«داریوش فرضیایی» بازیگر و مجری شناختهشده حوزه کودک که از ابتدای دهه ۸۰ با نام هنری «عمو پورنگ» در میان کودکان به شهرت رسیده است در گفتوگو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به دلایل افول برنامههای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی رئال در حوزه کودک طی سالهای اخیر، اظهار داشت: ما از کودک امروز عقب ماندهایم و احساس میکنم موضوعاتی که به آنها پرداخته میشود، لزوماً دغدغههای واقعی کودکان نیستند؛ یعنی موضوعاتی نیستند که بچهها در زندگی روزمره با آنها دستوپنجه نرم کنند. این مسئله به شناخت کم ما از کودکان برمیگردد؛ منظورم ما افرادی است که در حوزه کودک فعالیت میکنیم.
داریوش فرضیایی با اشاره به کاهش انگیزه فعالان حوزه کودک و انتقاد از عملکرد مدیران این عرصه، گفت: البته من با این دیدگاه که در شرایط سخت نمیتوان کار کرد، مخالفم. اتفاقاً معتقدم باید در همین شرایط هم تلاش کرد و به کار ادامه داد؛ اما از طرف دیگر، باید بپذیریم که افراد به انگیزه نیاز دارند و این وظیفه مدیران است که از آنها حمایت کنند. موضوع فقط شعار دادن نیست؛ باید در عمل حمایت صورت بگیرد. من تعارفی ندارم و معتقدم منشا بسیاری مسائل حوزه کودک به مدیریت برمیگردد. هر جامعهای برای پیشرفت به مدیریت صحیح نیاز دارد.
فرضیایی با تاکید بر اهمیت فیلمنامه در فیلمهای کودک بیان کرد: درباره فیلمهایی هم که ساخته میشوند، باید بگویم که من همیشه معتقدم فضای فانتزی جای خودش را دارد و شادی و شور و هیجان هم در جای خودشان مهم هستند، اما موضوع و فیلمنامه اهمیت بسیار زیادی دارند. نحوه پرداخت به موضوع و کارگردانی هم بسیار مهم است. شاید فیلمهای قدیمی سادهتر بودند، اما موضوعاتی داشتند که برای بچهها قابل لمس بود و آنها میتوانستند نمونههایش را در زندگی خود ببینند.
وی متذکر شد: امروز بچهها فیلمهایی میبینند که احساس میکنند با زندگی واقعیشان فاصله زیادی دارد. انگار این فیلمها در فضای دهه ۶۰ متوقف شدهاند، درحالیکه کودک امروز متعلق به دهههای ۸۰ و ۹۰ و حتی دهه ۱۴۰۰ است و نمیتواند بهراحتی با چنین آثاری ارتباط برقرار کند. به نظر من، ریشه این مسئله را باید در درجه اول در فیلمنامه جستوجو کرد. فیلمنامه و موضوع اهمیت زیادی دارند.
این بازیگر و مجری حوزه کودک با اشاره به کاهش انگیزه فعالان این عرصه و انتقاد از عملکرد مدیران در حوزه تولیدات نمایشی کودک تصریح کرد: البته من با این دیدگاه که در شرایط سخت نمیتوان کار کرد، مخالفم. اتفاقاً معتقدم باید در همین شرایط هم تلاش کرد و به کار ادامه داد؛ اما از طرف دیگر، باید بپذیریم که افراد به انگیزه نیاز دارند و این وظیفه مدیران است که از آنها حمایت کنند. موضوع فقط شعار دادن نیست؛ باید در عمل حمایت صورت بگیرد. من تعارفی ندارم و معتقدم منشا بسیاری مسائل حوزه کودک به مدیریت برمیگردد. هر جامعهای برای پیشرفت به مدیریت صحیح نیاز دارد.
فرضیایی همچنین با اشاره به آسیبپذیری کودکان در برابر فضای مجازی و ضرورت تغییر رویکرد تولیدات حوزه کودک متناسب با شرایط امروز اظهار داشت: در حوزه فرهنگ هم نگرانیهای زیادی دارم، بهویژه درباره تأثیر شبکههای اجتماعی بر کودکان.ای کاش در این فضا ساماندهی بیشتری صورت میگرفت و شرایطی فراهم میشد که کودکان بتوانند از محتوای مناسبتری استفاده کنند. امروز بچهها بهراحتی به اطلاعات مختلف دسترسی دارند و بسیاری از فیلمها را دیدهاند، با اصطلاحات گوناگون آشنا هستند و واژههای زیادی را میشناسند.
او ادامه داد: به همین دلیل، تولید محتوا برای کودک امروز کار بسیار دشوارتری شده است. دیگر نمیتوان با موضوعات سطحی و حرفهای ساده و تکراری با او ارتباط برقرار کرد؛ چراکه ممکن است چنین محتوایی حتی برایش خندهدار یا بیمعنا باشد. به همین دلیل، من همیشه تأکید میکنم که باید درباره کودکان بیشتر، جدیتر و دقیقتر فکر کنیم.
