میرجلالالدین کزازی در دیداری با شاهنامهپژوهان که ۲۲ مهرماه در تالار فردوسی جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد با اشاره به اینکه شما مشهدیان از این نازش بزرگ و بیمانند برخوردارید که در سرزمینی به جهان آمدهاید که زادگاه بزرگمرد ادب و اندیشه و سرود و سرواد و رزمنامه فردوسی فرخندهفرهمند است، اظهار کرد: من بارها گفتهام به برهان دانشورانه که زن ایرانی در جهان بیهمتاست. زن ایرانی اگر به کاری بیاغازد، آن کار به هر پایه و مایه دشوار و توانفرسا نیز باشد، تا آن را به شایستگی به فرجام نیاورد، دست از آن بازنمیکشد تا برسد به آرمان و آماج خویش.
وی افزود: خیزشی فرهنگی چندیست در سراسر ایرانزمین دیده میشود، خیزش بازگشت به شاهنامه. این خیزش را زنان ایرانی پایه ریختند. چند سال پیش آموزگاران دبستانها در کنار آموزههای همیشگی کوشیدند که به شاهنامه بپردازند، نونهالان و نوجوانان و جوانان ایرانی را با شاهنامه آشنایی بدهند. تا آنجا که من میدانم، این خیزش را آموزگاران کرمانشاهی بنیاد نهادند، اما در زمانی کوتاه که مایه شگفتی است، این خیزش سرتاسر ایرانزمین را درنوردید.
کزازی با بیان اینکه امروز شما در هر شهری، در هر شهرکی، در هر دهستانی کانونهایی را میبینید که در آن به شاهنامه میپردازند، بیان کرد: به ویژه نونهالان را تلاش دارند با این شاهکار شگرف بیمانند آشنایی بدهند. خود من بارها گواه هنرنمایی کودکان خرد بودهام که بیتهای شاهنامه را از بر، درست و به آیین بر زبان میراندند، یا در نمایشهایی که بر پایه داستانهای شاهنامه سامان داده شده بود، یکی از قهرمانان این رزمنامه بزرگ میشدند.
این استاد ادبیات پارسی ادامه داد: زن ایرانی باید خود را به نیکی بشناسد. اگر خود را به نیکی شناخت، خویشتن را ارج مینهد. اگر زنان جهان با زن ایرانی به درستی آشنا شوند، این زن نمونه برترین خواهد بود برای آنان. ما در شاهنامه نمونههایی برترین از زن ایرانی را داریم. زنی مانند سیندخت که گرهی کور را میگشاید که برترین مردان روزگار از گشودن آن بازمیمانند؛ مردانی مانند منوچهر پادشاه ایرانزمین و سام جهانپهلوان شاهنامه.
شاهنامه برترین رزمنامه جهان است
کزازی با طرح این پرسش که رزم در شاهنامه چیست، چگونه است، چه کاربردی دارد؟ تصریح کرد: پاسخ من بدین پرسش که پرسشی بنیادین و ساختاری نیز هست، این است که درست است که شاهنامه همچنان و دانشورانه به برهان، برترین رزمنامه جهان است، اما نامهای رزمی نیست. شاید شما از این سخن که ناسازگارانه مینماید در شگفت بیفتید.
وی در ادامه گفت: شاهنامه اگر رزمنامه است، چگونه میتواند بود که نامه رزم نباشد؟ پاسخ این است که در شاهنامه هیچ رزمی را ما نمییابیم که به پاس رزم آغاز گرفته باشد و انجام یافته. هر رزمی هنگامی در ایران رخ میدهد که دشمنان به این سرزمین تاختهاند. رزم را آنانند که میآغازند، ایرانیان از سر ناچاریست که تن به رزم میدهند. هر رزمی را شما در شاهنامه بنگرید، این ساختار را، این ویژگی بنیادین را در آن خواهید یافت.
این شاهنامهپژوه با تاکید بر اینکه هنگامی که دشمن بدین سرزمین میتاخته است یا میتازد یا در آینده خواهد تاخت، بر هر ایرانی راستین بایسته است که در برابر او بایستد و او را از این خاک پاک تابناک براند، تصریح کرد: اگر چنین نکند، ایرانی نیست. ایران سرزمینی سپند و اهوراییست. من هر زمان سخن از ایران میرود، بر خود بایسته میدانم که آن گفته شگرف زرتشت خردمند باستانی ایرانی را بر زبان برانم.
