تهران در آستانه آبانماه۱۴۰۵ درشرایطی میزبان بحث انتقال صنایع آببر به جنوب بوده که بحران آبی پایتخت از مرحله هشدار گذشته و به وضعیت اضطراری رسیده است. مصوبه هیات دولت در مهرماه امسال و تاکید رییسجمهور بر «الزام» توسعه دریامحور، پروندهای را گشوده که در یکسو بقای پایتخت و در سوی دیگر، واقعیتهای اقتصادی و زیرساختی جابهجایی صنایع سنگین قرار دارد. پرسش اصلی این است که آیا جنوب ایران ظرفیت پذیرش صنایع آببر فلات مرکزی را دارد یا این طرح نیز به سرنوشت مصوبات پیشین دچار میشود؟
صدور مجوز شهرک صنعتی سهسال ممنوع میشود
مصوبه مهرماه هیات دولت با عنوان «برنامه اقدام برای ساماندهی و پالایش عملکردی و تمرکززدایی از استانهای تهران و البرز»، وزارت صنعت، معدن و تجارت را مکلف کرده ظرف سهماه فهرست صنایع قابل انتقال را تهیه کند و اولویت را به صنایع آببر و انرژیبر مانند سیمان و فولاد داده است.
ممنوعیت سهساله ایجاد شهرکهای صنعتی جدید در تهران و البرز، نشانهای از عزم دولت برای توقف بارگذاری صنعتی در مرکز کشور است. در این مصوبه تامین اراضی صنعتی نیز منوط به تامین آب از منابع نامتعارف و تامین برق خورشیدی است. در ازای انتقال این صنایع نیز امکان استقرار «صنایع دانشبنیان، پاک و فناوریمحور» مجاز است.
آیا انتقال صنایع آببر از اطراف تهران ممکن است؟
محمود نجفیسهی، فعال حوزه صنعت در گفتوگو با «جهانصنعت» با اشاره به مساله انتقال صنایع آببر از حاشیه شهرهای بزرگ از جمله تهران گفت: ممکن است برخی صنایع در اطراف تهران و شهرهای بزرگ ایجاد شده باشند که در اصطلاح نسبت به سایر صنایع، آببر محسوب میشوند، اما این صنایع که طی دههها شکل گرفتهاند را چگونه امکان دارد به جای دیگری انتقال داد؟ بهواقع این کار غیرممکن است.
نجفیسهی در ادامه توضیح داد: برخی کارخانههای بزرگ، از جمله کارخانههای سیمان یا سایر صنایع، در اطراف تهران و شهرهای بزرگ، بهخاطر کاهش هزینه حمل ایجاد شدند تا با کمترین هزینه حمل بار، امکان جابهجایی آنها صرفه اقتصادی داشته باشد و با همین رویکرد بود که صنایع متوسط و کوچکتر نیز حول این صنایع در اطراف شهرهای بزرگ ازجمله تهران توسعه پیدا کرد. با توسعه این صنایع در اطراف این شهرها، نیروهای تحصیلکرده و حتی کارگران عادی نیز به این شهرها مهاجرت کردند و در چنین شرایطی که این ساختار طی دههها شکل گرفته چگونه میتوان بهراحتی آن را انتقال داد؟
دولت ازاینپس نباید مجوز ساخت صنایع بزرگ را بدهد
این فعال حوزه صنعت در ادامه تاکید کرد: البته از این به بعد دولت نباید اجازه ساخت کارخانه و صنایع بزرگ را در اطراف شهرهای بزرگ بدهد و برای انتقال صنایع به جای موردنظر خود باید امکانات تشویقی در محل موردنظر را ایجاد کند. برای مثال اگر میخواهد صنایع را به کنار دریا ببرد باید زیرساختهای تامین انرژی، زیرساختهای لازم برای نیروی انسانی که به این شهرها مهاجرت میکنند و ایجاد مسکن برای آنها را فراهم سازد. یکی از مشکلات نیروی کار همواره مسکن بوده است.
آیا دولت در این راستا چارهای اندیشیده است؟ اگر قرار باشد در هر کجا شهرک صنعتی ایجاد کنیم باید به فکر تمرکز جمعیت و ایجاد سکونت در آنجا و بهتبع ساخت مسکن و حتی دانشگاه و مدرسه در آن اطراف نیز باشیم.
