به گزارش آفتاب نیوز،

در حالی که دولت از ضرورت عبور از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» سخن می‌گوید، مخالفان مذاکره در خیابان، مجلس و رسانه‌های حاکمیتی، در تلاشند تا به هر شکل ممکن هزینه سیاسی هرگونه تحرک دیپلماتیک را افزایش دهند.

تشدید فشار‌های داخلی باوجود تاکید پزشکیان بر خاتمه «نه جنگ، نه صلح»

مسعود پزشکیان روز گذشته در نشست هفتگی هیات دولت، برای چندین و چندمین‌بار طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته خواستار پایان این وضعیت بلاتکلیف «نه جنگ، نه صلح» شد هرچند این موضع‌گیری به‌ظاهر مشابه و تکراری رییس‌جمهور، از یک زاویه، تفاوتی بسیار مهم با مواضع به‌ظاهر مشابه او در ماه‌های گذشته داشت. پزشکیان که نخستین‌بار در مراسم یادبود رهبری شهید در ۲۰ خردادماه با استناد به گفت‌و‌گو‌ها و مکالمه‌های خصوصی خود با رهبری شهید، تاکید کرد که پایان دادن به این بلاتکلیفی «نه جنگ، نه صلح» در صدر تاکیدات ایشان قرار داشته، طی ماه‌های بعد، دست‌کم شش‌بار دیگر نیز در بزنگاه‌های گوناگون با یا بدون اشاره به این تاکید رهبری، بر لزوم پایان دادن به این اوضاع بلاتکلیف تاکید کرد، روز گذشته برای نخستین‌بار، این مهم را مستند به دستور اخیر رهبری کنونی به دبیر شورای‌عالی امنیت ملی پیش کشید.

دستوری که ظاهرا در جریان دیدار چندی پیش محسن رضایی با رهبری مطرح شده و در متن خبر کوتاهی که روز سه‌شنبه همین هفته منتشر شد نیز موردتاکید قرار گرفت و پزشکیان هم کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار این خبر، در بخشی از سخنانش در نشست هفتگی روز گذشته هیات دولت با استناد به آن، تاکید کرد که دولت در تلاش است تا مگر هرچه سریع‌تر زمینه تحقق و عملی شدن این دستور رهبری کنونی را فراهم آورد.

در شرایطی که با برگزاری انتخابات پارلمانی اسرائیل و توفیق فراتر از انتظار بنیامین نتانیاهو، حالا تنها رویداد مهم خارجی که طی هفته‌های گذشته بر تحولات امنیتی ایران سایه انداخته، برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در روز سه‌شنبه هفته آتی است و همزمان با افزایش چشمگیر تلاش‌های بازیگران منطقه‌ای و جهانی برای میانجیگری میان ایران و آمریکا، تهدید‌های تند و تیز رییس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر اسرائیل نیز به‌نحوی چشمگیر افزایش یافته، در داخل کشور نیز کار دولت و دستگاه دیپلماسی به سادگی پیش نمی‌رود.

چنانکه ظرف همین چند روز گذشته باردیگر شاهد اوج‌گیری تلاش‌های تندرو‌های داخلی و تشدید کارشکنی‌ها در مسیر فعالیت دولت و دستگاه دیپلماسی بوده‌ایم. تا جایی که ظرف همین چند روز گذشته موج تازه‌ای از هجمه و تخریب علیه حامیان مذاکره و دیپلماسی به راه افتاده و شاهد آن هستیم که این جماعت تندرو و «دلواپس» چطور همزمان با فعال کردن تلاش‌های پارلمانی و سیاسی، کف خیابان را نیز علیه دولت و دستگاه دیپلماسی بسیج کرده‌اند.

تندرو‌هایی که این اواخر موج تازه شعار‌های تند و تیزشان علیه حسن روحانی، جواد ظریف و یوسف پزشکیان در تجمعی در مشهد خبرساز شده و همزمان در مجلس نیز با صف‌آرایی مقابل عباس عراقچی و دستگاه دیپلماسی، فشار‌های پارلمانی بر دولت را افزایش داده‌اند و رسانه‌هایی، چون تسنیم نیز با حمله به وزیر امور خارجه، خواستار پاسخگویی و حتی عذرخواهی او شده‌اند.

