توقف کامیونها در پشت مرزها از ۲۵روز عبور کرده و حالا به گفته رانندگان کامیون، این مساله تبعات انسانی به بار آورده است. شاخصترین موضوعی که از سوی رانندگان به آن اشاره میشود، موضوع بطری آب معدنی ۵۰۰هزارتومان تا یکمیلیونتومانی است. ابعاد توقف کامیونها در پایانههای مرزی را نمیتوان تنها با شمارش خودروهای منتظر یا محاسبه هزینه روزانه هر کامیون سنجید. مساله اصلی، اختلالی است که این توقفها در چرخه حملونقل و تعهدات تجاری ایجاد میکند. زمانی که کامیونها در انتظار عبور هستند، بخشی از ظرفیت عملیاتی ناوگان از دسترس خارج میشود و شرکتهای حملونقل برای انجام تعهدات بعدی خود با محدودیت مواجه میشوند.
رضا رستمی، رییس کمیسیون حملونقل، ترانزیت و لجستیک اتاق ایران، به نقل از تیننیوز و با اشاره به توقف حدود ۴هزار و۸۰۰کامیون در مرز بازرگان و ۵هزار و۴۰۰دستگاه در دوغارون در مقاطعی خاص، از فاصله میان حجم ناوگان منتظر و ظرفیت خروج روزانه سخن گفته است. به گفته او، خروج روزانه کامیونها از بازرگان در آن مقطع حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰دستگاه بود؛ وضعیتی که نشان میدهد حتی درصورت تداوم فعالیت پایانه، ظرفیت محدود عبور میتواند به شکلگیری صفهای طولانی منجر شود. کامیونی که چندین روز در مرز منتظر میماند، در این مدت امکان انجام سفر بعدی را ندارد.
در نتیجه، شرکت حملونقل ممکن است برای جبران تاخیر، ناچار به تغییر برنامه حرکت سایر خودروها یا مذاکره مجدد با صاحبان کالا شود. در ناوگانهای کوچک، توقف حتی چند دستگاه کامیون نیز میتواند بخش مهمی از ظرفیت عملیاتی شرکت را مختل کند. از سوی دیگر، هزینه توقف فقط به راننده یا مالک خودرو محدود نمیشود. صاحب کالا نیز با تاخیر در تحویل محموله روبهروست و ممکن است برای انبارداری، تغییر برنامه توزیع یا تامین جایگزین کالا هزینه بیشتری بپردازد. اگر محموله برای یک خط تولید یا تعهد صادراتی مشخص در نظر گرفته شده باشد، تاخیر میتواند آثار گستردهتری داشته باشد. برای نمونه، نرسیدن مواد اولیه در موعد مقرر ممکن است برنامه تولید یک واحد صنعتی را مختل کند هرچند میزان این خسارت به نوع محصول، موجودی انبار و امکان استفاده از منابع جایگزین بستگی دارد.
تبعات اقتصادی توقف طولانیمدت کامیونها
مهرداد تقیزاده، کارشناس حوزه حملونقل درخصوص تبعات اقتصادی انتظار کامیونها در پشت مرزها به «جهانصنعت» گفت: «وضعیت تردد کامیونها در مرز دوغارون نسبت به گذشته بهتر شده، اما در مرز بازرگان، مدت توقف کامیونها به بیش از ۲۵روز رسیده است. مرز بازرگان از اهمیت بالایی در مبادلات تجاری کشور برخوردار است، زیرا یکی از گذرگاههای اصلی تبادل کالا با اروپاست. درمقابل، مرز دوغارون به شبکه ریلی متصل نیست و مسیرهای جادهای آن نیز از کیفیت و زیرساخت مناسبی برخوردار نیستند. معطلی طولانیمدت کامیونها در مرزها، هزینههای حملونقل را افزایش میدهد و با ایجاد اختلال در زنجیره تامین، میتواند به افزایش تورم منجر شود. از سوی دیگر، توقف کامیونها و معطل ماندن بارها، موجب خواب سرمایه و تحمیل هزینههای اضافی به شرکتهای حملونقل و صاحبان کالا میشود.