این هنرمند در تشریح دلایل موفقیت مدیران حوزه کودک در دهههای گذشته، تعهد و سختگیری آنها در تولید برنامههای کودک را از عوامل مؤثر دانست و تصریح کرد: من فکر میکنم مدیران آن زمان سختگیریهایی داشتند که ریشه در تعهدشان و علاقهای داشت که به کار کودک داشتند. یادم هست زمانی که در تلویزیون کار میکردم، مدیران بسیار سختگیر بودند. من اجرای زنده داشتم، اما پیش از پخش، حتماً باید متنم خوانده و تأیید میشد. با اینکه بخش زیادی از اجرای من بداهه بود، چهارچوب مشخصی وجود داشت و مدیر باید میدانست که قرار است درباره چه موضوعی صحبت کنم. همچنین تأکید داشتند که مطالب مطرحشده حتماً در ارتباط با حوزه کودک باشد. این موضوع برای من بسیار جالب بود.
فرضیایی با انتقاد از مجریان برنامههای کودک بیان کرد: امروز احساس میکنم حتی کیفیت اجراها هم مثل گذشته نیست. باید به کاری که انجام میدهیم باور داشته باشیم. یک بار کسی از من پرسید برای اجرای بهتر جلوی دوربین چهکار کند. به او گفتم اول باید به حرفی که میخواهی بزنی باور داشته باشی و بعد جلوی دوربین بروی. ابتدا باید ببینی واقعاً کودکان را دوست داری و دغدغه آنها را داری یا نه. اگر این دغدغه و باور را داشته باشی، مطمئن باش کاری که انجام میدهی برایت معنا و ارزش بیشتری خواهد داشت؛ چون به آن ایمان داری.
وی متذکر شد: امروز افراد زیادی وارد فضای مجازی شدهاند و این فضا هم به بخشی از رسانه تبدیل شده است. میبینیم که بعضی افراد با هنجارشکنیهای مختلف معروف میشوند و متأسفانه کودکان هم از آنها الگوبرداری میکنند. گاهی محتوایی که کمترین ادب و تربیت در آن دیده نمیشود، ناگهان فراگیر میشود و متأسفانه همان رفتارها بهعنوان ارزش مطرح میشوند. در چنین شرایطی، بسیاری از ارزشها کمرنگ میشوند و رفتارهای نادرست جای آنها را میگیرند. این موضوع جای بحث جدی دارد.
بازیگر فیلم سینمایی «عموی بچه ها» با بیان این مطلب که ما نباید در سینمای حوزه کودک، اسیر فضای کاذب و معیارهای سطحی اینستاگرام شویم؛ اظهار داشت: باید بسیار مراقب باشیم؛ چون کودکی که امروز با او سروکار داریم، با کودک دهه ۶۰ و ۷۰ تفاوت زیادی دارد. بچههای امروز بسیار باهوش و زرنگ هستند و من همیشه میگویم که بعضیها در مواجهه با آنها کم میآورند. تولید محتوای مناسب برای این نسل واقعاً دشوار است و به کارشناسی دقیق و تخصصی نیاز دارد.
او ادامه داد: به نظر من، باید این مسیر را باز کنیم و اجازه دهیم افراد مستعد با ایدههای تازه، بهویژه جوانان، وارد این حوزه شوند و نظر بدهند. البته منظورم صرفاً داشتن یک رویکرد خاص نیست، بلکه باید به دنبال ایدههایی باشیم که استاندارد باشند و بتوانند همه کودکان را در بر بگیرند، نه فقط گروه محدودی از آنها را.
فرضیایی بیان کرد: ما باید همه کودکان را در نظر بگیریم؛ با هر نوع تفکر و ویژگیای که دارند. کودکان بیشفعال، کودکانی که در یادگیری با مشکل مواجهاند، بچههای باهوش و همه گروههای دیگر باید در این برنامهریزی دیده شوند. امروز دیگر نمیتوان تنها برای گروه محدودی از کودکان محتوا تولید کرد. باید کاری کنیم که هر کودکی، با هر شرایطی، بتواند با محتوایی که تولید میکنیم ارتباط برقرار کند، جذب آن شود و نسبت به آن واکنش نشان دهد.
وی افزود: حتی گاهی میگویم بد نیست خود بچهها هم در این فرایند مشارکت داشته باشند و نظر بدهند. درست است که در جشنوارهها داورانی حضور دارند، اما چرا نباید از همه کودکان ایران نظرخواهی کنیم و به آنها فرصت بدهیم ایدههایشان را مطرح کنند؟ بسیاری از بچهها ایدههای مختلفی میفرستند، اما به آنها توجه نمیشود. به نظر من، بعضی از ایدهها و طرحهایی که کودکان ارائه میکنند، حتی میتوانند از ایدههای بسیاری از نویسندگان و فعالان این حوزه جذابتر باشند.
«داریوش فرضیایی» در پایان این گفتوگو خاطرنشان ساخت: باید به ایدههای کودکان بها بدهیم و اجازه دهیم دیده شوند. متأسفانه، چنین فرصتی بهاندازه کافی وجود ندارد. عدهای سالها در حوزه کودک فعالیت کردهاند و سوابقشان هم قابل احترام است؛ من هم برای این افراد احترام قائلم، اما باید بپذیریم که کودکان امروز به محتوای تازه نیاز دارند. پرسش این است که چه کسی میتواند این محتوای تازه را تولید کند! چه کسی ایدههای جدید دارد! به نظر من، خود بچهها هم میتوانند منبع مهمی برای این ایدهها باشند.

