روزنامه خراسان نوشت: حضور فردی مثل کرباسچی در یک برنامه تلویزیونی و طرح بحث میان دو دیدگاه متفاوت، ایده قابل دفاعی است که کاش خیلی زودتر شاهد بروز آن روی آنتن تلویزیون میبودیم. اگرچه برنامه به وقت ایران آنچنان که باید نتوانست به درستی این ایده را اجرا کند؛ عدم توازن تعداد مجریها با مهمان، به یک طرفه بودن بحث دامن میزد و نسبت سه به یک مجریان با کرباسچی هم درنهایت نتوانست آنچه هدف این برنامه بود را محقق کند و بیشتر مباحث به جدل کشیده شد تا رفع یک شبهه منطقی و مستدل. در این باره بیان چند نکته حائز اهمیت است:
۱ کاش تجربه برنامه به وقت ایران و ادعاهای عجیب کرباسچی روی آنتن زنده، باردیگر ایده برگزاری مناظره در برنامهها را به بایگانی صداوسیما نفرستد.
۲ صداوسیما نه تنها برای احیای بخشی از مخاطبان از دست رفته اش به ایجاد برنامههایی با محوریت ایجاد مناظره و گفتوگو میان چهرههای سیاسی و نخبگان نیاز دارد؛ بلکه به عنوان رسانه رسمی حاکمیت وظیفه دارد تا با ایجاد تریبون برای مواجهه تفکرات و ایدههای متضادی که وجود دارند در جهت آگاهی بخشی به عموم جامعه اقدام کند.
۳ فقدان چنین برنامههایی در سالهای اخیر و تریبونهای یکطرفه، صداوسیما را در چرخه بی پایان اظهارنظرهای یکطرفه کارشناسان محدود این سازمان گرفتار کرده، عملا باعث رشد پلتفرمهای مختلف به موازات این سازمان شده، بخشی از مخاطبان را به سمت رسانههای خارجی یا مجازی کوچ داده و از همه خطرناکتر این که این نگاه یکطرفه در صداوسیما، برخی دیدگاهها و نظرات موجود در کف جامعه را (فارغ از درستی یا نادرستی آن ها) نه تنها در یک فضای منطقی و عقلانی مورد بحث قرار نداده بلکه به سوژه برخی برنامههای طنز تقلیل داده که موجب خشم بخشهایی از جامعه نیز شده است.
۴ امروز که به گفته مسئولان کشور، فشار اقتصادی و جنگ شناختی برای ایجاد شکاف در جامعه به بخشی از راهبرد دشمن تبدیل شده، نگهداشتن هر ایرانی در دایره امر ملی خود بخشی از امنیت ملی است. ما به جامعهای یکشکل احتیاج نداریم؛ به ملتی متحد احتیاج داریم. اگر قرار است هسته سخت ایران ۹۰ میلیونی باشد، رسانه این هسته نیز باید ظرفیت شنیدن و بازنمایی ۹۰ میلیون ایرانی را داشته باشد.