ادامه این وضعیت میتواند زمینه را برای افزایش سهم کامیونهای ترکیه در بازار حملونقل کالا فراهم کند و به تضعیف جایگاه شرکتهای حملونقل ایرانی بینجامد. در چنین شرایطی، شرکتهای حملونقل و رانندگان داخلی برای جبران بخشی از زیانهای ناشی از توقفهای طولانی، ناچار به افزایش نرخ حمل هستند؛ موضوعی که در نهایت میتواند هزینه جابهجایی کالا را برای صاحبان بار و مصرفکنندگان افزایش دهد.» معطلی طولانیمدت کامیونها در مرزها، هزینههای حملونقل را افزایش میدهد و با ایجاد اختلال در زنجیره تامین، میتواند به افزایش تورم منجر شود. از سوی دیگر، توقف کامیونها و معطل ماندن بارها، موجب خواب سرمایه و تحمیل هزینههای اضافی به شرکتهای حملونقل و صاحبان کالا میشود.
هزینههایی که در کرایه حمل دیده نمیشود
یکی از مشکلات اصلی در محاسبه هزینه توقف کامیونها، تفکیک نکردن هزینه مستقیم از خسارتهای ناشی از تاخیر است. هزینه مستقیم میتواند شامل مخارج روزانه راننده، هزینههای مجاز توقف و برخی هزینههای جاری خودرو باشد. درمقابل، از دست رفتن سفر بعدی، تاخیر در تحویل کالا، خواب سرمایه و احتمال جریمه قراردادی، در دسته هزینههای غیرمستقیم قرار میگیرند. این تفکیک از نظر اقتصادی اهمیت ویژهای دارد، زیرا جمع کردن تمام این موارد بدون بررسی قراردادها و شرایط واقعی ممکن است به محاسبه تکراری بعضی هزینهها منجر شود.
برای مثال، اگر مبلغ اعلامشده برای توقف روزانه کامیون از ابتدا بخشی از هزینههای جاری و فرصت ازدسترفته را دربرگرفته باشد، افزودن دوباره همان اقلام به رقم نهایی، برآورد خسارت را غیرواقعی میکند. با این حال، اصل مساله روشن است؛ هرچه زمان انتظار طولانیتر و پیشبینیناپذیرتر باشد، محاسبه کرایه و برنامهریزی اقتصادی سفر دشوارتر خواهد شد. شرکتهای حملونقل برای پوشش این ریسک ممکن است در قراردادهای بعدی شرایط زمانی یا مالی متفاوتی در نظر بگیرند. اگر هزینههای اضافی به صاحب کالا منتقل شود، بهای تمامشده واردات یا صادرات افزایش مییابد. در غیر این صورت، بخشی از فشار بر حاشیه سود شرکت حملونقل یا صادرکننده باقی میماند.
وقتی تاخیر، بازار صادرات را از دسترس خارج میکند
پیامد توقف مرزی به هزینه مالی محدود نیست و میتواند بر اعتبار تجاری صادرکنندگان نیز اثر بگذارد. در تجارت بینالمللی، زمان تحویل بخشی از تعهدات قراردادی است. اگر صادرکننده متعهد شده باشد که محمولهای را در مهلت مشخص به خریدار برساند، تاخیر طولانی در مرز ممکن است او را درمعرض مطالبه خسارت، کاهش قیمت فروش یا حتی فسخ قرارداد قرار دهد. البته تحقق هرکدام از این پیامدها به مفاد قرارداد، شرایط و حوادث غیرمترقبه و توافق طرفین بستگی دارد. این موضوع برای محمولههای فسادپذیر یا کالاهایی که کیفیت آن به زمان حمل وابسته است، اهمیت بیشتری دارد. تاخیر ممکن است ارزش اقتصادی محصول را کاهش یا هزینه نگهداری آن را افزایش دهد.
در کالاهای صنعتی نیز نرسیدن بهموقع محموله میتواند زنجیره تامین خریدار را مختل کند و بر تمایل او برای ادامه همکاری با تامینکننده ایرانی اثر بگذارد. از این منظر، کاهش زمان توقف مرزی تنها اقدامی برای کاهش هزینه کامیونها نیست بلکه بخشی از زیرساخت رقابتپذیری صادرات محسوب میشود. صادرکنندهای که نتواند زمان تحویل را با دقت قابلقبولی پیشبینی کند، در مقایسه با رقبایی که از مسیرهای قابلاعتمادتر استفاده میکنند، با ریسک بیشتری مواجه خواهد بود.