بنابه گفته زردشت ایران بهترین بومیست که مزدا آفریده است
کزازی افزود: سخنی نغزتر، نابتر، نکوتر از این گفته درباره ایران نمیتوان گفت و زرتشت میگفت ایران بهترین بومیست که مزدا آفریده است. این سرزمین، سرزمین مزدایی اهورایی است. اگر دیوان، ددمنشان، تیرهاندیشان و آزمندان بدین سرزمین بتازند، ما اگر باشندگان اهورایی این سرزمین سپندیم، به ناچار میباید در برابرشان بایستیم.
ما ایرانیان هرگز آغازگر جنگ نبودهایم
وی خاطرنشان کرد:، اما ما ایرانیان هرگز آغازگر جنگ نبودهایم. همواره ناچار شدهایم به جنگیدن. تا جایی که میتوانستهایم کوشیدهایم که از نبرد و آورد دوری بجوییم، اما دشمن، دشمنی بوده است خیرهروی و آزمند. ایران ما در درازنای روزگاران سرزمینی بوده است که آز دیگران را برمیانگیخته است؛ سرزمین آباد، سرزمینی آزاد، سرزمینی بهرهمند، برخوردار از دهشهای گونهگونه ایزدی.
این استاد پیشکسوت دانشگاه با اشاره به اینکه یکی از بزرگترین، نامآورترین و شگفتیانگیزترین مردان جهان، کوروش بزرگ است، بیان کرد: نه تنها ما ایرانیان بلکه جهانیان هر کس او را به شایستگی بشناسد، بدو میبالد. کوروش جهانشاهی پهناور هخامنشی را بنیاد نهاد. چگونه؟ نه با نبرد. تنها یک دو سرزمین را با نیروی ارتشی گشود. آن سرزمینها هم به یاری مردمانشان گشوده شد، مانند بابل. بابلیان از درون راه را بر سپاه ایران گشودند.
کزازی ادامه داد: بیست و اندی سرزمین به جهانشاهی هخامنشی پیوستند. چرا؟ زیرا میدانستند با باور استوار که اگر بخشی از این جهانشاهی باشند، زندگانی بهتری خواهند داشت، سرزمینشان آبادتر خواهد شد. به آغوش باز به جهانشاهی روی آورده. با دلیری رزمندهای چیرگی دشمن را برنمیتابیم، چرا؟ پاسخ یکی بیش نیست، چون ایرانی هستیم، اما هرگز ما نبرد را با دیگران آغاز ننهادهایم و آغاز نمیدهیم و آغاز نخواهیم نهاد.
وی تاکید کرد: شاهنامه گواه گزیده این سخن من است که ایرانیان هنگامی که ناچار میشدند سرزمینی را فرو بگیرند، مانند دیگر جهانخواران آن را به تباهی نمیکشیدند، نمیخواستند که مردم آن سرزمین ایرانی بشوند، آیین ایران را بپذیرند. آزاد بودند در هر آنچه میخواستند و تنها بخشی از جهانشاهی ایرانی شمرده میشدند. شما رفتار کوروش را هنگامی که بابل را گشود، با رفتار دیگر جهانخوارگان بسنجید، هیچ پیوند و همانندی در میان این دو نیست.
این شاهنامهپژوه با بیان اینکه ما مردان و مردمان رزمیم، تصریح کرد: شاهنامه برترین رزمنامه جهان است، اما به خواست خویش به رزم نمیپردازیم. ایران از دید من فرهنگیترین کشور جهان است. این را از سر شیفتگی به ایران نمیگویم بلکه به برهان دانشورانه یکی از ویژگیهای بنیادین ساختاری فرهنگ، رفتار به آیین و سنجیده و آگاهانه است. بایسته چنین رفتاری، دوستیست با دیگران، پاسداری آرامش، پیشرفت، نه ویرانی، نه جنگ، نه سیاهی و تباهی. ما مردمان رزمیم، اما از سر ناچاری و اگر راهی برای آشتی پیشاروی ما نماند.

