به نقل از ستاد خبری چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، دومین نشست از نشستهای «۴۳-۲۰» با عنوان «معیار و عیار» با حضور روناک رنجی، محسن آقالر و سعید پوراسماعیلی و با اجرای اسماعیل باستانی در اولین روز از جشنواره برابر با ۲۵ مهرماه برگزار شد.
روناک رنجی در ابتدای این نشست درباره فیلمهای تجربی عنوان کرد: با این پیش فرض شروع میکنیم که دنبال تعاریف مشخصی که همیشه در فیلمها بودهایم، نباشیم. ما دو نگرش کلی درباره فیلمها داریم؛ یکی اینکه فیلمهای متفاوت را با واژه آوانگارد میشناسید که این کلمه از علوم نظامی گرفته شده و به معنای گارد پیشرو است درواقع هرچیزی که گارد را میشکند را آوانگارد میگویند. این نوع فیلمها میخواهند سرزمینهای رسانه را فتح کنند.
وی افزود: دوم فیلمهای تجربی و اکسپریمنتال است. در کتاب یکی از نویسندگان با نام کلمنت گرینبرگ درباره اوانگارد میگوید «ما در بزنگاههای تاریخی سیاسی آوانگارد را تشخیص میدهیم که به شکل برونریزی اجتماعی خود را نشان میدهد.» برخی هم آوانگارد را معادل تجربی گرفتهاند.
رنجی مطرح کرد: در انجمن پنج دوره را به فیلمسازی آوانگارد یا فیلمسازی تجربهگرا در نظر گرفتهایم. من آنجا دائم یادآوری میکنم که تفاوتهای عمدهای میان بین دو واژه آوانگارد و تحربی وجود دارد. آوانگاردها خود را متعهد میدانند که بیشتر به وقایع واکنش نشان دهند آنها معتقد هستند که تجربی صرف هستند، درواقع فرمولهای جدید تولید میکنند تا به نفع سینمای بدنه و تجاری از دستاوردهایشان استفاده کنند. در تاریخ هنر هم به این شکل بوده است که آوانگاردها و تجربهگراها مرزها را گسترش دادهاند.
وی ادامه داد: ما نمونههای بسیاری داریم. مثلا دعوای آوانگاردها با تجربهگراها این است که آنها برای سینمایی که توهم است، خوراک تولید میکنند در مقابل تجربهگراها هم میگویند تا ما خطی نشکنیم، انقلابی ایجاد نمیشود. جامعه زمانی دچار انقلاب میشود که خطی شکسته شود و آشناییزدایی اتفاق بیفتد و عناصر هر بار به شکل جدید دیده شود.
در ادامه آقالر عنوان کرد: هر تلاشی در جهت عبور از قواعد، تلاشی تجربهگرایانه است. حتی فیلم «سفر به ماه» هم که فیکشن را وارد سینما میکند، شکلی جدید از شیوه نمایش است. ما چند فیلمساز و چند فیلم مهم داریم که رویکردهای انتزاعی دارند. «سگ اندلسی» اثر سالوادور دالی و لوئیس بونوئل از جمله اینهاست. ما به اینها فیلم تجربی نمیگوییم، بلکه بقایای سینمای هنری هستند.
وی با بیان اینکه مرزها در هم تنیده شده است، توضیح داد: سختترین کار دنیا این است که تعریف کنیم سینمای هنری چیست. در دهه ۴۰ سینمای مستقل آغاز به کار میکند و شکلی از سینما به وجود میآید که خیلی نمیخواهد به جریان سینمای اصلی که قصهگوست، وابسته باشد.
آقالر گفت: فیلم معروف «نور ماه» استن براکیچ، نگاتیوها را برمیدارد، روی آنها پر پروانه میگذارد و نور میدهد. عنصر دوربین را حذف میکند و در واقع ابزار سینمای تجربی به این شکل دچار تغییر میشود. در گذشته تصور این بود که وقتی داستان را حدف میکنیم فیلم رویکرد تجربی دارد، اما این تعریف کاملی نیست باید در تعریف این فیلمها نسبت را با فرم یا فرایند تولید فیلم.ها سنجید.
وی افزود: سینمای هنری مقابل سینمای داستانی قرار میگیرد. فیلم تجربی، اما رویکرد متفاوتتری دارد. فیلمهای لینج مثلا از عناصر تجربهگرایانه بهره میبرد، اما در سینمای هالیوود ساخته شده است. در حال حاضر مرزها در هم شکسته شده است و در جهان چندوجهی زندگی میکنیم درباره سینمای تجربی هم همین گونه است.
سپس پوراسماعیلی گفت: در تعریف فیلم تجربی میتوان گفت وقتی فیلمی را میبینیم به این نگاه کنیم که به میزانی که از قواعد سینما پیروی کرده از فیلمهای تجربی یا اکسپریمنتال فاصله گرفته است و به میزانی که بتواند ارتباط بگیرد و روی مخاطب تاثیر بگذارد، تجربی است. با این حال من سعی میکنم هیچ قانونی درباره این فیلمها در نظر نگیرم.
پوراسماعیلی گفت: اگر فیلمهای جشنواره را میبینید و فکر میکنید قصه خوبی داشته یا بازیگر خوب بوده و بعد بر این اساس میخواهید قوانین فیلم تجربی را هم کشف کنید راه غلطی است. چون در این فیلمها مطلقا چیزی قابل الگوبرداری نیست.