مطالبه اعدام حامیان مذاکره در حرم رضوی!

یکی از نمود‌های آشکار این مخالفت‌ها، ویدئو‌های منتشرشده از تجمع گروهی از افراد در حرم امام‌هشتم شیعیان در مشهد است؛ تجمعی که در آن شعار‌هایی ازجمله «مذاکره بی‌اثره، جان امام در خطره» و «ظریف آمریکایی، مرگ به نیرنگ تو» شنیده شد و تجمع‌کنندگان همزمان با تکرار شعار علیه حسن روحانی، یوسف پزشکیان را نیز به توهین به رهبری متهم کرده و خواستار مجازات فرزند رییس‌جمهوری شدند؛ مطالبه‌ای که در مواردی لحنی به‌شدت تند و تیز مطرح شد و بخشی از تجمع‌کنندگان شعار دادند «ای پسر پزشکیان، مجازات این عمل اعدام است.».

اما آنچه باعث شد طرح این شعار‌ها علیه حامیان مذاکره، بیش از موارد پرشمار مشابه موردتوجه قرار گیرد، این بود که به هر حال این تجمع در حرم رضوی برگزار می‌شد؛ نکته‌ای که ازقضا محمد مهاجری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی اصولگرا نیز به آن اشاره کرده و با نظر به مسوولیت انکارناپذیر احمد علم‌الهدی، نماینده ولی‌فقیه در خراسان‌رضوی، از او خواست موضع خود را درباره تجمع‌ها و شعار‌های سر داده‌شده در حرم رضوی روشن کند. مهاجری همزمان از سعید جلیلی نیز خواسته نسبت خود را با افرادی که در تجمع‌ها به نام او شعار می‌دهند، مشخص کند. رویکردی که نشان می‌دهد چه جریان و کدام نیرو‌های شاخص سیاسی، به‌طورمستقیم یا غیرمستقیم در برگزاری این دست تجمع‌ها نقش‌آفرین هستند و احتمالا از آن سود و منفعت سیاسی به دست می‌آورند.

از تلاش برای استیضاح عراقچی تا خروج از ان‌پی‌تی با ۳ فوریت!

تندرو‌ها همزمان با بسیج بخشی از نیرو‌های خیابانی خود، کف خیابان و حتی کف صحن حرم امام رضا (ع)، در صحن پارلمان نیز فعال‌تر شده‌اند. فعالیت‌هایی که بخشی از آن ازطریق موضع‌گیری‌های سیاسی و رسانه‌ای انجام می‌شود و بخشی نیز با اقدام‌های به‌اصطلاح نظارتی در چارچوب فعالیت‌های مجلس شورای اسلامی.

همین دیروز علیرضا سلیمی که ازجمله نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری است، در موضع‌گیری خود درباره علت ایستادگی ایران در برابر فشار‌های خارجی گفت: «آنچه امروز دشمن را وادار به زانو زدن کرده، مقاومت است، نه لبخند‌های دیپلماتیک و نه لباس‌های اتوکشیده و ادکلن‌زده و به‌اصطلاح آغوش‌باز دربرابر دیپلمات‌های غربی!» آن هم در حالی که همزمان گروهی دیگر از همین طیف از نمایندگان همچون حسینعلی حاجی‌دلیگانی با اشاره به اوضاع ناگوار اقتصادی و معیشتی، بدون اشاره به آثار غیرقابل‌انکار جنگ و ضدیت با تحرکات دیپلماتیک بر شکل‌گیری این اوضاع، دولت را مسوول اول و آخر این اوضاع معرفی می‌کنند تا به فشار‌ها بر دولت بیفزایند. آن هم در حالی که کمتر از ۲۴ ساعت پیش از انتشار این مواضع تند و تیز حاجی‌دلیگانی، مجلس به وزیر اقتصاد کارت زرد داد و با زیرسوال بردن عملکرد چند وزیر دیگر، آنان را به استیضاح تهدید کرد.