مدیریت یکپارچه، پیششرط کاهش هزینهها
بهاعتقاد فعالان بخشخصوصی، یکی از عوامل تشدیدکننده توقف در مرزها، فعالیت دستگاههای متعدد با سامانهها و فرآیندهای جداگانه است. اگر اطلاعات مربوط به اسناد، مجوزها، کنترلهای گمرکی و پذیرش ناوگان در بسترهای مختلف ثبت شود و میان این سامانهها تبادل موثر داده وجود نداشته باشد، بخشی از زمان کامیونها صرف پیگیری اداری و رفع ناهماهنگیها خواهد شد. البته همه توقفها ناشی از فرآیندهای داخلی نیست.
محدودیت پذیرش در طرف مقابل، تفاوت الزامات فنی، ظرفیت پایانهها و حجم تردد نیز میتواند در شکلگیری صف نقش داشته باشد؛ بنابراین راهکار موثر باید همزمان بر اصلاح فرآیندهای داخلی و هماهنگی با کشور مقابل متمرکز شود. استقرار یک سامانه مرجع برای تبادل اطلاعات، تکمیل اسناد پیش از رسیدن کامیون به مرز، مدیریت نوبتدهی و هماهنگی ساعات کاری دستگاههای مستقر در پایانه میتواند به کاهش زمان انتظار کمک کند.
در کنار آن، مذاکره با طرف مقابل برای افزایش ظرفیت پذیرش و رفع اختلافهای اجرایی ضروری است. در نهایت، معیار موفقیت این اقدامات باید کاهش قابلاندازهگیری زمان توقف و هزینه هر سفر باشد، نه صرفا افزایش تعداد کامیونهای عبوری در یک روز. اگر خروج روزانه افزایش یابد، اما ورود ناوگان همچنان بیش از ظرفیت پذیرش باشد، صف پشت مرزی کامیونها میتواند دوباره شکل بگیرد. بههمیندلیل، پایش مستمر تعداد کامیونهای منتظر، متوسط زمان عبور و علت توقف برای ارزیابی عملکرد پایانهها اهمیت دارد.
توقف کامیونها و تشدید بحران نوسازی ناوگان
از سوی دیگر، توقف طولانیمدت کامیونها در مرزها، در شرایطی که بخش حملونقل جادهای با چالش نوسازی ناوگان و افزایش هزینههای نگهداری خودروها روبهروست، میتواند فشار مضاعفی بر توان اقتصادی شرکتهای حملونقل وارد کند. هرچه زمان انتظار در مرز افزایش یابد، تعداد سفرهای قابلانجام در طول ماه کاهش پیدا میکند، در حالی که بسیاری از هزینههای مالکیت و نگهداری خودرو همچنان پابرجاست. این مساله برای مالکان کامیونهای فرسوده و قدیمی اهمیت بیشتری دارد. ناوگان فرسوده بهطورمعمول به تعمیرات و نگهداری بیشتری نیاز دارد و تامین قطعات نیز میتواند هزینهبر باشد.
در چنین شرایطی، اگر درآمد حاصل از حمل بار نتواند هزینههای جاری و تعمیرات را پوشش دهد، منابع مالی لازم برای سرمایهگذاری مجدد و جایگزینی خودرو نیز محدودتر خواهد شد؛ بنابراین کاهش معطلی کامیونها میتواند علاوه بر کاهش هزینههای جاری، به بهبود بهرهوری ناوگان و حفظ توان سرمایهگذاری در بخش حملونقل کمک کند. در مقابل، تداوم این وضعیت ممکن است توان مالی برخی شرکتها و رانندگان را برای نگهداری و نوسازی خودروها محدودتر کند؛ موضوعی که در بلندمدت میتواند بر کیفیت خدمات حملونقل جادهای و ظرفیت جابهجایی کالا در کشور اثر بگذارد.

