حاضر است هزینههای سنگینی بپردازد.
سیترونوویچ اظهار کرد: نمیتوان جنگهای پیدرپی را به راهبرد ملی تبدیل کرد. باید یاد بگیریم با تهدیدها زندگی کنیم، آنها را مدیریت کنیم، در برابرشان بازدارندگی ایجاد کنیم و همچنین راههای دیپلماتیک را برای کاهش آنها بیابیم. این واقعیت که ایران اسرائیل را تهدید میکند، به این معنا نیست که ما باید هر بار دوباره وارد جنگ شویم. دیگر بس است این همه ناله و زاری. اسرائیل یک قدرت نظامی منطقهای است و وقت آن رسیده که از نظر راهبردی نیز مانند چنین قدرتی رفتار کنیم. قدرت واقعی نهفقط در توانایی حمله کردن، بلکه در خرد و درایت برای تشخیص زمان حمله نکردن نیز سنجیده میشود.