اما شاید بتوان رد این تلاش پارلمانی علیه جریان حامی مذاکره و دستگاه دیپلماسی را در غائله استیضاح وزیر امور خارجه جست‌و‌جو کرد. آن هم درحالی‌که فشار مجلس بر عباس عراقچی به‌دلیل دیدار با استیو ویتکاف در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نخستین روز‌های مهرمامه امسال افزایش یافته و شماری از نمایندگان ازجمله امیرحسین ثابتی و برخی از دیگر چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری با اعتراض به این دیدار، عملکرد وزیر امور خارجه را زیرسوال برده و خواستار اعلام‌وصول هرچه سریع‌تر طرح استیضاح او شده‌اند.

کنار این فشارها، مطالبه خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) نیز نه‌تنها ازسوی برخی جریان‌های تندروی خارج از مجلس دنبال می‌شود بلکه گروهی از نمایندگان نیز از جایگاه پارلمانی خود برای تحقق این مطالبه خطرناک استفاده می‌کنند. مطالبه‌ای که در حالی طی چند ماه گذشته، ابتدا در بیانیه شماری از اعضای دولت‌های احمدی‌نژاد و رییسی موردتاکید قرار گرفت و همین چند روز پیش نیز در بیانیه جبهه پایداری تکرار شد که همزمان برخی نمایندگان مجلس نیز صراحتا بر آن تاکید می‌کنند. نکته نگران‌کننده در این رابطه آن است که این مطالبه، صرفا یک مطالبه عمومی ازسوی نیرو‌های فاقد قدرت سیاسی و پارلمانی نیست بلکه بنا به‌گفته ابراهیم رضایی، سخنگوی پیشین و عضو کنونی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، تاکنون بیش از ۱۰ طرح قانونی به این منظور تدوین شده و کمتر از یک‌هفته پیش نیز حسینعلی حاجی‌دلیگانی در گفت‌وگویی با تسنیم با اشاره به تدوین طرحی به همین منظور با امضای ۴۸ تن از نمایندگان مجلس، تاکید کرد که این «طرح سه‌فوریتی» در سامانه مجلس بارگذاری شده و در انتظار اعلام‌وصول هیات‌رییسه است.

رسانه‌های همسو و افزایش هزینه دیپلماسی

کنار تجمع‌های خیابانی و غیرخیابانی و موضع‌گیری‌ها و اقدام‌های پارلمانی، رسانه‌های نزدیک به جریان‌های مخالف مذاکره نیز به انتقاد از عملکرد وزیر امور خارجه پرداخته‌اند. بدین‌ترتیب درحالی‌که تریبون‌های حاکمیتی همچون صداوسیما عملا به قرارگاه فرماندهی جنگ با دولت و دستگاه دیپلماسی تبدیل شده، خبرگزاری‌ها و وب‌سایت‌های نزدیک به جبهه پایداری و اصولگرایان تندرو نیز در جایگاه پیاده‌نظام این جنگ رسانه‌ای، هر روز به بهانه‌ای به دولت و دستگاه دیپلماسی می‌تازند.

چنانکه به‌تازگی تسنیم در مطلبی با عنوان «آقای عراقچی! استدلال از این کودکانه‌تر و سخیف‌تر نداشتید؟!» توضیحات وزیر امور خارجه درباره دیدارش با استیو ویتکاف در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل را زیرسوال برد و خواستار عذرخواهی صریح عباس عراقچی شد. همزمان دیگر رسانه‌های نزدیک به این جریان سیاسی تندرو نیز با طرح پرسش‌هایی درباره ضرورت این دیدار، به انتقاد از رویکرد دستگاه دیپلماسی پرداختند. نکته حائزاهمیت این است که محور این انتقادها، صرفا ارزیابی نتیجه یک دیدار نیست بلکه اصل تماس با طرف آمریکایی و نحوه توضیح آن برای افکار عمومی نیز به موضوع مناقشه تبدیل شده است.