وی با ذکر مثالی گفت: فکر کنید اولا حروف الفبا در اختیار شماست و مثلا باید واژهها و جملات جدیدی بیافرینید که تا حالا ساخته نشده است و دوما بتواند حس و تاثیری هم داشته باشد. در سینمای اکسپریمنتال هم باید چنین کنید. سادهاش این میشود که همه قواعد سینمایی را به کار بگیرید، اما فیلم را بدون قواعد سینمایی بسازید.
وی اظهار کرد: برخی معتقد هستند که برای سینمای اکسپریمنتال باید زبان و قواعد آن را بدانید و بعد بشکنید من با این گزاره مخالف هستم، چون ممکن است شما برای اینکه بخواهید غزل بسرایید لازم باشد غزل را بشناسید، اما در شعر نو نیازی نیست حتما همه این مسیر را رفته باشید و حتما نیازی نیست همه قالبهای شعری را بشناسید.
وی با اشاره به جریانها و حلقههای شکلگرفته و پیوسته تاریخی اجتماعی گفت: درک این پیوستها مهم است. ادراک پس از سالها کار زیباشناختی عادتی میشود و چالش کشیدن آن کار سختی است، اما دانایی را نمیتوان زیر سوال برد. ما آموزش میبینیم و با تاریخ هنر و پیوستارها و هنرها آشنا میشویم تا فکر نکنیم هر فریمی که گرفتهایم امر نویی است و اینها پیش نیاز است.
رنجی تصریح کرد: سینما هنر صنعت است، اما هنر التقاطی است تا حدی از هنرهای پیشین خود بهره برده است سینما محل تقاطع علوم سیاسی و اجتماعی است ما فیلمهایی از دهه ۸۰ داریم که بر جنسیت و قومیت تاکید دارد و تجربی هم هست. یا فیلمهایی که از روانکاوی، ریاضیات و فضای ژنتیک استفاده کرده است. هنرجویی را داشتم که فیلمی را براساس توان در ریاضی ساخته بود و تصاویر به توان ۲ میرسید که قرار بود نوعی جهانبینی را به تصویر بکشد.
رنجی در بخش دیگر عنوان کرد: در دهه ۶۰ سیاستگذاری هنری در سینمای ایران تحت یک سری ایدئولوژیها باعث شد که در تعریف سینمای هنری و تجربی خلط مبحث پیش آید. در ان زمان برخی فیلمها مثل سینمای کیشلوفسکی و تارکوفسکی به دلیلی سیاستهای ان دوره به عنوان فیلمهای تجربی مطرح میشود. ان زمان سینمای تجربی با سینمای هنری و اوانگارد دچار نوعی خلط مبحث میشود.
وی اضافه کرد: فیلمسازان تحربی همیشه از ابزارها با اغوش باز استقبال کردهاند در راستای اینکه چقدر میتواند به او کمک کند.
رنجی در بخش دیگر گفت: همانطور که گفتم سینمای ایران در یک دورهای فیلم هنری را به مثابه سینمای تجربی در نظر گرفته است که اشتباه بوده است.
اقالر در ادامه در پاسخ به سوالی فیلم «از نفس افتاده» گدار را هم اوانگارد و هم تجربی نامید و گفت: او انقدر فرد مهمی است که این فیلم را هم میتوان تجربه گرا به لحاظ ساختاری دانست، چون قواعدی را شکست و هم میتواند اوانگارد باشد، چون از فضای اجتماعی خود تاثیر میگیرد.
رنجی نیز در توضیحی درباره هنر تجربه گرا گفت: هنر تحربه گرا دائم در حال شدن است یعنی دائم تغییر میکند و از هر تعریفی سر باز میزند.
سپس اسماعیل پور درباره اینکه چطور میتوان تشخیص داد چه ایدهای برای فیلمکوتاه است؟ گفت: فیلم کوتاه قالبی دارد که ابتدا زمان بندی است بر این اساس شخصیت پردازی، قصه، مقدمه و موخره و دیگر موارد تعریف میشود. ایده فی نفسه میتواند هرچیزی باشد بسط ایده ان را به فیلم کوتاه تبدیل میکند. گاهی موقعیت خیلی خوب است، اما پرداخت خوبی ندارد و در یک فیلم سینمایی بلند میگویند این ایده میتوانست یک فیلم کوتاه خوب باشد. اسیبهایی که در فیلمها میبینیم گاهی به همین مربوط میشود که یک فیلم کوتاه به یک اثر فلسفی تبدیل شده در حالیکه باید در اثر سینمایی مطرح شود. فیلمنامه غالبا تعیین میکند که ایده میتواند در یک فیلم کوتاه ساخته شود یا در فیلم سینمایی یا در سریال.
در پایان این نشست اقالر در پاسخ به اینکه در فیلم تجربی از سلبریتی میتوان استفاده کرد یا خیر گفت: میشود از سلبریتیها هم استفاده کرد و بهره گرفت، اما با رویکردی دیگر.
چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به دبیری بهروز شعیبی، به همت انجمن سینمای جوانان ایران و با حمایت سازمان سینمایی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، موسسه تصویرشهر، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان اورژانس کشور و بنیاد مستضعفان و بانک ملی از ۲۵ تا ۳۰ مهر در پردیس سینماگالری ملت برگزار میشود.

