عامل قتل بانوی قهرمان مچاندازی صبح ۲۸ مهر در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی در مشهد در حالی پای میز محاکمه ایستاد که بهصراحت ارتکاب جنایت و دیگر اتهامات را پذیرفت.
قاضی حجتالاسلام و المسلمین محمد شجاعپور فدکی رئیس دادگاه با اشاره به محتویات کیفرخواست پرونده و طبق اعترافات متهم به قتل در مرحله بازپرسی و بازسازی صحنه جنایت گفت: «متهم «اسماعیل-ج» نزد بازپرس پرونده اظهار داشته است: من در دوران نامزدی به همسرم سوءظن داشتم و احتمال میدادم با کسی رابطه نامتعارف دارد، ولی این موضوع را پیگیری نکردم تا اینکه با هم ازدواج کردیم و حاصل این ازدواج دختری ۴ ساله به نام ... است.
این بدگمانی وقتی شدت گرفت که همسرم (حانیه) به مسافرت رفت. وقتی از سفر به خانه بازگشت، در صفحه اینستاگرام (اکسپلور) تصویری بدون روسری از او دیدم و تصمیم عجولانهای گرفتم. فرزندم را به خانه یکی از نزدیکانم بردم و به خانهام بازگشتم. سپس به مشاجره لفظی با همسرم پرداختم و در همان حالت عصبانیت او را روی زمین انداختم و گلویش را آنقدر فشار دادم که تمام کرد.
بعد هم کارد قصابی را از روی یخچال برداشتم و مچ هر دو دستش را بریدم و بعد هم به روستای رباط سمنگان گریختم تا اینکه با راهنمایی پدرم خود را تسلیم قانون کردم.
در همین حال، با دستور مقام قضایی، وکیل صاحبان خون با اشاره به اعترافات صریح متهم در مراحل بازپرسی و تحقیقات مقدماتی و همچنین نظریه پزشکی قانونی، تقاضای صدور قصاص نفس را خواستار شد.
در ادامه جلسه رسیدگی به این پرونده جنایی که پانزدهم خرداد سال گذشته در فریمان رخ داد، متهم به قتل ۳۳ ساله مقابل میز عدالت ایستاد و با معرفی کامل خود به سوالات قضات برجسته دادگاه پاسخ داد.
آیا قبل از این عکس اختلاف دیگری نیز با هم داشتید؟
بله، چند ماه قبل از آن هم یک شب پیامکی به اشتباه از گوشی همسرم به گوشی من ارسال شد که قصد داشت برای فرد دیگری بفرستد. به او گفتم این فرد دیگر کیست؟ ولی همسرم در پاسخ من گفت من حوصله جر و بحث با شما را ندارم.
متن پیامک چه بود؟
در آن پیامک نوشته بود «رفتم جای تکتم گریه کردم، زندگیم مشکل دارد». البته تکتم یکی از دوستان همسرم بود که با هم به سالن مچاندازی و باشگاه پرورشاندام میرفتند.
آیا به جز این موارد موضوع نامتعارفی را هم از همسرتان دیده بودید؟
نه، ولی پیامک فرستاده، حتما چیزی بوده است.
چرا مچ دستانش را آنگونه بریدید؟
چون خیلی عصبانی بودم!
در این هنگام قاضی امید عابدینی (مستشار دادگاه) پرسید:
آیا هیچ توجیه عقلانی وجود دارد که شما با وضع رقتبار و اینگونه عمیق مچ دستان همسرتان را ببرید؟
د رحالت عصبانیت این کار را انجام دادم.
ولی شما نقاطی از پیکر همسرتان را بریدهاید که موجب شهرت او بود. عصبانی بودم!
همسرم یا دانشگاه بود یا اوقاتش را در باشگاه میگذراند
در ادامه جلسه محاکمه، همچنین رئیس دادگاه از متهم پرسید:
بعد از قتل کجا رفتید؟
به منزل مادرم رفتم و به او گفتم زنم را کشتهام، ولی پدرم در خانه نبود.
دختر خردسالت را چه کردی؟
قبل از وقوع حادثه او را به خانه خالهام بردم.
چه زمانی؟
سرشب بود. همسرم یا دانشگاه بود یا اوقاتش را در باشگاه میگذراند. در واقع فرزندم را مادرم بزرگ کرد.
پس چرا او را به خانه خالهات بردی؟
بردم دیگر!
چاقو را از کجا برداشتی؟
همیشه ۴-۵ چاقو برای قصابی گوسفند روی یخچال میگذاشتیم. آن روز هم کارد قصابی را از روی یخچال برداشتم.
اول کدام مچ همسرت را بریدی؟
یادم نیست.
پس قتل و صدمات و همچنین بریدن مچ دستان همسرت را قبول داری؟
بله.
سرش را هم محکم به زمین کوبیدی؟
بله، ۲ بار در همان حال عصبانیت سرش را به زمین کوبیدم.
تلاش برای ربط دادن جنایت هولناک به اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول
در ادامه جلسه رسیدگی به پرونده قتل بانوی قهرمان مچاندازی، وکیلمدافع متهم نیز با بیان اینکه تا به حال موکلش ابراز ندامت و پشیمانی نکرده است، تلاش کرد این جنایت هولناک را به «اعتقاد مهدورالدم» بودن مقتول ارتباط دهد، اما قضات دادگاه با طرح سوالاتی حقوقی و قضایی این ادعا را به چالش کشیدند.
در همین حال قاضی شجاع پور فدکی توضیح داد: صحنهسازی با ادعای خودکشی، فرار از صحنه جنایت، محو آثار جرم، تصمیم قبلی برای ارتکاب قتل، بردن کودک به مکان دیگر، بریدن مچ دستان مقتوله، تسلیم شدن وی بعد از نصیحت و راهنماییهای پدر، تماس نگرفتن با پلیس ۱۱۰ و... با آنچه «اعتقاد به مهدورالدم» بیان میشود کاملا در تضاد و تقابل است.
پس از واکاویهای قضایی و تخصصی در این پرونده جنایی، قضات برجسته دادگاه وارد شور شدند تا رأی خود را در مهلت قانونی صادر کنند.

