مداک در نخستین تجربههای کارگردانی سینمایی خود، فیلم «نگاتیوها» محصول ۱۹۶۸ را با بازی گلندا جکسون ساخت؛ بازیگری که از نخستین نقشآفرینیهای سینماییاش را در این اثر تجربه کرد. او سپس در سال ۱۹۷۲ کمدی سیاه «یک روز در مرگ جو اِگ» را با بازی آلن بیتس و جانت سوزمن کارگردانی کرد؛ فیلمی اقتباسی از نمایشنامه پیتر نیکولز.
یکی از مهمترین آثار مداک، «طبقه حاکم» محصول ۱۹۷۲ بود که پیتر اوتول در آن نقش یک اشرافزاده بریتانیایی را بازی میکرد که تصور میکند عیسی مسیح و سپس جک قاتل است. اوتول برای بازی در این فیلم، پنجمین نامزدی خود از مجموع هشت نامزدی اسکار بهترین بازیگر مرد را به دست آورد. فیلمنامه این اثر را پیتر بارنز، نویسنده نمایشنامه اصلی، نوشته بود و فیلم در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد.
مداک در سال ۱۹۸۰ فیلم «تغییر» را ساخت؛ داستانی فراطبیعی درباره آهنگسازی سوگوار با بازی جورج سی. اسکات که در خانه جدیدش با معمایی هولناک روبهرو میشود. این فیلم در سالهای بعد تحسین چهرههایی چون مارتین اسکورسیزی، استیون اسپیلبرگ، گیرمو دل تورو و الخاندرو آمنابار را برانگیخت. اسپیلبرگ حتی چند بار فیلم را برای گروه سازنده «ارواح خبیثه» نمایش داد تا حالوهوای مورد نظرش برای آن فیلم ترسناک را منتقل کند.
مداک در مصاحبهای در سال ۲۰۱۸ گفت اسپیلبرگ پس از تماشای فیلم به او گفته بود: باید همینطور باشد. او این واکنش را تعریفی بزرگ دانست و گفت میدانست اسپیلبرگ و اسکورسیزی هر دو نسخهای ۳۵ میلیمتری از «تغییر» در اختیار دارند. مداک افزود: اینکه در فهرست آنها از بهترین داستانهای ارواح قرار بگیری، واقعاً خوشایند است.
از دیگر آثار سینمایی او میتوان به درام گانگستری بریتانیایی «کرِیها» محصول ۱۹۹۰، درباره دو برادر تبهکار واقعی، و فیلم جنایی «رومئو در حال خونریزی است» محصول ۱۹۹۳ اشاره کرد. در فیلم دوم، گری اولدمن نقش کارآگاه فاسد نیویورکی را بازی میکرد که با زنی آدمکش، با بازی لنا اولین، درگیر میشود. پیتر تراورز، منتقد مجله رولینگ استون، در نقد این فیلم نوشت مداک صحنهها را «شیک، اغواگر و بهشکلی شیطنتآمیز خندهدار» پیش میبرد.
با این حال، کارنامه مداک از تجربههای دشوار نیز خالی نبود. او فیلم کمدی «شبح در خورشید ظهر» محصول ۱۹۷۴ را با بازی پیتر سلرز و اسپایک میلیگان ساخت؛ اثری درباره دزدان دریایی دستوپاچلفتی قرن هفدهم که به تجربهای تلخ برای کارگردان تبدیل شد. مداک در مصاحبهای در سال ۲۰۰۷ آن را احتمالاً «بزرگترین کابوس زندگیام» توصیف کرد.
فیلم بهقدری ناموفق بود که شرکت کلمبیا پیکچرز از اکران آن خودداری کرد و اثر سرانجام در اوایل دهه ۱۹۸۰ به صورت ویدئویی منتشر شد. مداک بعدها در مستند «شبح پیتر سلرز» محصول ۲۰۱۸، بار دیگر به تجربه ساخت این فیلم پرداخت. او در مصاحبهای گفته بود رفتار مخرب و غیرقابلپیشبینی سلرز در جریان تولید، عامل شکست فیلم بود.
مداک در ۲۳ دسامبر ۱۹۳۷ در بوداپست، مجارستان، به دنیا آمد. او در سال ۱۹۵۶، در جریان قیام مجارستان علیه حکومت کمونیستی، کشورش را ترک کرد و به انگلستان رفت. عمهاش که خواننده اپرا بود، به او کمک کرد تا بهسرعت در یک شرکت فیلمسازی مشغول به کار شود.
مداک علاوه بر سینما، در تلویزیون نیز فعالیت گستردهای داشت و قسمتهایی از مجموعههای «قتل: زندگی در خیابان»، «وایر»، «برکینگ بد»، «نظم و قانون: واحد قربانیان ویژه»، «هاوس» و «شیکاگو هوپ» را کارگردانی کرد.
فیلمهای «باشگاه مردان»، «پونتیاک مون» و «گونه دوم» و فیلم تلویزیونی «گوژپشت نوتردام» محصول ۱۹۹۷ با بازی مندی پتینکین نیز در کارنامه او دیده میشوند.
مداک در مصاحبهای گفته بود: اگر کارگردانی در خونت باشد، هیچوقت آن را کنار نمیگذاری. فرقی نمیکند در ذهنت تنها باشی و رؤیاپردازی یا خیالپردازی کنی؛ تو همیشه در حال ساختن یک فیلم هستی.