شرایطی که باعث شده هر اقدام دیپلماتیک، علاوه بر محاسبات خارجی، با هزینه‌هایی سنگین در عرصه داخلی نیز همراه شود و عملا به موضوعی برای حمله به دولت و حامیان مذاکره و دیپلماسی تبدیل شود. وضعیتی که نه‌تنها دستگاه دیپلماسی دولت را در موقعیتی دشوار قرار داده بلکه صرف تلاش برای فراهم کردن شرایط و اقتضائات هرگونه گفت‌و‌گو و مذاکره را نیز با چالشی جدی مواجه کرده است.

حرکت از «نه جنگ، نه صلح» به کدام سو؟!

در این اوضاع و احوال، اما تاکید پزشکیان بر ضرورت عبور هرچه سریع‌تر از این بلاتکلیفی «نه جنگ، نه صلح» و گزارش رسمی دیدار دبیر شورای‌عالی امنیت ملی با رهبری نشان می‌دهد مخالفان راهبرد‌های دیپلماتیک حتی باوجود تاکید نهاد‌های کلان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نظام نیز حاضر نیستند حتی به‌صورت تاکتیکی و مقطعی رو به نرمش بیاورند بلکه برعکس، هرگاه احتمال و حتی ضرورت دستیابی به توافق افزایش می‌یابد، این جریان‌ها با جدیت بیشتر اقدام به تخریب راهبرد‌های دیپلماتیک می‌کنند هرچند نمی‌توان منکر این واقعیت شد که در گزارش منتشرشده از دیدار محسن رضایی با رهبری نیز اگرچه این وضعیت «نه جنگ، نه صلح» وضعیتی نامطلوب توصیف شده، اما در عین حال تاکید شده که پیش از پایان جنگ باید تمامی شروط ایران محقق شوند.

به‌همین‌دلیل مناقشه اصلی را نمی‌توان صرفا به موافقان و مخالفان مذاکره فروکاست بلکه باید پرسید که در شرایط کنونی که فشار نظامی و اقتصادی به اوج رسیده، در عمل چگونه می‌توان به این وضعیت بلاتکلیف «نه جنگ، نه صلح» پایان داد. همچنین باید پرسید اساسا پایان دادن به وضعیت بلاتکلیف «نه جنگ، نه صلح» به چه معناست؛ درواقع در شرایطی که طبیعتا پایان دادن به این بلاتکلیفی با پذیرش یکی از دوحالت جنگ یا صلح محقق می‌شود، آیا به‌واقع این وضعیت «صلح» است که دولت مکلف شده برای تحققش تلاش کند یا نکند این «جنگ» است که به‌عنوان گزینه مطلوب مطالبه شده است.

چه آنکه به هر حال اگر قرار است شروط ایران برای پایان جنگ پیگیری شود، باید نسبت میان این هدف و اقدامات عملی دستگاه دیپلماسی نیز روشن باشد به‌ویژه آنکه تجمع‌هایی با شعار‌های تند و تیز علیه حامیان مذاکره و توافق، حملات رسانه‌ای به وزیر امور خارجه و فشار مجلس بر دولت، خواه ناخواه بر فضای تصمیم‌گیری اثر می‌گذارند و در شرایطی که عملا هیچ برخوردی با تندرو‌ها نمی‌شود و برعکس بستر فعالیت آنان روزبه‌روز گسترده می‌شود، باید پرسید که آیا مسوولان به‌واقع خواهان «صلح» هستند یا احیانا تصور می‌کنند که این «جنگ» است که خروج از بلاتکلیفی «نه جنگ، نه صلح» را محقق خواهد ساخت.

هجمه به حامیان دیپلماسی در اوج بلاتکلیفی دیپلماتیک

به هر تفسیر واقعیت این است که از بیرون از فضای تصمیم‌گیری، یعنی از همین نقطه‌ای که ما ناظران رسانه‌ای ایستاده‌ایم و شما ملت جنگ‌زده می‌بینید، نمای روشنی از روند و آینده تحولات پیدا نیست، اما حتی از این نقطه نیز می‌توان فهمید که خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیازمند تعیین‌تکلیف دقیق و روشن درباره اهداف، شروط و مسیر‌های ممکن است.

