سومین بازی آبیها در آسیا برابر اولین حریف اماراتی، اولین باخت استقلال را رقم زد. حملات خطرناک الشبابیها آنقدر ریز و زیرکانه بود که اکثر زمان بازی مدافعان و دروازه بان ما را دچار اشتباهات فراوان میکردند. فرعباسی شاید بتواند جلوی یکی دو موقعیت خطرناک الشبابیها را بگیرد، اما دیگر نمیتواند همه جوره جور اشتباهات مدافعان تیمش را بکشد.
استقلال در نیمه دوم آنقدر درمانده شد که راهی جز شکست برایش نمانده بود. شاید دیگر زمان، زمان شکست و تسلیم بود، برابر یکی از پنج تیم بالای جدول لیگ نخبگان، دو تیم اماراتی العین و الشباب و دو تیم عربستانی الهلال و الاهلی همراه با استقلال، حالا امتیاز گرفتن از تیمهای قطری و ازبکستانی راه صعود برای استقلال را هموارتر خواهد کرد.
این شکست روزی باید برای استقلال اتفاق میافتاد، چه در لیگ و چه در آسیا پس چه بهتر که الان رخ داد. سهراب از شکست نمیترسید و برای رکورد هم بازی نمیکرد. هواداران استقلال هم دیدند که تیم شان چگونه برابر حملات خطرناک اماراتیها چقدر عاجز و ناتوان شده بود و به قول معروف، زورش نمیرسید.
ما باید خوشحال باشیم که با تیمهای عربستانی روبهرو نمیشویم، اما حریفان اماراتی و حتی ازبکستانی هم آسان به نظر نمیرسند. شکست برابر اولین حریف اماراتی، استقلال را از خواب خوش شکست ناپذیری بیدار کرد. خوابی که اگر بیشتر از این جلو میرفت ممکن بود عاقبت بدی را برایش ترسیم کند.
همیشه شکست بد نیست، گاهی در راه رسیدن به پایان، کمک میکند و استقلال در میانه راه خوب جایی باخت تا متوجه شود که تا اینجای راه هم که به سلامتی سپری کرده خالی از اشتباه نبوده است، نباید مغرور شود و شکست ناپذیری دلیلی بر رسیدن به قله و هدف نیست. تیمها حتی با چند شکست هم به صدر رسیده و قهرمان شدهاند.