توسعه نامتوازن، عامل مهاجرت از استانهای محروم
این فعال حوزه تولید ادامه داد: بنابراین دولت برای ایجاد واحدهای صنعتی در یک محل باید مشوقهای لازم را به کار بگیرد و برای تمرکززدایی صنعت در جاهای دیگر محدودیت ایجاد کند و اجازه ندهد که واحدهای صنعتی دیگری درکنار این شهرها ایجاد شود چراکه اصولا مردم جذب شهرهایی میشوند که سرمایه و امکان اشتغال در آن وجود داشته باشد.
وقتی تمام سرمایهها در اطراف پایتخت و شهرهای بزرگ ایجاد شدند طبیعی است که مردم به سمت این شهرها مهاجرت خواهند کرد ولی وقتی استانی مانند سیستانوبلوچستان در فقر بهسر میبرد و سرمایهگذاری شایستهای ندارد معلوم است که مردمان همان سرزمین نیز از آنجا مهاجرت خواهند کرد.
انتقال صنایع نیازمند مطالعات فرهنگی و زیرساختی است
نجفیسهی یادآور شد: موضوع انتقال صنایع به این راحتیها امکانپذیر نیست و حتی در این زمینه باید مطالعات فرهنگی نیز صورت بگیرد که آیا نقطهای که قصد توسعه صنعتی آن را داریم مردم آن به لحاظ فرهنگی خواهان این توسعه صنعتی هستند و بهسرعت جذب آن مشاغل خواهند شد یا خیر بنابراین بهسادگی نمیتوان واحدهای صنعتی اسکانیافته در یک منطقه را از جا کند و بهراحتی در جای دیگر آن را جایگزین کرد. بدون شک این اقدام نیازمند اولا ایجاد زیرساخت در منطقه موردنظر برای توسعه صنعتی و ثانیا ارائه مشوقهای لازم برای جذب نیروی صنعتی به آن منطقه است.
تجربه جهانی؛ فناوری بهجای جابهجایی
یکیاز نقاط ضعف اصلی طرح انتقال نادیدهگرفتن تجربه موفق جهانی در مدیریت آب صنعتی است. بسیاری از مجتمعهای صنعتی بهویژه فولادی پیشرفته در جهان با نرخ بازچرخانی بیش از ۹۰درصد فعالیت میکنند و مصرف آب خود را به شدت کاهش دادند. در ایران نیز پروژههای انتقال پساب تصفیهشده شهری به صنایع در اصفهان، یزد و کرمان اجرا شده که نشان میدهد حتی در مناطق دارای تنش آبی میتوان بدون فشار بر منابع آبشیرین نیاز صنعت را تامین کرد بنابراین پرسش کلیدی این است: آیا هزینه چندمیلیارد دلاری انتقال یککارخانه منطقیتر از سرمایهگذاری در فناوری بازچرخانی و انتقال پساب است؟
مکران؛ فرصتها و تلهها
سواحل مکران و خلیجفارس بهعنوان مقصد اصلی انتقال معرفی شدند. مزیت دسترسی به آب دریا برای شیرینسازی، نزدیکی به بنادر صادراتی و کاهش هزینههای لجستیک غیرقابل انکار است. البته چالش دیگر زیرساختهای اسکان نیروی انسانی، شبکه انرژی، حملونقل و تاسیسات آبشیرینکن است که ایجاد آنها در سواحل نیازمند سرمایهگذاری سنگین و زمان طولانی است. علاوه بر این تخلیه شورابههای حاصل از آبشیرینکنها و تمرکز بیش از حد صنایع در یک نوار جغرافیایی، ملاحظات زیستمحیطی و پدافند غیرعامل را نیز برجسته میکند.
کلام آخر
آیا دولت چهاردهم اراده لازم برای پیشبرد طرح انتقال صنایع از اطراف تهران به جنوب کشور را دارد؟ تجربه مصوبات گذشته نشان میدهد تعیین مهلتهای سهماهه و ششماهه برای انتقال صنایع درنهایت به بنبست خورده است. انتقال صنایع آببر از تهران به جنوب، در سطح گفتمان یک پاسخ منطقی به بحران آب است، اما این مصوبه در سطح اجرایی، بدون اصلاح نظام قیمتگذاری آب، بدون الزام صنایع به بازچرخانی پساب و بدون سرمایهگذاری همزمان در زیرساختهای در جنوب کشور بهویژه مکران تنها به سرنوشت دهها مصوبه مشابه دچار خواهد شد. اینک باید دید که اگر فهرست صنایع قابل انتقال منتشر شود، آیا این فهرست شامل صنایعی خواهد بود که واقعا قابل انتقال هستند یا صرفا فهرستی خواهد بود با نامهایی برای نمایش اجرای یک مصوبه؟