در واقع در شرایطی که «آمادگی دفاعی» می‌توانند بخشی از محاسبات امنیتی کشور باشد و دقیقا به‌همین‌دلیل در شرایط خطیر کنونی، نمی‌توان به هر خطای احتمالی در این حوزه ایراد گرفت، دستگاه دیپلماسی نیز در این بزنگاه حساس، مسوولیتی خطیر بر دوش دارد و قاعدتا آنان که اینچنین به هر بهانه به پر و پای دیپلمات‌ها می‌پیچیند و با تمام قوای سیاسی و رسانه‌ای و حتی فراقانونی خود، میدان تصمیم‌گیری و عمل آنان را محدود می‌کنند، دانسته یا نادانسته خلاف مصالح و منافع ملی گام برمی‌دارند.

علیرضا علوی‌تبار در یادداشتی ویژگی‌های راست رادیکال در ایران را برشمرد:

علیرضا علوی‌تبار، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی اصلاح‌طلب روز گذشته در یادداشتی تحت‌عنوان «ویژگی‌های راست رادیکال» به بررسی ویژگی‌های فکری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تندرو‌های داخلی پرداخته است. علوی‌تبار در این یادداشت که متن کامل آن را وب‌سایت مشق‌نو منتشر کرده، به افزایش نگرانی‌ها درباره احتمال درگیری مجدد نظامی با آمریکا و اسرائیل و مناقشه بر سر تفاهمنامه اسلام‌آباد اشاره کرده و با اشاره به نقش تندرو‌های داخلی در تشدید تنش‌ها و بحرانی‌ترشدن اوضاع می‌نویسد که شناخت نادرست از مبانی فکری و الگو‌های رفتاری این جریان می‌تواند به تحلیل‌های اشتباه درباره مواضع و اقدامات آن منجر شود.

او ابتدا به بررسی این جریان از نظر دین‌شناسی پرداخته و با تاکید بر اینکه راست‌رادیکال آمیزه‌ای از بنیادگرایی ستیزه‌جو و تفسیر ایدئولوژیک از دین است، توضیح می‌دهد که این جریان برای عقلانیت انتقادی در فهم دین جایگاهی قائل نیست، دینداری را عمدتا با رعایت احکام فقهی می‌سنجد و ریشه مشکلات مسلمانان را در استعمار و جهان‌صنعتی جست‌و‌جو می‌کند. درعین‌حال، دستاورد‌های تجدد را به‌صورت گزینشی می‌پذیرد و نسبت‌به عقل خودبنیاد و نقاد بدبین است. وجه ایدئولوژیک این جریان نیز در تلاش برای تصرف و حفظ قدرت، به‌کارگیری دین و تاریخ دینی در خدمت اهداف سیاسی، مخالفت با استقلال نهاد‌های دینی از حکومت و نگاه ابزاری به علم و هنر نمایان می‌شود. از این منظر، دین‌شناسی راست‌رادیکال ترکیبی از بنیادگرایی و ایدئولوژی‌های مدرن است؛ اما نه از نوع ایدئولوژی‌های مردم‌سالار.

علوی‌تبار همچنین حکومت مطلوب این جریان را نوعی حکومت تمامیت‌خواه توصیف می‌کند و توضیح می‌دهد که این حکومت‌ها می‌توانند بدون معیار‌های محدودکننده روشن، جهت‌گیری‌های خود را تغییر دهد و دوستان و دشمنان امروز را به‌سادگی جابه‌جا کنند. او همچنین به تلاش راست‌رادیکال برای نظارت بر همه ابعاد زندگی خصوصی و عمومی اشاره کرده و «کیش شخصیت»، «عبور از محدودیت‌های قانونی و عرفی»، «کنترل زندگی خصوصی و حمایت توده‌وار» را از ارکان این الگو معرفی می‌کند. علوی‌تبار که در ادامه، راست رادیکال را به دوگرایش مردم‌انگیز (پوپولیست) و اشراف‌گرا تقسیم می‌کند، تاکید دارد که گرایش اشرافی، حکومت افراد برخوردار از منزلت اجتماعی، ثروت و تربیت مطلوب از نگاه خود را ترجیح می‌دهد.

به‌نوشته او، فرزندان روحانیان بانفوذ و برخی جریان‌های مرتبط با فرهنگستان علوم اسلامی در این دسته قرار می‌گیرند و در مقابل، گرایش مردم‌انگیز قرار دارد که معمولا در رده‌های پایین‌تر دستگاه‌های اداری، نظامی و امنیتی فعال بوده، نسبت به ثروتمندان و صاحبان منزلت اجتماعی حساس است و از شعار‌های عدالت‌طلبانه استقبال می‌کند. گرایشی که گاه به تحقیر چهره‌های علمی و فرهنگی نیز تمایل دارد و به‌باور علوی‌تبار، محمود احمدی‌نژاد و سعید جلیلی به این طیف تعلق دارند هرچند او اذعان دارد که در محفل‌ها و گرایش‌های درونی آن تفاوت‌هایی وجود دارد.

علوی‌تبار در عین حال معتقد است در حوزه اقتصاد، نباید شعار‌های انتخاباتی راست‌رادیکال را نشانه گرایش آن به سوسیالیسم دانست. ترجیح این جریان، واگذاری سرمایه‌های مولد به افراد وفادار به قدرت و ایجاد طبقه‌ای از سرمایه‌داران متعهد به حاکمیت است. مخالفت آن با سرمایه‌داران موجود نیز لزوما ناشی از مخالفت با مالکیت خصوصی نیست بلکه به این بازمی‌گردد که سرمایه‌داران مستقل خواهان مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها و تامین منافع بلندمدت خود هستند، امری که با الگوی تمامیت‌خواه سازگار نیست. از سوی‌دیگر، راست‌رادیکال به سازوکار بازار برای تخصیص منابع و توزیع محصولات بسنده نمی‌کند و دخالت گسترده حکومت در فعالیت‌های اقتصادی را حق و گاه وظیفه آن می‌داند. ترکیب مالکیت سرمایه به‌دست افراد منتخب قدرت با تخصیص دستوری منابع، الگویی است که علوی‌تبار آن را «سرمایه‌داری حکومتی» می‌نامد؛ الگویی که از نظر او نه سوسیالیستی است و نه مبتنی بر سلطه کامل بازار.

در سیاست خارجی، نویسنده نگرش مسلط بر این جریان را «آخرالزمان‌گرایی ستیزه‌جو» معرفی می‌کند؛ نگرشی مبتنی‌بر تقسیم جهان به دوقطب مطلق خیر و شر، باور به نزدیک بودن پایان جهان و اقتدار فرهمند رهبرانی که مدعی دسترسی به جهان نادیده‌اند. به اعتقاد علوی‌تبار، این نگاه به تقدیس خشونت، آرزوی نابودی نیرو‌های شر و مقدس شمردن جنگ و پاکسازی مذهبی می‌انجامد. در چنین چارچوبی، طرفداران صلح و سازش ممکن است در جایگاه دشمن قرار گیرند و گفت‌و‌گو نه برای دستیابی به تفاهم بلکه صرفا برای اتمام حجت تلقی شود. نویسنده نشانه‌های این نگرش را در مواضع فرهنگستان علوم اسلامی، جبهه پایداری و احمدی‌نژاد و اطرافیانش قابل مشاهده می‌داند.

علوی‌تبار همچنین بر این باور است که از نظر سازمان‌یافتگی، نیرو‌های راست‌رادیکال عمدتا در قالب محفل‌ها، انجمن‌ها و گروه‌ها فعالیت می‌کنند و تنها بخشی از آنان از انضباط تشکیلاتی بیشتری برخوردارند. به نوشته علوی‌تبار، اختلاف بر سر سهم از قدرت و جایگاه در تصمیم‌گیری نیز می‌تواند به جدایی و طرد برخی محفل‌ها مانند احمدی‌نژاد و اطرافیانش منجر شود. او با استناد به پیمایش‌های ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، برآورد می‌کند که کمتر از ۱۰‌درصد جامعه به این گرایش تعلق دارند؛ با این حال، قدرت سیاسی و سهم این جریان از ساختار تصمیم‌گیری، بسیار بیشتر از وزن اجتماعی آن است.

مشاهده خبر در سایت آفتاب